در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باوجود اعمال یکسان زائران چون نماز و راز و نیاز و مناجات تفاوتهایشان کمتر به چشم میآید کودکانی که تازه به راه افتادهاند ازشلوغی، از فرشهای گسترده شده و از وسعت صحن به وجد میآیند و به راه رفتن و دویدن تشویق میشوند در گوشهای پیرزنی ریزنقش که هنوز چروکهایش سپیدی صورتش را زیرسوال نبردهاند چشم دوخته به گنبد و در حالی که اشکهایش در پستی و بلندیهای صورتش جویی نقش میزنند زیرلب نجوا میکند و همزمان چانهاش میلرزد روی فرشها زائران صفهای طویلی تشکیل دادهاند و فقط تک لبخندی کافی است تاکتابهای سبز ادعیه را در دستان یکدیگر جابه جا کنند.
ناگهان صدای پر صلابتی طنینانداز میشود و پرنده حواس زائران را به دام میاندازد و به بالای ایوان شرقی صحن عتیق میبرد.
جمعیتی که به ایوان خیره میشود و به نوای نقارهها گوش که نه بلکه دل میسپارند نمیتوانند هجوم احساساتشان را نادیده انگارند و آن را بر زبان نیاورند.
دخترجوانی که رو به ایوان شرقی صحن عتیق ایستاده است و با گوشی همراهش صدای نقارهها را ضبط میکند تا آن را به مثابه یک یادگار از یک زیارت به زادگاه خود ببرد معتقد است که نقارهها پاسخ مناجات فرشتگاناند که ازنقطهای مقدس به سوی آسمان اوج میگیرند.
پیرزنی که برسرسجاده سپیدش تسبیح سبزش را در دست میچرخاند و از این روال همیشگی نقارهها مشعوف است میگوید که از وقتی به یاد دارد نقاره خانه حضرت 20 دقیقه به طلوع و غروب خورشید نقاره میزده است و البته در قدیمها این سنت هم بوده است که وقتی کسی از حضرت شفا میگرفته است نقارهها به صدا درمیآمده و خبرازشفای یک زائر میداده است سنتی که دیگر امروز نیست او ضمنا رضا شاه را هم لعنت میکند که چند سالی این روال را برهم زد و نقاره خانه را بست و نقاره زنی را ممنوع اعلام کرد.
و مرد جوانی که دستها را روی سینه گذاشته و به دیوار تکیه داده است و به نقارهنوازان خیره شده است حدس میزند که شاید زمانی نقارهچیان وظیفه داشتند که از بلندی این ایوان زائران را در راه نیشابور رصد کرده و با طبل و شیپورهایشان ورود آنها را به مردم شهر اعلام کنند تا مهیای استقبال از زائران شوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: