در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به سخنی دیگر توسعه و اعتلای ورزش خواستی همگانی است و اگر بپذیریم هیچ مقولهای مثل ورزش نمیتواند به همبستگی ملی دامنزده و غرور ملی ایران را در اقصی نقاط این کره خاکی تهییج کند، باید ورزش و جوانان را به دیده دیگر و متفاوتتری نگریست و مثل دولتهای قبلی، نگاهی دست دومی به مقوله ورزش و جوانان نداشت.
این را از این جهت میگوییم که معمولا در دولتهای گذشته،کار انتخاب وزیران درشرایطی نهایی شده که رئیسجمهور منتخب در دقیقه90 بهصرافت افتاده است از بین مدیران مورد نظر و البته زمین مانده خویش، یکی را برای این سمت انتخاب کند که به طور طبیعی چنین نگرشی دیگر نمیتواند برای ورزش ایران مورد قبول باشد. بدیهی است در عرصه ورزش که زمان در آن تعیینکننده بوده و جایی برای سعی و خطا وجود ندارد، نباید در راس ورزش کسی را گماشت که سر رشتهای از امور ندارد و آمده است تا با گذشت زمان، اطلاعات و آگاهیهای خود را تکمیل کرده و چرخ ورزش را نیم بند بگرداند.
به طور طبیعی چنین نگاه و نگرشی دیگر قابل قبول نیست و از رئیسجمهور منتخب انتظار میرود با انتخابی درست در این زمینه، شرایطی را فراهم کند تا وزارت ورزش و جوانان با حضور مدیری کاردان و کاربلد، حرکتهای توسعهای ورزش را در جهت رسیدن به قلههای افتخار دنیا تسهیل بخشد.
هرچند بهطور معمول و پس از هر دوره انتخابات ریاست جمهوری، گمانهزنیها درباره انتخاب مدیر اول ورزش کشور داغ شده و هر فرد و گروهی تلاش میکند از نگاه خویش به موضوع ورود کرده و نفراتی را شایسته احراز این پست معرفی کند، اما باید اشاره کرد که همیشه این مساله در کشاکش دو رویکرد مورد ارزیابی قرار گرفته است؛ نگاهی که در آن از رئیسجمهور منتخب خواسته شده با رویکرد به متخصصان ورزش، آنان را کلیددار ورزش کشور سازد و نگاهی که معتقد است گرچه باید از متخصصان ورزش بهره گرفت، اما این دلیلی نمیشود که ورزش را از حضور یک مدیر سیاسی قوی محروم سازیم بویژه آن که گفته میشود یک مدیر سیاسی در قیاس با مدیر ورزشی، قدرت چانهزنی بیشتری در دولت و مجلس خواهد داشت و بهتر میتواند انتظارات ورزشیها را جامهعمل بپوشاند. موضوعی که تا امروز چنین شده و مدیرانی سیاسی و غیر از جنس ورزش در راس سازمان تربیت بدنی سابق و وزارت ورزش و جوانان فعلی قرار گرفتهاند.
هرچند این دو نوع نگاه لزوما در مغایرت با یکدیگر قرار ندارند و اتفاقا یک جاهایی میتوانند تکمیلکننده هم باشند، اما واقعیت این است که ورزش ایران برای با تجربه شدن مدیرانش هزینههای زیادی را تا امروز پرداخته است و گرچه مدیران سیاسی در راس امور اجرایی آن قرار گرفتهاند، اما ورزشیها چندان محلی از اعراب نیافتهاند تا این مساله بویژه در تصمیمسازیها و تعیین استراتژی ورزش، مدیران را به خطا انداخته و نتوانند از فرصتها و سرمایهگذاریهای انجام شده در ورزش بیشترین بهرهبرداری را به عمل آورند. از این منظر ورزش ایران در رویدادهای مختلف، از آسیایی گرفته تا جهانی و المپیک به کمترینها بسنده کرده تا این موضوع باعث تاسف ورزش دوستانی شود که بخوبی از ظرفیتها و قابلیتهای ورزشی ایران، اطلاعات کامل و مفیدی دارند.
شاهد مثال
برای آن که مثالی ملموس در این زمینه داشته باشیم، باید اشاره کنیم به موفقیت سترگ تیم ملی والیبال در رقابتهای لیگ جهانی. آن هم در شرایطی که حضور در این مسابقات برایمان یک رویای دستنیافتنی به حساب میآمد، چه برسد به این که بخواهیم در لیگ جهانی حضور یافته و در مصاف با قدرتهای این رشته عرضاندام کرده و آنان را با ارائه بازیهایی زیبا و در خور تحسین شکست دهیم. اگر خواسته باشیم در عوامل و زمینههای این پیروزی بزرگ دقت کنیم باید به مقوله تخصص، برنامه محوری، استفاده از دانش روز و ثبات مدیریت اشاره کنیم که از والیبال درجه دو ایران در آسیا، مرحله به مرحله قدرتی نوظهور در آسیا ساخت تا با استمرار حرکت ریشهای و زیربنایی صورت گرفته در طول 20 سال گذشته تا امروز، والیبال ایران مرزهای قاره کهن را پشتسر گذاشته و با رسیدن به قلههای جهانی، خود را امروز به عنوان پدیده تازه این رشته به والیبال دنیا تحمیل کند. شاید توجه به همین مورد والیبال درس بزرگی باشد برای مسئولان ارشد دولت که در همین ابتدای شکلگیری کابینه یازدهم و با انتخابی درست در زمینه ورزش و جوانان، مدیری را در راس وزارت بنشانند که با شناخت لازم از محیط ورزش و سرمایههای داخلی و استعدادهای ریز و درشت در داخل و خارج، بتواند حرکت توسعهای ورزش را شتاب بیشتری ببخشد.
از این جهت تاکید داریم موضوع اکنون این نیست که وزیر بعدی ورزش، سیاسی باشد یا ورزشی، بلکه نکته مهم و قابل توجه این است که مدیر بعدی، فردی بیگانه با ورزش و مولفههای مدیریتی آن نباشد. یقینا اگر کسی برای ورزش انتخاب شود که کارآزموده و کاردان باشد، میتواند در کمترین زمان ممکن بهرهوری لازم را از سرمایهها و ظرفیتهای امروز ورزش داشته باشد. بویژه آن که سال بعد ما بازیهای آسیایی اینچئون کره جنوبی در سال 2014 را در پیش داریم که به طور طبیعی باید بتوانیم از عنوان چهارمی خود در دوره قبلی این بازیها در گوانگجو 2010 دفاع کنیم.
این نکته را نباید از نظر دور داشت که ورزش نگاه عامرانه را بر نمیتابد و باید مدیری در راس وزارت قرار گیرد که بتواند بر قلوب جامعه ورزش مدیریت کند. نگاهی به نتایج و دستاوردهای ورزش در طول سالهای گذشته تا امروز مبین این نکته است که برای نتیجهگیری در ورزش، علاوه بر برنامهریزی و داشتن استراتژی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت، باید بتوان جامعه و پیکره ورزش را با این برنامهها یار و همراه کرد. چه در غیر این صورت، نمیتوان تمام و کمال از داشتههای خویش در ورزش بهرهبرداری کرد.
به هر حال و در شرایطی که از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون ده نفر در راس ورزش ایران با طول عمر مدیریتی متوسط سه و نیم سال قرار گرفتهاند، باید دید دکتر روحانی رئیسجمهور منتخب چه نسخهای برای ورزش ایران خواهد پیچید.
مسئولان ارشد ورزش از ابتدای انقلاب تاکنون:
حسین شاهحسینی ............................(1359 ـ 1357)
مصطفی داوودی .............................. (1361 ـ 1359)
اسماعیل داوودی شمسی.................. (1364 ـ 1361)
احمد درگاهی ...................................(1368 ـ 1364)
حسن غفوریفرد.............................. (1372 ـ 1368)
مصطفی هاشمیطبا......................... (1380 ـ 1372)
محسن مهرعلیزاده........................... (1384 ـ 1380)
محمد علیآبادی.............................. (1388 ـ 1384)
علی سعیدلو ......................................(1389 ـ 1388)
محمد عباسی ....................................(1389 تاکنون)
حجتاله اکبرآبادی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: