در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

برخی مواقع استفاده از نامه در فیلمها به یک شیوه روایتی تبدیل میشود و معمولا با ترفندی کلیشهای دوربین با نزدیک شدن به نامهای که یکی از شخصیتها در دست دارد، ما را به گذشتهای دور یا نزدیک یا به نقاط مبدا و مقصد نامه میبرد.
جدا از نامهها که در فیلمهای زیادی به نمایش درمیآیند و به طرق مختلف سنتی یا مدرن مابین قهرمانان رد و بدل میشوند، باید به پستچیها و نامهبرها اشاره کرد که گاهی فراتر از یک پستچی و رابط ساده بین شخصیتها عمل میکنند و خود به قهرمان و نقش اصلی فیلم بدل میشوند.
تاریخ سینما پر است از فیلمهایی که نامه نقش تاثیرگذاری در آنها داشته یا دستکم در یک صحنه شاهد باز شدن نامهای هستیم که به واسطه آن اطلاعاتی به مخاطب منتقل میشود. از این رو نامهها به مثابه دیالوگ عمل میکنند و بخشی از بار ارائه اطلاعات به مخاطب را به دوش میکشند. درست است که سینما همواره به نامهها بیشتر بها داده تا کسانی که وظیفه جابهجایی آنها را به عهده دارند، اما کم و بیش و به فراخور قصه، در برخی فیلمها هم پستچیها نقش پررنگ تری ایفا میکنند و اهمیتی بیشتر از کاغذنوشتههایی که به نشانیهای مختلف میبرند، مییابند.
در ادامه به اجمال مروری داریم به چند فیلم شاخص سینمای جهان و ایران که پستچیها و نامهها نقش اساسی و مهمی در آن دارند یا به طریقی حتی در حد بهانهای برای پرداختن به موضوعی دیگر مورد استفاده قرار گرفتهاند.
شاید نخستین تصویر و خاطره بامزه تلویزیونی و سینمایی که از شغل پستچی به ذهن برسد، مربوط به مجموعه انیمیشن «پت پستچی» باشد که داستان پت کلیفتون، یک پستچی دوستداشتنی را به تصویر میکشید که با ماشین ون قرمز رنگ همراه گربه سیاه و سفیدش (جس) نامههای اهالی دهکده گرین دیل را به صاحبانشان میرساند.
«پستچی» چهارمین فیلم داریوش مهرجویی که براساس نمایشنامه «وویتسک» نوشته گئورگ بوشنر به رشته تحریر درآمد، ماجرای تقی پستچی با بازی علی نصیریان را روایت میکند. آرایش زندگی و خانواده او بر اثر اتفاقاتی بههم می ریزد.
ژاک تاتی، کارگردان و کمدین فقید فرانسوی هم در دو تا از فیلم هایش به پستچیها میپردازد. اولی به فیلم کوتاه «مدرسه پستچیها» مربوط میشود که نخستین تجربه کارگردانی اوست و دومی فیلم بلند «روز جشن» که خود تاتی در آن نقش فرانسوای پستچی را بازی میکند.
مایکل رادفورد سال 1994 با حضور فیلیپ نوآره فیلمی به نام «پستچی» میسازد که قصهاش درباره پستچی جوانی است که از طریق اشعار پابلو نرودا، شاعر مبارز شیلیایی عشق خود را به دختر مورد علاقهاش ابراز میکند.
کوین کاستنر، بازیگر و کارگردان سرشناس آمریکایی نیز برای دومین ساختهاش بعد از «رقصنده با گرگها» از عنوان پستچی استفاده میکند که در نظرسنجی نویسندگان و منتقدان مجله توتالفیلم رتبه اول کسالت بارترین فیلم تاریخ سینما را از آن خود میکند!
«پستچی بهشت» محصول مشترک 2009 کره جنوبی و ژاپن به کارگردانی لی هیونگ مین و بازی کیم جه جونگ و هان هیوجو داستان پسری است که نامههای کسانی را که عزیزانشان را از دست دادهاند به دنیای مردگان میرساند.
یکی از فیلمهایی که نامه نقشی اساسی در آن دارد و فرم و محتوا را به زیبایی به یکدیگر پیوند میزند، انیمیشن تماشایی «مری و مکس» است. مری یک دختر هشت ساله استرالیایی است که روزی با مادرش به اداره پست میرود و از یک کتابچه، نشانی مردی 44 ساله به نام مکس را پیدا میکند و برای او نامه مینویسد. نامهنگاریهای این دو باوجود فاصله فراوان سنی به دوستی پاک و صمیمانهای منجر میشود و زندگی آنها را دگرگون میکند. در این فیلم که براساس یک داستان واقعی ساخته شده، بازیگران سرشناسی چون فیلیپ سیمور هافمن و اریک بانا صداپیشگی میکنند.
مجید مجیدی فیلم کوتاهی به نام «خدا میآید» دارد که آن را براساس داستان «نامهای به خدا» نوشته فوئنتس گرگوریو لوپزیه، نویسنده مکزیکی ساخته است. این اثر داستان پسر و دختر خردسالی را روایت میکند که برای شفای بیماری مادرشان به خدا نامه مینویسند.
از نمونههای دیگر میتوان به فیلم عاشقانه «نامه زنی ناشناس» با بازی جون فونتین اشاره کرد که به عشق یک سویه لیزا به مردی پیانیست میپردازد.
«نامههایی از ایووجیما» فیلم دوم دوگانه کلینت ایستوود بعد از «پرچمهای پدران ما» است که به بهانه نامههای به جامانده از سربازان جنگ جهانی، ما را با گذشته آدمهای ساکنان جزیره ایووجیما آشنا میکند.
از معروفترین فیلمهایی که هیچ ربطی به قضیه پستچی و نامه ندارد و از این موضوع به عنوان بهانهای برای پرداختن به قصه اصلی استفاده کرده، میتوان به دو نسخه «پستچی همیشه دو بار زنگ میزند» و فیلم ایرانی «پستچی سه بار در نمیزند» اشاره کرد.
کمدی رمانتیک «نامه داری» با بازی تام هنکس و مگ رایان هم جزو آثار اولیه و مهمی است که نامههای الکترونیکی و چت را دستمایه خود قرار میدهد.
درست است که امروزه دیگر کمتر کسی پیدا میشود به شیوهای سنتی دست به نگارش نامه ببرد، اما دنیای سینما هنوز هم گاهی به بهانههای مختلف به حرفه و موضوعاتی چون پستچی و نامه و نامهنگاری میپردازد و چقدر هنوز هم لحظه گشودن و خواندن نامه از سوی عشاق فیلمها و قهرمانان قصهها زیباست و دل و دیده تماشاگران را میلرزاند. همان لحظهای که عاشق به معشوق مینویسد:
تمام نامه غزل میشود اگر تو بخوانی
مرا که از تو نوشته شدم، مگر تو بخوانی
علی رستگار / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: