خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 155

یکشنبه یکم آبانماه 1373 در هتل مجللی که برای میهمانان ویژه در نظر گرفته اند ، اقامت داشتیم. آقای رواس ما را به صرف شام دعوت کرده است. امروز از آثار تاریخی عمان بازدید کردیم.
کد خبر: ۵۷۶۸۰

آثار تاریخی ، بیشتر قلعه های نظامی هستند که وقتی عمان مستعمره بوده ، آنها را ساخته اند. موزه ای هم برای استقلال کشورشان درست کرده اند که بیشتر عکسهای سلطان قابوس و تبار اوست و چیز مهمی ندارد.
در مجموع ، از نظر ساختار فرهنگی و هنری ، چیز پر اهمیتی در دست ندارند. کشوری با جمعیت بسیار کم و فروش یک میلیون بشکه نفت در روز ، عملا زندگی خوبی برای آنها درست کرده است ; کارهای پیچیده را هم که انگلیسی ها انجام می دهند!.
با بن علوی وزیر خارجه ملاقات داشتم. او هم مثل رواس سابقه مخالفت با سلطان قابوس دارد را که بعدها به مصالحه کشیده شده است.
با فرهنگ اسلامی آشناست و از تفسیر المیزان علامه طباطبایی بسیار تعریف می کرد. برایم جالب بود که وزیر خارجه عمان با تفسیرالمیزان آشناست.
خیلی علاقه مند بود اطلاعاتی درباره موضع ما در قبال عراق داشته باشد. فکر می کنم می خواست از این اطلاعات به منظور گسترش روابط کشورش با عراق استفاده کند!.
ملاقاتی با سلطان قابوس داشتم. او در مسقط نبود. ظاهرا هر سال چند ماه به قبایل صحرایی عمان سر می زند. برای این کار ، خیمه ها و چادرهایی را در صحرا برپا می کند; البته با باند هلیکوپتر و...! مدتها در آنجا مستقر می شود و با اتومبیل به قبایل شتر چران عمان سرکشی می کند. از این نظر، فرد با استعدادی است ; چون با دادن پول و امکانات به آنها ، عملا نظر آنها را به خود و سلطنت خود جلب کرده است . هر چند سلطنت نسبتا متمرکزی دارد اما با روشهای مختلف ، سلطنت خود را توجیه کرده است.
با هلیکوپتری مجهز به سمت صحرا حرکت کردیم. آقای رواس و آقای بن علوی نیز حضور داشتند. در هلیکوپتر بحثهای مختلفی درباره مسائل عراق و ایران و امریکا طرح شد.
در چادری باید ساعتی تامل می کردیم. نماز را خواندیم. جلسه با حضور رواس و بن علوی به بحثهای فلسفی گذشت. رواس به افکار عرفا علاقه مند بود و وقتی از افکار توحیدی آنان بحث می شد، خیلی خوشحال می شد. ظاهرا خانمش ایرانی است . آقای بن علوی بحث تناسخ نزد حکمای اسلامی را مطرح کرد.
به او گفتم را حکمای اسلامی تناسخ قبول ندراند; برخی فیلسوفان یونان ، ازجمله افلاطون به تناسخ قائل بوده اند. البته در این که واقعا حرف افلاطون تناسخ به معنای متعارف آن است ، بحث وجود دارد.
مترجم نداشتیم ; مجبور بودم موضوع با زحمت و به زبان عربی را بیان کنم ، که کار شاقی بود. آقای رواس در این خصوص متلکی گفت:«نمی دانم چرا ایرانی ها وقتی می گوییم به عربی صحبت کنیم ، می گویند نمی دانیم ولی هر وقت خودشان خواستند، عربی صحبت می کنند!».
بعد از یک ساعت ما را به چادر دیگری بردند. سطان قابوس نزدیک در چادر ایستاده بود و خبرنگارانی نیز نزدیکتر به ایشان آماده بودند.
بعد از سلام و احوالپرسی نشستیم . باید روی زمین زیر چادر می نشستیم. سلطان قابوس خیلی گرم و صمیمی بود به این و اظهار مودت و دوستی می کرد. مطالبی در پیام آقای هاشمی بود که برایش توضیح دادم.
اظهار علاقه کرد که موضوع را آقای رواس پیگیری کند. در میان صحبت کردن ، سوتی زد! دیدم خادمی کمر بسته آمد با دو کاسه ! یک کاسه آب و یک کاسه مسقطی.
ابتدا سلطان دست خود را در آب شست و بعد با پنجه به سمت مسقطی رفت و قدری برداشت. حالا من هم باید در همان کاسه دستم را می شستم و در مسقطی چنگ می زدم ! صحنه عملیات جالبی بود!.
شب میهمان آقای رواس بودیم. حدود هشت وزیر را دعوت کرده بود. در این جلسه ، من بحث همکاری های بازرگانی میان دو کشور را دنبال می کردم.
چون بیشتر ارتباطات این کشور با امارات است ، با توصیف امکانات کشاورزی و صنعتی ایران ، روی وزیر کشاورزی و وزیر بازرگانی آنان کار می کردم تا به ارتباط با ایران انگیزه مند شوند. اظهار علاقه زیادی به گسترش روابط بازرگانی با ایران می کردند; بنا شد سفیر ایران پیگیر موضوع باشد. سفیر ما آقای یعقوبی است.

خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 154
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها