در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

با این حال گاهی و به فراخور فیلمنامه برخی از فیلمها، سراسر یک فیلم یا بخش اعظمی از آن در فضای زندان میگذرد و به روابط زندانیان و ماجراهای مربوط به آنها و عمدتا مسائلی چون درگیریهایشان با یکدیگر یا برنامهریزی برای فرار میپردازد. مجموعه «فرار از زندان» شاید جدیدترین مثال موفق در این زمینه باشد. سینمای جهان و ایران پر است از فیلمهایی که قهرمانانش بیگناه و خطاکار روزها و سالهایی را در زندان گذراندند و گاهی اگر اراده و امکانی وجود داشت برای رهایی و خلاصی از آن موقعیت فرسایشی و مرگبار تلاش میکردند که ممکن بود به ثمر برسد یا نرسد.
«قطار افسار گسیخته»، «حفره»، «فرار بزرگ» و «بازداشتگاه شماره 17» برخی از آثار شاخص سینمای دنیا در این ژانر است که قهرمانان آنها یا به واسطه جرم و خطاهایی که مرتکب شدهاند یا به دلیل شرایط جنگی اسیر شده و در زندان به سر میبرند. علاقهمندان سینما حتما فیلم «پاپیون» ساخته ماندگار فرانکلین جی شفنر و بازیهای تماشایی استیو مککوئین و داستین هافمن را به یاد دارند که اولی بارها برای فرار و رهایی اقدام کرد و در پایان هرچند بسیار دیر، اما موفق به انجام این کار شد و دومی تن به تقدیر شوم و محتومش داد. «پرندهباز آلکاتراز»، «مسیر سبز» و «راه رفتن مرد مرده» فیلمهای دیگری هستند که هر کدام از زاویهای خاص و متفاوت به این موضوع جذاب پرداختهاند.
سینمای ایران نیز همگام با سینمای جهان هرازگاهی سراغ فیلمهایی رفته که در زندان روایت میشود و قهرمانان به دلایل مختلف باید به اجبار مدتی از عمر خود را پشت میلههای زندان بگذرانند. «جرم»، «اعتراض» و «سنگ، کاغذ، قیچی» چند نمونه از فیلمهایی هستند که بخشی از آنها در فضای زندان میگذرد، اما فیلمهای معدودی نیز وجود دارند که به دوران اسارت رزمندهها و سربازان اسیر شده در زمان جنگ تحمیلی پرداخته و ماجراهای آن ایام را دستمایه ساخت قرار دادهاند. بارزترین تفاوت این فیلمها با سایر فیلمهای ژانر زندان به موضوع و محتوای آنها و این نکته برمیگردد که افراد دربند در اینجا به دلیل عملی خودخواسته و ارزشی گرفتار آمدهاند و هر حرف و عملشان متاثر از هدف و نیت مثبت آنهاست.
همانطور که گونه دفاع مقدس به عنوان زیرژانر فیلم جنگی پس از تولید انبوهی از فیلمها با موضوعیت جنگ تحمیلی جایگاه و موقعیت خود را در سینمای ایران تثبیت کرد، انتظار میرفت که از قصههای دراماتیک دوران اسارت رزمندهها نیز استفاده بجا و مناسبی صورت گیرد، اما بیاعتنایی به این بستر و محمل آماده و بالقوه قصهگویی و خاطرات فراوان شفاهی و مکتوب آزادگان باعث شده تا این امکان از سینمای ایران دریغ شود. فیلمهای انگشت شمار موجود در این زمینه هم هنوز به حد و اندازهای نرسیده که حتی در تعاریف یک زیرگونه سینمایی بگنجد.
شاید یکی از دلایلی که باعث میشود خیلیها به سمت فضای دوران اسارت نروند و به آن نپردازند، تلقی آنها از تکراری بودن لوکیشن و محیط اردوگاهها و زندانهای اسارت باشد. احتمالا بیاعتنایی و کمتوجهی به این منبع جذاب به عدم آشنایی و شناخت و مطالعه نکردن خاطرات پرپیچ و خم و گوناگون اسرا و قصههای شنیدنی آنها برمیگردد. آنچه که اهمیت دارد، لزوم و ضرورت توجه بیشتر به سینمای دوران اسارت است، چراکه سینما نقش اساسی و مهمی در معرفی قهرمانان جنگ و نمایش پایداریها و مقاومتهای آنها دارد. با این حال، سینما و فیلمسازان متعهد و دغدغهمند ما نشان دادهاند که هرگاه شرایط و امکانات ساخت فیلمهایی با موضوع آزادگان و دوران اسارت فراهم شده، مشتاقانه از آن استقبال کرده و نهایت تلاش خود را برای خلق آثاری ارزشمند و ماندگار و در شأن مقام و جایگاه آزادگان انجام دادهاند. «مردی شبیه باران» به نویسندگی و کارگردانی سعید سهیلی از فیلمهای مهمی است که به دوران طاقتفرسای اسارت میپردازد. منصور قاسمی (ابوالفضل پورعرب) یکی از فرماندهان برونمرزی سپاه در جریان حمله نیروهای دشمن، موجی و دستگیر میشود و عراقیها که او را نمیشناسند، تمام تلاش خود را برای شناسایی قاسمی به کار میگیرند. از دیگر فیلمهای مهم در این زمینه، «بوی پیراهن یوسف» ساخته ابراهیم حاتمیکیاست. دایی غفور (علی نصیریان) با وجود همه مدارکی که ثابت میکند پسرش یوسف در جنگ شهید شده، هنوز هم فکر میکند او زنده است. از سوی دیگر شیرین (نیکی کریمی) هم چشمانتظار برادرش خسرو است. فصلهای مهمی از فیلم به ورود آزادگان به میهن اختصاص دارد که به پرسشهای تماشاگران و افراد منتظر پاسخ میدهد. موسیقی بهیادماندنی مجید انتظامی از امتیازات این فیلم است.
فیلم «کیمیا» ساخته ارزشمند احمدرضا درویش هم قصه یک آزاده را پس از دوران اسارت و در زمان آزادی روایت میکند. نگاه دگرگونه این فیلمساز دریچهای به مظلومیت دردناک برخی از آزادگان باز کرده و تاکید میکند سالهای پیشرو و پس از آزادی آنها که دیگر حتی خانوادهای نیز ندارند، دست کمی از دوران سخت اسارتشان ندارد، چهبسا دشوارتر و جانکاهتر هم باشد. بازی تماشایی و همدلیبرانگیز خسرو شکیبایی در نقش رضا رضاییمنش از یادها نخواهد رفت. «نفوذی» ساخته مشترک احمد کاوری و مهدی فیوضی یکی دیگر از فیلمهای جذاب درباره اسارت است و داستان زندگی اسیری (امیر جعفری) را روایت میکند که بعد از ۲۰ سال به وطن بازمیگردد، اما به محض ورود و به اتهام نقش داشتن در شهادت عدهای از اسیران ایرانی دستگیر و زندانی میشود و این سرآغاز ماجراهای جدید است.
«پرواز از اردوگاه» به کارگردانی حسن کاربخش و بازی جمشید هاشمپور داستان دستگیری و اسارت یک سرگرد خلبان در دوران جنگ تحمیلی را به تصویر میکشد. نگاه متفاوت و اکشن فیلمساز به مقوله اسارت و طراحی مبارزات رزمی در اردوگاه عراقیها باعث شد تماشاگران زیادی در اوایل دهه 70 به دیدن این فیلم بروند. بازگشت سرافرازانه آزادگان در 26 مرداد 69 به آغوش ملت با شور و شعف ملی و میهنی همراه بود، اما سینمای ما تاکنون آنچنان که شایسته این رویداد بزرگ است از آن استقبال نکرده و جز مواردی معدود به آن نپرداخته است. به خدا جای دوری نمیرود اگر گاهی مرغان قفس ندیده، یادی از مرغان از قفس پریده کنند.
علی رستگار / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: