تاکنون دو جشنواره فجر مد و لباس و چند نمایشگاه در این حوزه برگزارشده است. بازتاب و تاثیر آن در نوع پوشش جامعه چقدر بوده است؟
سالها بود همه با موضوع و واژه مد و لباس با کمی احتیاط برخورد میکردند و اساسا با فاصله از کنارش رد میشدند، اما موضوع مد و سبک زندگی به عنوان یکی از ارکان زندگی همواره یکی از نکاتی است که مردم خودآگاه و ناخودآگاه با آن روبهرو هستند و شرایط زندگی و اجتماعی مردم ارتباط تنگاتنگی با آن دارد. به تائید کارشناسان، یکی از ارکان اساسی سبک زندگی، نوع پوشش و نحوه استفاده از لباس است.
پوشش و نحوه استفاده از لباس، شکلهای مختلف و قالبهای متنوعی میتواند داشته باشد و میتوان گفت در این حوزه تا چهار پنج سال قبل ساماندهی جدی وجود نداشت و خیلی غیرقابل انکار نیست که مردم دچار یک تقلید و بهره گرفتن از آثار مستمر و تکراری در سطح جامعه شدند و تولیدکننده هم به تصور اینکه مصرفکننده، تولید او را خواهد خرید با تکرار همان کارهای قبلی مردم را به سمتی جلو میبرد که دچار روزمرگی شوند.
یعنی معتقدید طرحهایی که در این دو سال ارائهشده کمکی به تغییر شرایط کرده است؟
به هر حال قدرت انتخاب مردم در حوزه مد و لباس محدود بود و هنوز هم خیلی اتفاق گسترده و تغییری اساسی را شاهد نیستیم، اما به هر حال این موضوع به عنوان یک ضرورت و نیاز جدی و مطالبه اساسی در بین مردم وجود داشت و خوشبختانه در این مقطع به آن پاسخ داده شد و با تصویب قانون مد و لباس در سال 85 و تدوین آییننامههای اجرایی، کارگروه ساماندهی مد و لباس با توجه به نیازی که در سطح جامعه وجود داشت، فعالیت خود را آغاز کرد و تاثیر جدی هم در این مرحله گذاشت. به عبارتی بحث رنگ یکی از نکاتی است که همواره بین مردم مورد سوال بوده است. خوشبختانه با برنامهریزیای که در این یک سال گذشته صورت گرفت موضوع رنگ بخوبی در میان جامعه توانست جای خود را باز کند و الان عملا شاهد تنوع رنگ در پوشش جامعه هستیم و در بسیاری از فروشگاههای لباس میبینیم انواع لباسهای فاخر و رنگارنگ عرضه میشود. بر این باورم که چنین اتفاقی محصول فعالیتهای یکی دو ساله کارگروه مد و لباس و عملکرد جشنوارههای اخیر است که چنین موضوعی را ـ که قبلا چندان پسندیده نمیدانستند ـ رواج یافته است.
البته چنین دستاوردی فقط به تلاش یک سازمان و نهاد برنمیگردد. ما برای همین مسأله رنگ حضور دوستان و مدیران عالیرتبه نیروی انتظامی، کارشناسان حوزه عفاف و حجاب و کارشناسان حوزه شورای عالی انقلاب فرهنگی را در جلسات داشتیم و نظرات آنها را درباره رنگ در جلسات مشورتی و بازدیدهای میدانی گرفتیم و بعد از آن توانستیم این مسأله را جاری و ساری کنیم. در نمایشگاه آبان سال گذشته نیز وقتی کارها در تالار وحدت به نمایش درآمد، شاهد آثار متنوع و رنگارنگ بودیم و طی بازدیدهایی که از سوی نهادها و سازمانها صورت گرفت همه عزیزان در این نظر که رنگ هیچ ممنوعیت و محدودیتی ندارد، مشترک بودند و تاکیدشان فقط بر اسلامی و فاخر بودن لباس بود و تنوع و رنگارنگی هیچ ایرادی در استفاده در پوشش مردم ندارد.
غیر از بحث رنگ، طرحها و مدلهایی که در این جشنوارهها ارائهشده توانست در نوع پوشش جامعه راه باز کند؟
اولین و مهمترین اقدام که نتایج نمایشگاهها و جشنوارههای برگزارشده بود، تنوع رنگ لباسها بود. خوشبختانه کارهایی که در این مدت ارائه شد باعثشده هویتی وارد این حوزه شود به همین تناسب، طراحان در منظومه تولید آثار نقش خودشان را ایفا میکنند؛ یعنی شاید پیش از این طراح نقش با برشکار خیلی فرق نمیکرد، ولی الان طراح نقش خودش را پیدا کرده. بنابراین ایده و طرح وقتی منجر به خلق یک اثر میشود به عنوان یک اثر هنری و فرهنگی در جامعه تلقی میشود. در واقع ما سال 91 ، شاهد خلق آثاری مبتنی بر رویکرد هنری و فرهنگی در جامعه بودیم و صرف نظر از اینکه آیا همه این آثار در جامعه از مسیر طراحی ما عبور کرده یا نه، ولی شاهد هستیم متاثر از این طرحها بوده است. یعنی آن نقش فرهنگی که جریان مد و لباس میتواند ایفا کند در این مقطع آزمایش خود را پس داده و حتی آثاری متاثر از طرحهای برگزیده جشنواره فجر91 و نمایشگاه آبان سال گذشته توسط تولیدکنندگان به بازار عرضه شده است.
بر چه مبنایی میگویید پوشاک تولیدی متاثر ازطرحهای برگزیده جشنوارههای مد و لباس بوده است؟
رصد میدانی کاملا موضوع را تائید میکند، البته بر اساس یک پژوهش علمی که بخواهم عرض کنم، نیست و مبتنی بر بررسی میدانی در حوزههای مختلف است. از همه مهمتر در جشنواره فجر سال گذشته شاهد افزایش میزان استقبال مردم و فروش لباسهای تولید انبوهشده از آثار برگزیده و آثاری که موفق به دریافت شناسه شیما شدند، بودیم. در واقع، جشنواره سال گذشته برای اولین بار آثار برگزیده کاربردی را وارد بازار کرد.
شما میگویید در کارگروههای مد و لباس، نماینده نیروی انتظامی هم شرکت دارد و در تنوع رنگ و مدل به اتفاق نظرهایی رسیدید، اما در برخی مقاطع شنیده میشود برخی از افراد نیروی انتظامی گاهی با همین مدلهای تائیدشده که برتن مردم است برخورد سلیقهای میکنند. چرا چنین برخوردهایی صورت میگیرد؟
این برخوردها به نحوه استفاده برمیگردد. اگر گاهی برخوردهایی صورت میگیرد به دلیل استفاده سلیقهای از پوشاک است، نه برخورد سلیقهای ماموران. به عبارتی، ممکن است لباسی که از سوی فرد استفاده میشود در اندازهای کوچکتر از آن چیزی که برای فرد طراحیشده است باشد، در نتیجه کوتاه و تنگشدن آن میتواند مشکل ایجاد کند، یا نه ممکن است فردی پوشش لباسش مناسب باشد، اما از نظر پوشش سر مشکل داشته باشد، البته من حدود آن را ترسیم نمیکنم و حتی ممکن است به دلیل دیگری مورد برخورد نیروی انتظامی قرار گیرد. اما باید بگویم اگر همکاری نیروی انتظامی نبود، ما شاهد تنوع رنگ و مدل در سطح جامعه نبودیم. در ساختار اصلی، نیروی انتظامی با ما همراه است همچنان که در جشنواره فجرمدو لباس مقامات نیروی انتظامی هم اعلام کردند مدلهایی که رسما موفق به دریافت نشان شیما میشوند مورد تائید ما هستند و کموبیش هم این همکاری وجود دارد. همین جا باید اعلام کنم نیروی انتظامی در برخی موارد از ما جلوتر است، ولی در چارچوب ضوابط قانونی.
هماکنون در صدور مجوزهایی که به آن میپردازیم، نیروی انتظامی با ما کاملا هماهنگ است و بر راهاندازی هرچه زودتر مرکز صدور مجوزهای مد و لباس کشور تاکید دارد. ما در مورد سایتهای مد و لباس اصرار داریم این سایتهای قانونی راهاندازی شود و افزایش پیدا کند تا بتواند درباره آثار برگزیده و لباسهایی که در چارچوب الگوهای ایرانی ـ اسلامی تولید میشوند، اطلاعرسانی شود و میتوان گفت در این زمینه نیروی انتظامی با ما همکار است.
اکنون چه تعداد طرح کد شیما گرفته است؟
همانطور که میدانید، مسیر شیما محدود به جشنوارهها نیست. در طول سال این مسیر فعال است و ما اطلاعرسانی بیشتری را در این زمینه در دستور کار داریم. ما در جشنواره فجر گذشته حدود 1200 لباس را شاهد بودیم که در دو بخش نمایش و فروش موفق شدند نشان شیما را دریافت کنند، البته ثبت اطلاعات ما بیشتر از این بود. نشان شیما چارچوبی دارد که بیشتر از همه منافع آن متوجه مصرفکننده است. این نشان به لباسی اطلاق میشود که آن فرمها و فاکتورهای لازم را که در سیستم وجود دارد مثل جنس، کیفیت، دوخت، مشخصات طراح، رنگ و... رعایت کرده باشد و به عبارتی با این مشخصه پارچه دارای شناسنامه میشود و در سیستم شیما درج میشود.
به گفته شما استقبال از طرحهای ارائهشده در جشنواره فجر گذشته از سوی مردم بالا بود. تا به حال چه تعداد طرح مورد توجه تولیدکنندگان برای تولید انبوه قرار گرفته است؟
130 طرح ارائهشده مورد استقبال قرار گرفت و به تولید انبوه رسید. در واقع، طرحهایی که در نمایشگاه و جشنواره فجر سال 90 و نمایشگاه آبان 91 ارائهشده بود، منجر به آن شدکه بیش از 220 هزار عدد لباس در طرحهای مختلف در اسفند سال گذشته عرضه شود. به هر حال، 220 هزار قطعه لباس رقم بالایی برای گام اولیه است. اگر چه این تعداد نسبت به حجم مصرف کل رقم بالایی نیست، اما عدد تاثیرگذاری است؛ چرا که هر یک از130 طرح ارائهشده طرح پایه محسوب میشود و معتقدم بسیاری از لباسهایی که بعدا طراحیشده متاثر از این طرحها بوده است یعنی استفاده از نمادهای ایرانی، بلندبودن لباسها و تنوع رنگها همه متاثر از این طرحها بوده است. میتوان گفت تعداد مدلهای اصلی که معمولا هر سال وارد جامعه میشود، محدود است و کاری که این جشنوارهها انجام میدهد کمک میکند تعداد مدلها ارتقا پیدا کند. مدلها به معنی پایه معمولا محدود است.
وقتی به یک فروشگاه سر میزنید ممکن است مدلهای مختلفی ببینید، اما وقتی دقت میکنید شاید تفاوت چندانی با هم نکنند. فقط در هر کدام تغییرات کوچکی دادهشده است و عمدتا متاثر از یک طرحهای محدود هستند. این 130 طرحی که میگوییم، 130 طرح پایه است که میتواند مبنای صدها طرح دیگر باشد. به نظرم این اتفاق در حال حاضر افتاده است.
اما در جشنوارههایی که برگزار شد برخی بازدیدگنندگان بر این باور بودند که خیلی از این طرحها کاربردی نبود.
شاید منظورشان طرحهای بخش نمایش بوده است.
اما اگر در بخش فروش هم توجه میکردیم کارهایی ارائهشده بود که تولیدکننده مجبورشده بود با توجه به سلیقه بازار تغییراتی در طرحهای برگزیده نمایشگاههای قبلی انجام دهد. این در حالی است که در کشورهایی که حرفی در صنعت مد و لباس دارند، طرحی که ارائه و انتخاب میشود به نام یک برند مشخص به تولید انبوه میرسد و این نشان میدهد هنوز فاصله زیادی بین طراحان با توجه به سلیقه بازار وجود دارد و نکته بعدی بالابودن قیمت تمامشده بود که برخی لباسهای سنتی از قیمت قابل توجهی برخوردار بود که همین مسأله باعث میشد بسیاری قدرت خرید لازم را نداشته باشند. چطور میتوان کارهایی را راهی بازار کرد که علاوه بر استفاده از نشانههای ایران و هنرهای سنتی قیمت تمامشده را نیز کاهش داد؟
ما در جشنواره فجر، لباس گرانقیمتی را که خارج از قاعده باشد نداشتیم. این اتهامی که به ما وارد و گفته شد قیمت لباسهای ارائهشده حتی به چند میلیون تومان میرسید، خبری اشتباه بود. لباسهایی که عرضه شد بیش از 220 هزار تومان قیمت نداشت. یعنی محدوده قیمتی از 40 هزار تا 220 هزار تومان بود که همین لباسهای 200 هزار تومانی در مزونهای شخصی بالای چهارصد، پانصد هزار تومان عرضه میشد، اما با تاکید خود ستاد برگزاری این جشنواره با قیمت حداقلی به فروش رفت. لباسهایی گفته میشد قیمت یک تا چند میلیونی داشت برای بخش نمایش استانها و بخش بینالملل بود و طبیعی است که لباسهای تاریخی با نمادهای اصیل ایرانی که کاملا مبتنی بر کار دست باشد، قیمتی بالا داشته باشند. البته این لباسها در بخش فروش عرضه نشده بود و وقتی از متصدی غرفه قیمت آن لباس سوال میشد، میگفتند اگر عرضه شود قیمتش میلیونی است. در غرفه بینالملل کشور اندونزی هم لباسهای گرانی گذاشتهشده بود که فروش نرفت و فقط در بخش نمایش بود.
در مورد غیر کاربردیبودن طرحها چطور؟
نکتهای که شما به آن اشاره کردید، درست بوده و نکته کلیدی است. یکی از مشکلات ما که البته در حال کمشدن است، نزدیکشدن نگاههای فنی طراحان به تولیدکنندگان است و متقابلا نگاههای هنری و به اصطلاح حرفهای تولیدکنندگان به طراحان. یعنی یک رابطه دوسویه باید فراهم شود، یعنی طراح باید طرحی ارائه کند که علاوه بر اینکه واجد ویژگیهای فرهنگی، اسلامی، ایرانی و هنری است از طرف دیگر قیمت تمامشده پایینتری داشته باشد و یکی از دلایلی که ما در کاربردیکردن آثار با تاخیر مواجه بودیم، همین مسأله بود.
خوشبختانه این نگاه دارد به هم نزدیک میشود تا علاوه بر حفظ ویژگیهای ایرانی ـ اسلامی، جنبه بازار و تجاریبودنش را هم حفظ کند. اما تاکید میکنم خیلی طبیعی است که برای یک لباس خوب، ارزشمند و با کیفیت کمی نسبت به لباسهای دیگر وجه بیشتری پرداخت شود. چون بحث کیفیت، دوخت پارچه و کارهای انجامشده روی قیمت تاثیر دارد و این به معنی گرانفروشی نیست، طبیعتا لباس فاخر باید قیمتش پرداخت شود و دنبال این هستیم با کمک برخی دستگاهها قیمت تمامشده را کاهش دهیم. این کار زمانی نتیجه میدهد که در مسیر صنعتیشدن قرار بگیریم. به هر حال، ملحقات و جنس خود پارچه مهم است. فکر میکنم این امر در حال انجامشدن است و استفاده از پارچه تافته و حریر یکی از کارهایی است که از سال گذشته شروع شد. چراکه نوع پارچهها و صنعتیشدن تولید آن و استفاده از پارچههای صنعتی کمک کرد قیمت تمامشده را پایین بیاوریم.
متاسفانه ما در صنعت مد و لباس که باید همه بخشها به عنوان یک زنجیره به هم متصلشده و به کمک هم بیایند، میبینیم بخش صنعت نساجی ما با وجود ظرفیتهای بسیار ارتباط مناسبی با بخش طراحی و تولید لباس ندارد و گفته میشود عمده پارچه مورد نیاز تولید پوشاک وارداتی است که با افزایش قیمت ارز هم به نوعی قیمت تمامشده پوشاک افزایش پیدا میکند. چه مذاکراتی را با انجمن صنایع نساجی و وزارت صنعت، معدن و تجارت انجام دادید تا مواد اولیه مورد نیاز صنعت پوشاک ازداخل تامین شود؟
البته من به این بدبینی نیستم و این نظر نتیجه جلساتی است که با هردو گروه تولیدکننده لباس و پارچه داشتم، اما این به آن معنی نیست که مشکلی وجود ندارد. معتقدم بخش عمدهای از ظرفیت نساجی ما در اختیار صنعت تولید پوشاک ما نیست و آن به این معنی نیست که ما نمیتوانیم پارچه مورد نیازرا تولید کنیم، در واقع میتوان گفت بین تولیدکننده پارچه و پوشاک تعامل لازم وجود ندارد، یعنی صنعت پارچه ما از نیاز تولیدکننده پوشاک مطلع نیست و صنعت پوشاک ما هم از ظرفیت صنعت نساجی ما اطلاع ندارد. به فرض همین الان شعربافی که پارچه خاصی است در استان اصفهان بویژه کاشان در حال تولید است یک ظرفیت سنتی است که وجود دارد.
نمونههای این پارچه وقتی به نمایشگاه آمد مورد استقبال مردم قرار گرفت. آیا اگر تولیدکنندگان حرفهای ما از موضوع اطلاع داشته باشند و آن را بشناسند موافق به استفاده از آن نیستند؟ برخی ممکن است بگویند این ظرفیت وجود ندارد، اما من میگویم این ظرفیت وجود دارد و اگر کارگاههای خانگی و دستی که در کاشان وجود دارد و متاسفانه رو به انقراض میرود، بیاییم و با یک ساز و کار منطقی احیا کنیم درواقع یک نوع هویت ایرانی ـ اسلامی را احیا کردیم.
موضوع همین است که از این ظرفیت استفاده نمیشود. کارگروه مد و لباس برای ایجاد این تعامل و ارتباط چه اقداماتی انجام داده است؟
روزی که ما در جشنواره فجر حضور بخشهای صنعتی را برنامهریزی میکردیم، خیلیها میگفتند صنعت چه ارتباطی با نمایشگاه مد و لباس دارد، در صورتی که کریدور اصلی مد و لباس ما صنعت است؛ یعنی اگر ما بخواهیم مد و لباس خوب داشته باشیم باید زیرساختهای خوب داشته باشیم و یکی از زیرساختها صنعت است. ما یکی از بخشهایی را که در جشنواره داشتیم بخش سازمانها و نهادها بود.
یکی از دستگاهها پرسید اصلا ما برای چه در این جشنواره شرکت کردیم و من گفتم یکی از کمترین کارها این است که در این جشنواره غیر از چادر و پوشش سر حدود 450 نوع مانتو و لباس نمایش داده میشود و شما زحمت بکشید چند نفر را به عنوان نماینده و کارشناس پارچه بفرستید تا این 450 مدل پایه را ببینند و بررسی کنند چون همین مدلها میتواند دستمایه تولید میلیونها قطعه لباس در کشور باشد و من پیشنهاد کردم چند کارشناس پارچه بفرستند تا این مدلها را آنالیز کنند و مثلا بگویند میشود 10 یا 30 نوع پارچه و بر اساس این نوع پارچه شرایط کشور را ارزیابی کنیم؛ یعنی کسی که پارچه و از آن طرف کارخانهها را بشناسد، میتواند تولیدکنندگان را مطلع کند که به فرض نساجی قائمشهر میتواند این نوع پارچه را تحویل جامعه دهد.
یکی از مشکلات ما در طرحهایی که ارائه میشود این است که طراح ما به صورت تکالگو یک مدل را برای جشنواره تهیه میکند؛ یعنی از یک پارچه و یراقی خاص استفاده شده که ممکن است از آن به اندازه کافی در بازار برای تولید انبوه وجود نداشته باشد. دستگاههای مربوط برای ایجاد تعامل و حل مشکل بخشهای مختلف تا چه حد همکاری کردند؟
موضوعی که اشاره کردید درست است، اما متاسفانه هیچگونه همکاری شایستهای را از سوی دستگاهها نداریم و فقط شعارش را میدهیم. موضوعی که به آن اشاره کردم، کمترین کاری بود که دستگاهها میتوانستند انجام دهند و کارشناسان خود را به جشنواره مد و لباس بفرستند تا برای اطلاع از پارچه مورد نیاز و ایجاد پل ارتباطی بین کارخانههای تولید پارچه با طراحان پارچه و تولیدکنندگان پوشاک همکاری کنند. تولیدکننده میگوید برای اینکه قیمت تمامشده پوشاک کاهش یابد باید تعرفه ورود پارچه کاهش یابد که این دیدگاه مبتنی برتفکر تولیدکننده پوشاک است، اما واقعیت این است که بخشی از آن را میتوانیم از تولید داخلی تامین کنیم. نیاز به کار کارشناسی دارد تا بگویند از این مدلهایی که تهیهشده مثلا ما 50 نوع پارچه را در داخل تولید میکنیم و 20 مدلش را نداریم و بررسی میکنیم آیا از این 20 مدلی که تولید نمیشود، ظرفیت تولید آن در کشور هست یا خیر. اگر نیست تعرفه واردات این 20 مدل را پایین بیاوریم و سپس در یک فرآیند چند ساله امکان تولیدش را فراهم کنیم. متاسفانه این کار کارشناسی در حوزه پارچه رخ نداده است.
در جلساتی که با مسئولان وزارت صنایع و انجمن صنایع نساجی داشتید حرفشان چه بود؟
تولیدکننده پوشاک میگوید تعرفه ورود پارچه کاهش یابد. بخش صنعت میگوید تعرفه کاهش نیابد. ما پارچه تولید داخل داریم در نتیجه نبود ارتباط منطقی بین این دو بخش و ناآگاهی از داشتهها و نیازها به قاچاق منجر میشود. به هر حال، نیاز مردم غیر قابل انکار است. نمیتوانیم به مردم بگوییم لباس و پارچه خوب استفاده نکنید، چون این اتفاق میافتد. تولیدکننده هم مجبور است به هرحال تولید کند.
با توجه به جلساتی که بارها گذاشتهشده و دستگاهها هنوز به آن اشتراک نظر و توجه و همکاری در این حوزه نرسیدند آیا میتوانیم بگوییم کاری که درحوزه مد و لباس شروعشده به نوعی با این روند به شکست میانجامد؟
اصلا من به شکست فکر نمیکنم و موفقیتهایی را که در حوزه لباس وجود دارد اگر بخواهیم بشماریم بسیار است. به هر حال این کار نیاز به آن دارد که مرحله به مرحله جلو برویم و کاری را که سالهای سال اتفاق نیفتاده است شروع کردیم. جشنواره فجر را نه به این دلیل که ما برگزار کردیم، بلکه به تائید بسیاری از افراد راه چند ساله را در جشنواره فجر سال گذشته طی کردیم و جشنوارهای را که میتوانست هفت هشت سال بعد به این قواره برسد را برگزار کردیم. این نه به معنی قدرتمندی مجموعه، بلکه به معنی داشتن ظرفیت کلان در حوزه مد و لباس است و نزدیکشدن تفکرات و ایدههای دستاندرکاران این حوزه به یکدیگر است. ما در همین جشنواره فجر سال گذشته دهها جلسه هماندیشی را برگزارکردیم، البته نه هماندیشی برای میوهخوردن و احوالپرسی، بلکه جلساتی جدی تا همه بدانند درد هر بخش چیست و راهکار حل مشکلات کجاست. یعنی طراح، تولیدکننده و صنعت از مسائل هم مطلع شوند و دانشگاهها نیز بدانند کجای منظومه مد و لباس کشور قرار دارند. جالب است بدانید در همین جلسات مشخص شد ما 75 مرکز علمی و دانشگاهی در کشور داریم که در مقطع کارشناسی و دو سه تا هم در مقطع کارشناسی ارشد در سه حوزه طراحی لباس، پارچه و دوخت دارند کار میکنند و برای اولین بار در جامعه این موضوع مطرح شد.
به هر حال صرف برگزارکردن این جلسات بدون اینکه خروجی داشته باشد، دردی دوا نمیکند و اگر همکاری دستگاهها نباشد عملا نتیجهای نخواهیم گرفت.
به هر حال شروعشده است. ما 200 سال در حوزه مد و لباس خاموش و در فرهنگسازی حوزه لباس تعطیل بودهایم و مصرفکننده فرهنگ دیگران بودهایم. در 35 سال گذشته هم تلاش کردیم، ولی دستاورد و فرآیند جدی به مردم تحویل ندادیم. میشود گفت طی سه چهار سال این اتفاقات مهم رخ داده است. معتقدیم با گامهایی که آغازشده جریان رو به موفقیت است و جهشهایی با کمک دستاندرکاران اتفاق افتاده که قابل تقدیر است.
خیلی از کارشناسان، برگزاری نمایشهای زنده لباس را در فرهنگسازی موثر میدانند. چرا در این زمینه کمکاری و سختگیریشده است؟
مرکز صدور مجوزهای مد و لباس در کارگروه ساماندهی مد و لباس در حال راهاندازی است و ما شکلهای مختلف اطلاعرسانی برای موضوع مد و لباس را طراحی کردیم که یکی از موارد آن، برگزاری نمایشهای زنده مد و لباس است. علاوه بر آن، نمایشگاههای مد و لباس، ژورنال و سایتهای مد و لباس، بروشور و اقلام تبلیغاتی مد و لباس از دیگر روشهایی است که آییننامه آنها تدوین و تصویبشده و اطلاعرسانیاش از هفته بعد آغاز میشود. همچنین موسسات تکمنظوره مد و لباس هم دارد راه میافتد و بتازگی مجوز دریافت کرد و آن بحث هویت دادن که عرض کردم همینجاست. معتقدم فعالیتهای حوزه فرهنگی باید مبتنی بر کارکرد اهالی و دستاندرکاران این حوزه باشد و دولت و نهادهای دولتی باید سیاستگذار و تسهیلکننده شرایط باشند، نه مداخلهکننده.
ما به عنوان دستگاه دولتی باید شرایط زیستن مجموعههایی را که با مد و لباس مرتبط هستند، فراهم کنیم. ما تا سالهای قبل به واقعیت مد و لباس در هیچ یک از ابعاد هنری و فرهنگی توجه نداشتیم و فقط به عنوان صرف پوشش توجه میکردیم، ولی نه به معنی آن که استفادههای اجتماعی و فاکتورهای اجتماعی و فرهنگی و سبک زندگی مطرح است. فقط صرف پوشش بود، اما در دهههای اخیر سبک زندگی و بحث مد در زندگی یک بحث جدی است و این میشود مطالبه. این مطالبه باید هویت پیدا کند و باید توسط دستاندرکاران این حوزه جلو برود و در خیلی از حوزههای فرهنگی شاهد هستیم که موفقیت به دست آمده است. کمی دقت کنیم، میبینیم این موفقیت حاکی از وجود نهادها و تشکلهای صنفی غیردولتی است و در حوزه مد و لباس باید این اتفاق رخ دهد.
معتقدم کارهایی که شروعشده کمک میکند آن هویت ایجاد شود. معتقدم حتی مزونهایی که در کشور وجود دارد در سیکل مد و لباس کشور قرار گیرند، شناسنامهدار شوند و هویت بگیرند. من شخصا معتقدم مزونها مولد آثار فاخر در جامعه هستند. این در حالی است که ما همواره نگاهمان به مزونها احتیاطآمیز بوده است در صورتیکه با اطمینان میتوانم بگویم بسیاری از مزونها، مزونهای اندیشمند، فرهنگی فاخر و مبتکر است و آثار جدیدی را به جامعه ارائه میدهد و اگر در سالهای گذشته کورسویی در ارائه لباسهای زیبا دیده میشد، محصول فرآیند مزونی در کشور بوده است؛ البته این به معنی تائید عملکرد همه آنها نیست.
البته خیلی از این مزونها زیرزمینی برگزار میشود.
بله بیشتر آنها چه خوب و چه بد زیرزمینی برگزار میشود. البته من موافق واژه زیرزمینی نیستم. به نظرم همه دارای هویت منطقی هستند و تلاش میکنند در این منظومه مد و لباس کارهای خوبی ارائه دهند.
شاید برخورد مسئولان باعثشده فعالیتشان زیرزمینی شود.
برخورد مسئولان نه، اما فکر میکنم پاسخ ندادن به مطالبهای که در این زمینه وجود داشت، باعث شده است و فکر میکنم با فعالیتهای خوبی که در حوزه مد و لباس میشود، آرامآرام این نگاه تغییر یابد و کارهای خوبی صورت بگیرد.
سیما رادمنش / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم