نقطه کورگره های ترافیکی

آمارها می گویند: در هر ساعت ، سه نفر در اثر تصادفات وسایل نقلیه در کشور فوت می کنند. ما به آمارها گوش می دهیم. ما به شنیدن آمارهای عجیب و غریب عادت می کنیم.
کد خبر: ۵۸۵۴۵
آنقدر عادت می کنیم که آمارها قسمتی از زندگی روزمره ما می شوند. درست مثل شنیدن وضعیت آب وهوا! آمارها می گویند: تصادفات رانندگی در ایران دومین علت مرگ ومیر قلمداد شده اند ، ما توی ترافیک سنگین بزرگراه ها ، به رادیو گوش می کنیم ، به ارقامی که هی درشت و درشت تر می شوند ، و با ماشین ها کورس می گذارند.
آمارها از ماشین ها جلو می زنند و ماشین ها از آمارها جلو می زنند و آدمها توی گره های کور ترافیکی گم می شوند. آمارها می گویند و ما اعتنا نمی کنیم. «فرهنگ ترافیک» واژه ای است که روزی چند بار توی هر مصاحبه ای که درباره وضعیت ترافیک است ، تکرار می شود.
یک کارشناس حمل ونقل و ترافیک می گوید: تعداد کشته شدگان تصادفات شهری و جاده ای کشور در کمتر از سه سال معادل با کل افرادی است که در جنگ تحمیلی به شهادت رسیده اند. معنی این حرف این است که وضعیت فعلی آمار مرگ ومیر ناشی از تصادفات جاده ای و درون شهری ایران درست مثل وضعیت کشورهای اروپایی در دهه 60 است.
کشورهایی که با انجام راهکارهایی توانسته اند نرخ مرگ ومیر سوانح رانندگی را به طور موثری کاهش دهند. شاید این بهترین جوابی باشد به آنهایی که می گویند افزایش جمعیت و افزایش وسایل نقلیه به افزایش ترافیک و تصادفات می انجامد. با این همه ، آنان که فقط از دستگاه های دولتی انتظار دارند تا با تدابیر تازه ای جلوی «قفل حرکتی » را بگیرند و آنان که فکر می کنند گناه گره های کور ترافیکی تهران تنها بر گردن راننده های تک سرنشین اتومبیل ها و رعایت نکردن قوانین راهنمایی و رانندگی از سوی رانندگان است ، هر دو دسته سخت دراشتباهند. چرا که اگر تعاملی اتفاق نیفتد ، اگر دستگاه های مختلفی که در این زمینه تصمیم می گیرند و راهکارهایی ارائه می دهند، با هم هماهنگ نباشند ، اگر تا چندین سال آینده فقط از خروج خودروهای فرسوده و ارائه راه حل های نظری برای روان شدن ترافیک صحبت کنیم و همیشه در مرحله عمل باز بمانیم ، اگر همیشه با نبود مدیریتی جامع برای ترافیک و حمل ونقل درون شهری مواجه باشیم و اگر هر ساله با حجم بسیار بالای خودروهایی که شماره گذاری می شوند و وارد شبکه معابر می شوند روبه رو شویم ، به طور حتم به هیچ نتیجه ای نمی رسیم.
از آن طرف اگر تمام مشکلات را از چشم مسوولان ببینیم و بخواهیم به قیمت فقط چند دقیقه زودتر رسیدن ، مقررات بسیاری را نقض کنیم و برای انجام کارهای کوچک روزمره بخصوص در مسافت های کوتاه ، به جای استفاده از وسایل نقلیه عمومی ، ماشین های شخصی مان را به زور و زحمت توی خیابان هایی که نفس شان از حجم ماشین گرفته است ، راه بیندازیم و قطره قطره های عمر طلایی مان را ، پشت چهارراه ها و چراغ قرمزها و کلاج و ترمزها هدر بدهیم ، طبیعی است که به هیچ نتیجه ای نخواهیم رسید. پس به جای گفتن و گفتن و هزار بار گفتن از «فرهنگ ترافیک» ، از خودمان شروع کنیم. از رعایت ساده یک قانون راهنمایی و رانندگی و بعد منتظر جواب مسوولان بمانیم. از آنها بخواهیم مساله ساده نسبت ماشین های تولید شده را، با حجم ترافیک و طول جاده ها و خیابان ها و بزرگراه ها اندازه بگیرند و توی این نسبت های ضد و نقیض برای سوالهای بی شمار ما، دنبال جواب بگردند.
مریم نوابی نژاد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها