آیا شعر و ترانه اساسا با هم تفاوت دارند؟ آیا مجازیم هر شعری را که به زبان محاوره سروده شده، ترانه بنامیم و با این کار از بسیاری از عناصری که شعر را می‌سازند فرار کنیم؟ آیا هر شعری که تبدیل به موسیقی شد را می‌توان ترانه نامید؟ اینها سوالاتی است که همواره ذهن شاعران و ترانه‌سرایان را به خود مشغول کرده و شاید پاسخ‌های دقیق و مستدلی هم نتوان برای آنها یافت.
کد خبر: ۵۷۸۸۱۷
مرز شعر و ترانه

ولی شاید به این نکته بتوان استناد کرد که بسیاری از تصنیف‌ها و ترانه‌های مشهور و ماندگار، نخست ملودی‌های بی‌کلامی بوده‌اند که توسط آهنگساز ساخته شده و شاعر، کلامی متناسب با حال و هوای ملودی روی آن گذاشته و توسط خواننده خوانده شده است.

شاید درست‌تر باشد ترانه‌سرایی در اصل به چنین فرآیندی اطلاق شود؛ یعنی با کلام کردن یک ملودی بی کلام.

اصطلاحی که چند سالی است توسط ترانه‌سرایان باب شده و به هر شعر محاوره ترانه می‌گویند در واقع نوعی گریختن از شعر سالم و درست و درمان است.

این به اصطلاح ترانه‌ها اغلب چهارپاره‌هایی که به زبان محاوره سروده می‌شود و البته به لهجه‌ای منطبق بر لهجه پایتخت و معلوم هم نیست چرا در شعر محاوره لهجه پایتخت همواره باید معیار باشد؟ ناگفته نماند درصد زیادی از این به اصطلاح ترانه‌ها با شعر فاصله دارد. شعر چه در زبان مکتوب و چه زبان محاوره باید در درجه نخست بتواند روی کاغذ از خود دفاع کند.

بارها در انجمن‌هایی که در آن ترانه‌سرایان حضور دارند، شاهد این بحث بوده ام که گفته شده این شعر روی ملودی، زیبا شنیده می‌شود. یعنی از ملودی انتظار داریم معجزه کند و به شعری که از پایه شعر نیست، معنا و مفهوم بخشد. درست مثل این که از یک کارگردان انتظار داشته باشیم از یک فیلمنامه بی‌سر و ته و بی‌معنا و پر از غلط یک شاهکار سینمایی خلق کند.

چند هفته است که رادیو جوان در برنامه «تازه به تازه» که جمعه شب‌ها پخش می‌شود به بحث ترانه‌سرایی پرداخته و با دعوت از اعضای شورای شعر صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مشکلات این حوزه پرداخته است.

تعدادی از ترانه‌سرایان جوان که به مدد صدای خوش خوانندگان سرشناس و ملودی‌های خوب و تیتراژهای مجموعه‌های تلویزیونی، تعدادی از شعرهایشان بیشتر از بقیه شنیده شده و این توفیق را دلیلی بر قوت کلام خود قلمداد می‌کنند، بارها در این برنامه بر اعضای شورای شعر تاخته‌اند و سخنانی برزبان رانده‌اند که در دایره ادبیات نمی‌گنجد.

باید به این نکته واقف بود که مردم اگر صدای خواننده‌ای را دوست داشته باشند هر چه او بخواند را دوست می‌دارند و این میان کلام نقش چندانی ندارد.

کما این که بسیاری از خوانندگان سرشناس شعرهای ضعیف، بی‌معنا و سرشار از غلط‌های فاحش را خوانده‌اند و مردم هم زمزمه می‌کنند، پس توفیق یک ترانه بیشتر مرهون صدا و ملودی است تا کلام.

ترانه‌سرایان جوان توجه داشته باشند که اگر این فرصت رسانه‌ای که معمولا رابطه‌ای و تصادفی است در اختیار سایر ترانه‌سرایان قرار بگیرد چه بسا این توفیق نصیب دیگران هم شود.

سعید بیابانکی - شاعر و ترانه سرا

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها