چون نگهبانان اردوگاه همیشه مراقب کتابها بودند، نمیتوانستیم خودمان آن قرآنها را به دستشان برسانیم، اما در فرصتی مناسب به صورت مخفیانه مقداری کاغذ، قلم و خودکار از اتاق نگهبانی برداشتیم، چون همراه داشتن قلم و کاغذ ممنوع بود، دور از چشم عراقیها شبها سورههای قرآن را روی این کاغذها مینوشتیم و برادران درخواستکننده قرآن به صورتهای مختلف خود را به بیماری میزدند تا به درمانگاه راه پیدا کنند و در آنجا این کاغذهای قرآنی را به آنها میدادیم. آنها نیز پس از حفظ کردن هر کاغذ، آن را به دیگری میسپردند و این روش حفظ و اشاعه آیات الهی تا مدتها ادامه داشت.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....