چهارشنبه 11 آبان 1373
یک قدم صحیح در راه صحیح
صبح زود ، بعد از اذان صبح برای کوهنوردی به کلک چال رفتم و ساعت 7:30 بازگشتم.با سرعت صبحانه مختصری صرف شد و به محل کارم آمدم.
کد خبر: ۵۸۱۲۷
ساعت 9 معاون آموزشی و برخی مدیران آن ملاقات داشتند. درباره نحوه آموزش حین خدمت و گستردگی آن بحث شد و قرار شد با نظر شورایی متشکل از معاونان فنی و تولیدی ، با توجه به تغییر تکنولوژی ، آموزشهای جدید طراحی شود و همکاران این آموزش ها را ببینند ، مثلا آموزش رایانه باید تقریبا برای همه مشاغل جدی گرفته شود و....
ساعت 10 یکی از دوستان وزارت امور خارجه تماس تلفنی داشت و از مقاله روزنامه جمهوری
اسلامی گله می کرد. نگران بود که این گونه مواضع به جاهای دیگر هم تسری پیدا کند. ظاهرا
امروز روزنامه جمهوری اسلامی در مقاله ای با عنوان «وزارت خارجه ; چرا رکود؛ چرا سکوت؛»
از وزارت امور خارجه انتقاد کرده بود ، بحث این مقاله ، دخالت امریکا در منطقه و طرح سازش با
رژیم صهیونیستی است به زعم نویسنده ، وزارت امور خارجه منفعل است. مثلا در روزهایی که
مراکش و تونس برای روابط آشکار سیاسی با اسرائیل اقدام کرده اند ، یک مقام وزارت خارجه
کشور ما از این دو کشور بازدید داشته و یا همزمان با اقدامات مصر در همراهی با پیمان سازش
میان شاه حسین با اسرائیل ، همان مقام با سفر به قاهره کوشیده مقامات مصری را نسبت به ایران
دلگرم کند. مقاله البته در نهایت با انتقادهای تندتری پایان می یابد.
به ایشان گفتم خیلی نازک دل هستید. شما اقدامی کرده اید و یکی هم شما را نقد کرده است ; این
موضوع این قدر نگرانی ندارد.
دیپلمات ها باید بهتر و بیشتر از دیگران بدانند که در عصر جدید بخش عمده ای از شکل گیری سیاست خارجی در صحنه رسانه ها صورت می پذیرد. نقد دیپلماسی و سیاست خارجی جز وظایف رسانه ها است البته نقد دیپلماسی خارجی هنگامی سازنده است که معطوف به
سیاست ها باشد. نقدها اگر تبدیل به نقد شخصیت حقیقی و حقوقی دیپلمات شود ، موجب اضمحلال دیپلماسی کشور است ، چون امنیت روانی و اعتبار بین المللی دیپلمات فعلی و جانشین های بعدی او را تخریب می کند.
ساعت 11:30 با مقام رهبری ملاقات داشتم. درباره سفر خود به عمان گزارشی تقدیم ایشان کردم و درباره برخی تغییرات تشکیلاتی سازمان کسب نظر کردم.
عصر امروز با سردار کوثری و سردار علی فضلی ، از فرماندهان رشید لشکرهای تهران ملاقات کردم. از سالهای دوران جنگ ، این دو برادر آنقدر نزد من دلنشین بوده اند که هیچگاه از همنشینی با آنان سیر نمی شوم. در دفاع از اسلام و انقلاب ، مثل جبل راسخ هستند. یک ساعت در خدمت دوستان بودم. ضمنا درباره شهدای لشکرهای تهران و یادواره آنان قرار شد صداوسیما همکاری کند. با آقای پورنجاتی تلفنی صحبت کردم که گروه روایت فتح با این دو برادر همکاری نزدیک داشته باشد.
عصر در جلسه هیات دولت شرکت کردم. دو موضوع در حاشیه جلسه هیات دولت مطرح بود:
1- این که گورباچف اعلام کرده خواهان تشکیل اتحاد جماهیر جدید است ، حرف بی حساب می زند، دیگر شوروی صورت اتحاد به خود نمی گیرد و کار از دست آنان در رفته است.
داستان گورباچف نشانگر نقش آن دسته از سیاستمدارانی است که با آموزه های غیربومی درصدد حل مشکلات کشور خود هستند. سیاستمدارانی که کشور خود را از زبان دیگران می شناسند; هرچند خوش فکری هایی داشته باشند.
سیاست کاری تمام وقت است ساده نما است اما پیچیده ترین تخصص ها را در بر دارد و نیروهای
کارآمد ، هم از نظر ذهنی و هم از نظر اجرایی لازم دارد. فقدان بصیرت و تیزمغزی در سیاستمداران در حرکت و حیات جامعه رکود ایجاد می کند البته گورباچف هم خیلی مقصر نیست. بنیان و شالوده هم سست بود. شالوده شوروی بر مفاهیم سلبی ریخته شده بود. نظام شوروی با فطرت انسان ها درگیر بود. نفی اعتقادات و نفی خلوت انسان ها ، قدرت تحرک را از نظام شوروی گرفته بود. مشکل گورباچف از آنجا شروع شد که وقتی به ناکارآمدی نظام شوروی
اذعان کرد ، سعی کرد با تکیه بر تحلیل های غیربومی ، عیب یابی کند و مبتنی بر آن تحلیل های
غیربومی مسیر جایگزین غلطی را به عنوان راه حل برگزیند. اگر گورباچف به توصیه امام خمینی
(ره) عمل کرده بود، یعنی برای حل کردن مشکل کارآمدی و ارتقا و تحول روسیه ، راه روسی آن را
می پیمود بسا امروز دنیا چهره دیگری داشت.
2- موضعگیری آقای مهاجرانی ، معاون حقوقی آقای هاشمی. او در مصاحبه با روزنامه «ایران نیوز» اعلام کرده است:«اگر امکان تغییر در قانون اساسی وجود داشته باشد ، آقای هاشمی شایسته ترین فرد برای احراز ریاست جمهوری آینده ایران خواهد بود (برای سومین دوره».
آقای
ولایتی هم از چنین حرفهایی تعجب کرده بود. به نظر می رسد عده ای به فلسفه اصول قانون
اساسی توجه نمی کنند. ممکن است در شرایط فعلی تداوم ریاست آقای هاشمی مطلوب باشد;
ولی تغییر در اصل قانون اساسی ، می تواند مخاطراتی در آینده برای کشور داشته باشد که به این
ریسک نمی ارزد.
البته این بحث مدتی است در حلقه های محدود سیاسی کشور مطرح است که با توجه به
خصوصیات آقای هاشمی رفسنجانی ، بهتر است ممنوعیت قانون اساسی اصلاح شود. یک بار
خودم موضوع را از آقای هاشمی رفسنجانی پرسیدم. ایشان گفتند درست نیست در قانون اساسی
تغییر ایجاد شود.
در کشور ما پدیده ای وجود دارد که به آن «بی صبری متفکران و سیاستمداران» اطلاق می کنم.
در کشور ما سیاستمداران و متفکران مایلند حاصل تفکرات و آثار سیاست های خود را در عمر کاری
و یا حداقل در عمر فیزیولوژیک خود ببینند. در حالی که وظیفه متفکران و مدیران جامعه آن
نیست که یک تنه همه امور را سامان دهند.هدف آن است که هر کس «یک قدم صحیح در راه صحیح بردارد». امیرکبیر که این قدر گرامی است به حداقل اهداف خود نرسید.
چنانکه وقتی اولین گروه معلمان دارالفنون وارد ایران شدند ، جنازه امیرکبیر تشییع می شد اما چون راه امیرکبیر صحیح بود نام او نیز ماندگار شد.
طرحهای ناپخته شاید از علاقه و قدرشناسی باشد اما احتمالا به نهادی که خود آقای هاشمی از زحمتکشان آن
محسوب می شود نیز لطمه وارد می کند.