jamejamnashriyat
کد خبر: ۵۷۷۷۷۷   ۱۷ تير ۱۳۹۲  |  ۲۱:۵۷

گفت‌وگو با علیرضا خاقانی، مجسمه‌ساز

عکس یادگاری با مشاهیر ‌ایران

جمع شاعران و ادیبان در خانه هنرمندان بسیار گرم بود. سعدی، شاملو، جلال آل‌احمد، پروین اعتصامی، صادق هدایت و ملک‌الشعرای بهار کنار هم نشسته‌ بودند و در یک فضای صمیمی، چشم به مخاطبانی دوخته‌ بودند که با ورودشان بر فرهنگ غنی کشورشان مهر تائیدی می‌زدند و با نگاهی عمیق و حسی زیبا آنها را لمس می‌کردند و گاه برای گرفتن عکس یادگاری آنها را در آغوش می‌گرفتند. این چهره‌های ادبی که به صورت مجسمه‌هایی از جنس سیلیکون ساخته شده‌ بودند به‌واسطه مواد به کار رفته درونشان به قدری به واقعیت نزدیک شده‌ بودند که گویی هنرمندان خود به این دنیا برگشته و میزبان مخاطبان هنر شده‌ بودند. علیرضا خاقانی، هنرمند مجسمه‌ساز کشورمان که با دست خود خلق این مجسمه‌های سیلیکونی را به عهده داشته در عین حال که هفته‌ گذشته نمایشگاهی را با عنوان مشاهیر ادبی ایران برگزار کرد، قصد دارد در آینده مشاهیر موسیقی ایران، سیاسیون و دیگر چهره‌ها را نیز به صورت مجسمه درآورد. او می‌گوید ایده ساخت مجسمه‌ها را از موزه مادام توسو گرفته است. گفت‌ و‌گو با این مجسمه‌ساز را در زیر می‌خوانید.

ایده شکل‌گیری مجسمه‌های مشاهیر ایران با تکنیک سیلیکون از کجا آمد و چه شد که این نمایشگاه را در تهران برپا کردید؟

من ایده اولیه این نمایشگاه را از موزه مادام توسو گرفتم. این موزه که مرکز اصلی‌ آن در لندن است و شعبه‌ها‌ی دیگری در کشورهای اروپایی دارد، نمایشگاهی از مشاهیر هلند را به نمایش گذاشته بود. من بعد از بازدید از این نمایشگاه متوجه نگاه مخاطبان به مجسمه‌های مشاهیر آن کشور و ارتباط عمیق و بی‌واسطه آنها با چنین مجسمه‌هایی شدم. همچنین به این نتیجه رسیدم که چنین مجسمه‌هایی به شیوه شفاف و بی‌واسطه با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنند و تاثیر عمیقی دارند.

بر این اساس تصمیم گرفتم با متریال بهتر و با‌کیفیت‌تر مجسمه‌هایی را از مشاهیر ایران بسازم و در قالب یک نمایشگاه به نمایش بگذارم. برای بهتر ساختن مجسمه‌هایی نظیر موزه مادام توسو، از متریال سیلیکون استفاده کردم تا مجسمه‌ها طبیعتی‌تر و ماندگارتر باشند و خوشحالم از این‌که در نمایشگاه کنونی مخاطبان براحتی مجسمه‌ها را لمس می‌کنند، در آغوش می‌کشند و در کنارشان عکس یادگاری می‌گیرند بدون آن‌که آسیبی به آنها برسد.

چرا برای این نمایشگاه فقط 15 نفر از مشاهیر را انتخاب کردید؟

هم از لحاظ زمان و هم هزینه سعی کردم تعدادی مجسمه قابل قبول را در نمایشگاه قرار دهم. البته تعداد مشاهیر ما زیاد است و منِ هنرمند نیازمند حمایت هستم تا بتوانم هم دائما کار کنم و هم این‌که نمایشگاه‌های اینچنینی را به صورت دائمی داشته باشم تا مجسمه‌های مشاهیر ایران هم در معرض دید مردم و توریست‌ها قرار گیرد و هم این‌که نسل‌های آینده با چهره این مشاهیر آشنا شوند.

شخصیت‌های مشاهیر برای ساخت مجسمه را بر چه اساسی انتخاب کردید؟

مجسمه‌های این نمایشگاه را بر اساس شخصیت‌های ادبی ساخته‌ام به طوری که ‌اکنون مجسمه‌های فردوسی، دهخدا، نیما یوشیج، جلال آل‌احمد، احمد شاملو، سهراب سپهری، صادق هدایت، پروین اعتصامی، سیمین دانشور، شهریار و ملک‌الشعرای بهار را در کنار دکتر مصدق، چمران، دکتر حسابی و تختی به نمایش گذاشته‌ام. البته چهره‌های ادبی را اختصاصا برای این نمایشگاه خلق کرده‌ام، ولی از آنجا که چهار مجسمه دیگر را از مدت‌ها قبل ساخته بودم، تمایل داشتم اینها را در کنار مشاهیر ادبی به نمایش بگذارم؛ اما به طور کلی انتخاب این شخصیت‌ها به دلیل علاقه شخصی خودم به این افراد و نیز علاقه جمعی مردم بود. البته؛ ‌ای‌کاش فرصت بیشتری در دست داشتم و می‌توانستم مجسمه مشاهیر دیگری را که مردم دوست داشتند نیز بسازم؛ چرا که در زمان برگزاری نمایشگاه با واکنش‌هایی از سوی مردم مواجه می‌شدم که دلشان می‌خواست مشاهیر مورد علاقه‌شان را ببینند که در نمایشگاه نبود. من به آنها حق می‌دادم که به دنبال شخصیت مورد علاقه‌شان بودند.

مجسمه‌های سیلیکونی شما چه تفاوتی با مجسمه‌های موزه مادام توسو دارند؟

مجسمه‌های موزه مادام توسو تصویر سه‌بعدی بودند بدون این‌که احساسی را به بیننده منتقل کنند، اما من سعی کردم در ساخت این مجسمه‌ها حس شاعر یا نویسنده را به مخاطب القا کنم. این حس به متریال به کار رفته در ساخت و نگاه من برمی‌گردد. من در روند ساخت این مجسمه‌ها با وجود این‌که شناخت کافی روی شخصیت‌ها داشتم، باز هم گاهی در میانه کار زندگی‌نامه، شعرها و نوشته‌های این اشخاص را می‌خواندم و همین عامل تاثیر بسزایی در خروجی کارم داشت.

چرا در این نمایشگاه به دوره تاریخی مشاهیر توجهی نشده است مثلا چرا هم مجسمه‌ای از فردوسی می‌بینیم هم مجسمه‌ای از بهار؟

به نظر من فردوسی حق بزرگی بر گردن زبان‌فارسی داشته بر همین اساس این شخصیت را در کنار مشاهیر ادبی معاصر قرار دادم و البته مجسمه فردوسی را در ابعاد بزرگ‌تر از دیگران ساختم.

وجود موزه مجسمه‌های مشاهیر ایران را چقدر مفید می‌دانید؟

به نظر من اگر مسئولان به این فکر باشند که موزه‌ای مختص مشاهیر ایران داشته باشیم هم برای جذب گردشگر و هم ارج نهادن به مشاهیرمان بسیار با ارزش خواهد بود. از این طریق علاوه بر شناساندن مشاهیرمان به کشورهای دنیا، آنها را نیز متعلق به خود می‌کنیم و دیگر هیچ کسی اجازه این را ندارد که همانند مولانا آنها را از خود بداند. من به نوعی با برگزاری این نمایشگاه خواستم این پیام را به مسئولان بدهم که مردم از داشتن یک چنین نمایشگاه‌هایی حتی به صورت دائمی استقبال می‌کنند و نیاز آن در جامعه احساس می‌شود.

سحر طاعتی‌ /‌ جام‌جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر