jamejamnashriyat
نشریات قاب کوچک کد خبر: ۵۸۸۸۹۰ ۲۶ مرداد ۱۳۹۲  |  ۱۶:۴۸

همراه با خاطرات حسین رفیعی از برنامه تلویزیونی «نیمرخ»

«نیمرخ» تاثیرات شگرفی داشت

متاسفم که «نیمرخ» ادامه پیدا نکرد. مغز متفکر این کار آقای اعلایی، مدیر وقت گروه کودک و نوجوان شبکه یک بود که همراه خانم آذردخت یوسفی تهیه‌کننده و آقای حسن‌زاده کارگردان، این برنامه ماندگار را تولید کردند. دوره‌ای طلایی بود و مخاطبان ما خاص بودند و نویسندگان، برنامه را با خلاقیت خاصی براساس احادیث و آیات قرآن طراحی می‌کردند و از آنجا که روان‌شناسی کودک و نوجوان نیز می‌دانستند بر اساس یک نوع آسیب‌شناسی جامعه به سمت سوژه‌ها می‌رفتند.

من و امیرحسین مدرس سعی می‌کردیم بچه‌ها را نصیحت نکنیم و از شعارزدگی به دور باشیم، چراکه جذب نوجوان بسیار سخت است. شاید یک کودک را بتوان با قصه راضی و همراه کرد، اما نمی‌توان با همان شیوه با نوجوان رفتار کرد. حقیقت را باید با جسارت، قدرت و شهامت به نوجوان گفت.

اما متاسفانه سیاستگذاری گروه کودک و نوجوان این بود که برنامه‌های دیگری روی آنتن بیایند. هر چند از قدیم گفته‌اند دست زدن به ترکیب تیم قهرمان کار اشتباهی است. البته بعدها شخصیت «فَ فَ» دوباره در قالب و برنامه دیگری خلق شد. مثلا ما این کار را در شبکه جام‌جم به مدت پنج سال دنبال کردیم و آنجا شخصیتی به نام «جیم جمل» را که شبیه «ف ف» بود، بازی می‌کردم و خوشبختانه آنجا هم با استقبال مخاطب رو به رو شد. این برنامه مخاطب خاصی پیدا کرده بود، طوری که هنوز هم وقتی به شبکه جام‌جم می‌روم و در این شبکه اجرا دارم، از من درباره جیم جمل می‌پرسند.

به هر حال ما همه تلاشمان را کردیم، مثلا من که گرایش تحصیلی‌ام آموزش هنر برای کودکان است، تمام آموخته‌های خود را برای داشتن یک برنامه بهتر به کار گرفتم. ما این برنامه را با کمترین هزینه تولید کردیم و آنقدر رضایت مخاطب برای ما مهم شده بود که از مرحله‌ای دیگر به پول فکر نمی‌کردیم و فقط دوست داشتیم این برنامه ادامه پیدا کند.

خاطرات جالبی از آن روزها در ذهنم باقی‌مانده است. مثلا یک خانم سالخورده به من گفت سال‌ها افسردگی داشتم و نمی‌خندیدم. اما با برنامه شما خندیدم و توانستم بر بیماری خودم غلبه کنم و این برای من یک اتفاق و نتیجه بسیار ارزشمند است. یادم می‌آید دختری نوجوان زنگ زد و ‌گفت هر قسمت از برنامه که حرف اول و آخر را می‌خوانید، من همان شب با چراغ قوه زیر پتو می‌روم و می‌گردم آن آیه‌ها را پیدا می‌کنم و دوباره می‌خوانم‌.

به نظرم نیمرخ، تاثیرات شگرفی داشت. همان زمان‌ پدری به من گفت شما کافر هستید. چون دختر من نماز اول وقتش را نمی‌خواند تا ابتدا برنامه شما را ببیند و بعد می‌رود برای نماز و شما در این تاخیر نماز جوانان مقصر هستید.

اما در کل نمی‌خواهم خیلی رویایی به نیمرخ نگاه ‌کنم و می‌گویم نیمرخ برنامه‌ای بود که تیمی قوی داشت. فقط چهار دکتر روان‌شناس با این برنامه همکاری می‌کردند. ما شورایی متشکل از بینندگان نیمرخ داشتیم که همه افراد این شورا اکنون جزو مدیران ارشد رسانه ملی هستند. نیمرخ قدرت و ظرفیت تربیت نیرو را داشت.

برنامه نود سال‌ها به‌دلیل آن‌که مخاطب دارد، پخش می‌شود؛ اما نمی‌دانم چرا این اتفاق برای نیمرخ نیفتاد. این ادامه پیدا کردن به معنای حضور دائمی من و امیرحسین مدرس در آن نیست، بلکه می‌توانست با مجریان و در قالبی دیگر به راه خود ادامه دهد.

برنامه نیمرخ فرزاد حسنی، مهدی سلوکی، محمد سلوکی، عباس غزالی و بسیاری دیگر را به صدا و سیما و حتی سینما معرفی و محفلی برای یافتن استعدادها محسوب می‌شد.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

هفته گذشته طالبان یورش برق‌آسایی به شهرستان «مایمی» در شمال‌ شرق افغانستان داشت.این منطقه روی خط مرزی این کشور با تاجیکستان و در استان بدخشان قرار دارد.

اسبی در غبار آمد

اسبی در غبار آمد

در نخستین ساعاتی که خبر شهادت شهید محسن فخری‌ زاده را شنیدم، نوشتن یک مثنوی را آغاز کردم: «سواری بر زمین افتاد و اسبی در غبار آمد/ غروب از جاده دردا باز اسبی بی‌سوار آمد». تا پاسی از شب بیدار بودم و شعر را بازنویسی می‌کردم.

چرایی پیک زمستانی کرونا

چرایی پیک زمستانی کرونا

وزیر بهداشت اعلام کرد پس از پیک پاییزه کرونا، یک پیک زمستانی نیز خواهیم داشت که به‌خصوص در استان‌های جنوبی کشور، باعث افزایش شیوع بیماری می‌شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر