رستاخیز فوتبال ایران در اولسان

کد خبر: ۵۷۶۰۴۷
رستاخیز فوتبال ایران در اولسان

محمد حمیدی

درست یادم نمی آید که در کدام نوشته این مطلب را خوانده ام، در کتابی بود یا جزوه ای یا روزنامه و مجله ای. شاید هم جایی شنیده باشم از دوستی یا از رادیو و تلویزیون. شاید هم در نشستی فرهنگی – ادبی از زبان بزرگی به گوشم خورده باشد ولی هر چه باشد بی گمان درست است. حتی اکنون که می خواهم از ورزش بنویسم از فوتبال و جام جهانی اش. از تیم ملی ایران که همین چند روز پیش در اولسان کره جنوبی دست به کاری کارستان زد و خود را با دل و دیدگان ما روانه برزیل 2014 کرد. به جام جهانی بیستم فوتبال. به چهارمین حضور جهانی فوتبال ایران.
میشل فوکو، فیلسوف، تاریخ دان و متفکر معاصر فرانسوی است. او در سال 1357 و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی دو بار به ایران سفر داشته که دستاوردشان را در مقاله هایی به چاپ درآورده است. او می گوید، ایرانیان از تحقیر بیزارند و در صورتی که خوار شمرده شده و دست کم گرفته شوند، به پا می خیزند. به گمانم خیز بلند سه شنبه فوتبال ایران درست از همین رو بود.
برای رسیدن به افتخاری فوتبالی در چند سال گذشته باید یاد و خاطره ها را حسابی جست. آخرین درخشش ستاره فوتبال در آسیا و دنیا آن قدر دور است که کورسویی در دل آسمان شب. تیم ملی آخرین بار جام جهانی 2006 آلمان را تجربه کرد و در جام ملت های آسیا و بازی های آسیایی هم مدتهاست چشم به راه عنوان و افتخاری شایسته و بایسته است. در عرصه باشگاهی هم باید راه اصفهان را در پیش گرفت و به سپاهان و ذوب آهن و نایب قهرمانی هاشان در لیگ قهرمانان آسیا دل خوش کرد. آخرین قهرمانی ایرانی ها شاید به ابتدای دهه 90 میلادی بازگردد. به روزهای خوش قهرمانی پاس و استقلال و پرسپولیس. به گذشته های دور و دراز...
حافظه کوتاه مدت ما از فوتبال ایرانی پر است از 90. از کشمکش های مدیران و بازیکنان. از تبانی. شکست و ناکامی. باخت و سرخوردگی و دلزدگی عمومی از فوتبال. چنان که برای پر شدن ورزشگاه ها باید ناز دیوانگان فوتبال را کشید یا چشم به راه شهرآورد پایتخت بود. ولی چه سود استثنای داربی یا تراکتورسازی که اصل نیست و نمی شود!
افت فوتبال ایران با اوج دیگر ورزش ها همراه شد و این آغاز نیش و کنایه ها به بازیکنان و مربیان فوتبال بود. فوتبالی که حرفه ای شد و به گفته یکی از سردبیران برجسته روزنامه ای پرتیراژ ورزشی بیش از چند هزار میلیارد تومان گردش مالی دارد، از دسترسی به عنوان و مقامی باز ماند تا سر خورده تر از همیشه شود. دامنه این گوشه و کنایه ها به آن سوی آب ها هم رسید. ستارگان فوتبال ما دیگر در این سو و آن سوی جهان خریداری نداشتند و کارلوس کی روش برای تکمیل فهرست بازیکنانش به دنبال آنها رفت که پدر یا مادری ایرانی داشتند ولی در بیرون از مرزهای جغرافیایی ایران رشد کرده بودند. همسایگان جنوبی ایران هم بر خلاف گذشته به بازیکنان ایرانی کمتر روی خوش نشان دادند. کار به جایی کشیده شد که وقتی کنفدراسیون فوتبال آسیا در انتخاب پایان سال خود فدراسیون فوتبال ایران را برگزید صدای خنده و تمسخر بسیاری در درون و بیرون مرزها به سادگی شنیده می شد. دست آخر هم باخت بی سابقه به لبنان و شکست خانگی برابر ازبکستان و تساوی در آزادی با قطر که با هیچ قرص و دارو و شربتی از تلخی اش کاسته نمی شد. سرمربی کره جنوبی هم در آستانه بازی در اولسان سنگ تمام گذاشت و با زیر سوال بردن مهمان نوازی ایرانیان شمشیر تحقیر را از رو بست.
فوتبال ایران باید بر می خاست. تک تک اعضایش باید دست به دست هم می دادند. باید به هم تکیه می کردند. فوتبال باید از خواب طولانی خود بیدار می شد. کارلوس کی روش کارش را بلد بود. به خواست ها و خواهش ها تن نداد. به کارش ایمان داشت. به باورش، تجربه اش و دست آخر انتخاب هایش. او و مردانش در سه بازی باقیمانده از دور برگشت انتخابی جام جهانی در دوحه، تهران و اولسان با ارائه بازی هدفمندانه از داشته هایشان نهایت بهره را بردند تا فوتبال ایرانی به تحقیرها پایان دهد، تا به جام جهانی برود، تا مردم عاشق فوتبال را به خیابان ها بکشاند و با ورزشگاه های خالی از مهمانانشان آشتی دهد. تیم ملی فوتبال همانند همیشه لقمه را دور سرش چرخاند و گرداند ولی این بار به سر منزل مقصد رساند. گفته های سرمربی هم اکنون برکنار شده کره تیر خلاصی بود و شلیکی نهایی به سال ها رخوت فوتبال ایران. او ایران و ایرانی را نشناخت و به گفته فوکوی فرانسوی سراسر بی توجه بود. بدترین حرف ها را بر زبان راند تا رستاخیز فوتبال ایران را در اولسان با چشمان تنگ تر از همیشه اش شاهد باشد. او و مردانش 90 دقیقه تمام به در بسته زدند تا فوتبال ایران از شرق دور تا غرب دورتر جشن صعود به جام جهانی را برپا کند. داور چینی که سوت پایان بازی را زد سیل عکس ها و تصاویر از شادمانی ایرانیان در سراسر دنیا دست به دست گشت. از استرالیا گرفته تا کانادا. از کره جنوبی تا ایران و آمریکا. رضا قوچان نژاد با گل دقیقه 60 خود ما را پس از ژاپن و استرالیا به جام جهانی رساند. ما سومین مهمان برزیل 2014 شدیم. زودتر از اسپانیا و تیکی تاکایش. آرژانتین و مسی اش و اروپا و همه بزرگان و مدعیانش.
فوتبال دوباره به پا خاسته است ولی نباید از یاد ببرد بدنی بیمار و رنجور دارد. نباید فراموش کند گذشته ای دارد و باید در اندیشه آینده باشد. فردای فوتبال ما در غبارها گم است. پرسش هایی دارد سال ها در انتظار و چشم به راه پاسخ. دردهایی دارد که درمان می خواهد نه تسکین و التیام. فوتبال ما باید پوست بیندازد. باید جامه نو کند و اندیشه تازه. زمان تغییر فرا رسیده و کاروان دگرگونی از مدت ها پیش به راه افتاده است. فوتبال ما باید بداند سالهاست از فوتبال روز دنیا جا مانده و فاصله ای دارد که هر آن بیشتر و بیشتر می شود. کره ای که سه شنبه در اولسان تسلیم اراده ایرانی شد مدتهاست راه رفتن را با شتاب در پیش گرفته است. این جمله آشناست: راهی که هر روز می روی تو را به مقصد هر روزه می رساند. هدف نو و مقصد تازه راهی تازه را می طلبد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها