در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رحیم متقی ایروانی، فرزند تاجری کموبیش نامدار در شیراز به نام میرزا محمد کاظم بود که سال 1299 به دنیا آمد. شم تجارت نهتنها در او بلکه در خانواده وی هم گویا پررنگ بوده است، چنان که جد او، حاج لطفعلی معروف به ملکالتجار نیز فردی شناخته شده بود. ایروانی که در پی فارغالتحصیلی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران مشاغل متفاوتی را تجربه کرده بود و حتی با راهاندازی برق فسا نام و عنوانی یافته بود پس از درگذشت پدر، ارث باقیمانده را فروخت و مغازهای در چهارراه گلوبندک تهران خرید تا به کسب و کار در تجارت کفش بپردازد.
چندی نمیگذرد که وی اقدام به واردات کفشهای پلاستیکی از چکسلواکی به ایران میکند، اما بزودی و بسرعت، به جای واردکردن چنین کفشهایی، دستگاهی برای کفشسازی وارد میکند که با آن مهمترین و به یاد ماندنیترین فعالیت شغلی خود را رقم میزند و گام در راه گسترش صنعت کفش ایران و پایهگذاری گروه صنعتی کفش ملی مینهد. این کار باعث میشود کفشسازی به شیوه مدرن خود در ایران شکل بگیرد.
در همین حدود زمانی، اسامی و کارخانههای دیگری هم فعالند: کفشها و برندهایی چون بلا، نهرین، وین و مانند آن که کموبیش نقشی در گسترش این صنعت ایفا میکنند، اما به گفته دستاندرکاران این پیشه، کفشهای ملی (یاچنان که موسوم و معروف بود: «الفانتهشوئه» با آن علامت شاخص فیل) بودند که چرخه صنعت کفش در ایران را بسرعت توسعه دادند. در یاد بسیاری از بزرگترها این کفشها همچنان خاطرهبرانگیز و آمیخته با حسی نوستالژیک است و برخی از آنها هنوز هم با شنیدن نام کفش ملی یا دیدن آرم و علامت فیلی در احاطه رنگی زرد، بلافاصله به یاد شعار تبلیغاتی شعرگونهای میافتند با جملاتی همواره آشنا: «ما میریم به مدرسه، با الفانته شوئه»! گروه صنعتی کفشملی، چند هزار کارگر را در حوزه تولید کفش به کار گرفته بود و پیش از انقلاب کفشهای ملی از جمله معروفترین کفشهای ایرانی محسوب میشدند.
کارخانه کفش ملی در جریان انقلاب اسلامی به سال 1357 و بنا به اوضاع زمان، مدتی خوابید، اما پس از آن دوباره کار خود را از سر گرفت هر چند که دیگر از مدیریت و جنس مواد مصرفی تا قیمت و سلیقه مشتری، همه چیز عوض شده بود. وی در سال84 وقتی در لندن سکونت داشت و بنا به اقوالی چند، قصد داشت همچون کارخانههایی که در آمریکا و مصر بنا نهاده بود، در افغانستان نیز کارخانهای صنعتی برای تولید کفش راهاندازی کند، مهلت و فرصت چنین کاری را نیافت و دست در دستان مرگ، رخت از جهان برچید و هم کفش ملی و هم کفش خود را باقی نهاد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: