در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همه چیز از سال 1387 شروع شد. از زمانی که جمعیت هلال احمر تصمیم گرفت برای جذب نیروهای توانمند در بخش واکنش سریع یک آزمون استخدامی برگزار کند. طاهری یکی از همان کسانی است که با عشق و علاقه در این آزمون شرکت کرد. آن گونه که این مربی جوان توضیح میدهد، شرایط آزمونهایی که برگزار شد، بسیار سخت بود و حدود دو سال زمان برد تا او قبولیاش را بگیرد.
حلزون، مار و وقورباغه
آزمونها دشوار بود، اما طاهری آنها را یکی پس از دیگری پشتسر گذاشت. او بعد از اتمام آموزشها به عنوان نیروی امدادی در پایگاههای جادهای مشغول به کار و سرانجام بعد از تحمل سختیهای فراوان دو سال قبل استخدام شد و دکتر بهروز مقدسی به عنوان مسئول تیم واکنش سریع، آموزش طاهری و همکارانش را که به عنوان افراد نخبه از 30 استان گردهم آمده بودند به عهده گرفت. در این بخش اعضای تیمهای واکنش سریع دورههای تخصصی سختی مثل دوره 40 روزه تخصصی و مهارتی جستجو و نجات در بهمن و کولاک، بقا در شرایط سخت جنگل، بقا در شرایط سرد و مراقبتهای پزشکی کوهستان، دوره مدیریت عملیات با بالگرد، دوره بینالمللی غواصی تکستاره و دو ستاره، بحران و ارزیابی سانحه و... را گذراندند.
اما قسمت جالب آموزشهای تخصصی طاهری را از زبان خودش بخوانید: «برای شبیهسازی شرایط سیلاب به رودخانه خروشانی در منطقه شهرستانک رفتیم که عمق نسبتا زیادی هم دارد. طوری شد که بچههای تیم کرمانشاه را آب برد، اما بقیه آنها را گرفتند. یا یک هفته در منطقه کُلکچال روی برفها با یک چادر معمولی زندگی کردیم. پنج روز هم در شرایط سخت جنگلی و بدون آب و غذا زندگی کردیم. علف آبپز یکی از خوراکیهایمان در آن روزها بود. روزهای بعد که انرژی همهمان حسابی تحلیل رفته بود حلزون، مار و قورباغه شکار میکردیم و بعد از کباب کردن روی آتش و نمک زدن آنها را میخوردیم.» شاید خوردن این جانوران، مشمئزکننده به نظر بیاید ولی به قول طاهری در شرایط سخت و بیغذایی که زندگی انسان به خطر میافتد، مغز دیگر به مزه فکر نمیکند و انسان همه چیزخوار میشود.
عملیات نجات در آبشار
بعد از اتمام آموزشها حالا فرصت آن بود که اعضای تیم واکنش سریع از آموزههایشان در عملیات مختلف استفاده کنند. طاهری توضیح میدهد: «حوادثی که رخ داد باعث شد آموزشهای ما کاملتر شود. در یکی از این عملیات به ما خبر دادند که زن و شوهر جوانی عصر هنگام به بالای آبشاری در منطقه اُرتوکَند در مشهد رفتهاند و تا آن زمان که ساعت 12 شب بود، نزد خانوادهشان برنگشته بودند. بعد از اعلام حادثه همراه چند نفر از بچهها و تجهیزات لازم راه افتادیم، اما به دلیل دوری مسافت تقریبا ساعت 3 صبح به محل حادثه رسیدیم. در اولین مرحله از خانواده آنها در مورد خلق و خوی گمشدگان سوال کردیم و پرسیدیم آنها ماجراجو هستند یا نه؟»
این که چرا طاهری چنین سوالاتی کرد شاید برای شما هم سوال باشد. او میگوید: «مبحثی به نام روانشناسی فرد گمشده داریم. این شخص میتواند یک مرد، زن، بچه یا حتی یک معلول عقبمانده ذهنی باشد. افراد در طبیعت رفتارهای مختلفی دارند. شناخت این رفتارها به ما در پیدا کردن افراد گمشده خیلی کمک میکند. مثلا در پیدا کردن یک زن گمشده با توجه به فیزیک جسمی، خودمان را جای او میگذاریم که اگر در چنین شرایطی قرار بگیریم، کجا میرویم؟ یا یک معلول ذهنی به خاطر شرایط ویژهای که دارد هرگز نمیتواند برنامهریزی کند و یک مسیر ساده را برای پیشروی انتخاب میکند. همین نکتههاست که به ما در پیدا کردن فرد گمشده کمک میکند.» بعد از سوال و جوابی که طاهری از خانواده زن و شوهر گمشده کرد، اعضای تیم واکنش سریع همراه دو نفر از اعضای آن خانواده راه افتادند. این مربی جوان میگوید: «چون احتمال میدادم اتفاق بدتری بیفتد به یکی از دونفر گفتم برگردد و خودم همراه همکارانم و یکی از اعضای خانواده زن و شوهر جوان دوباره به مسیر ادامه دادیم. خودمان را به قسمت بالای آبشار رساندیم و شروع به جستجو کردیم. مسیر لغزنده و خطرناک بود. به اتفاق یکی از همکارانم بالای آبشار رفتیم و دیدیم خبری نیست. آبشار بین 15 تا 20 متر ارتفاع داشت. برخلاف جهت رودخانه حرکت کردیم و جلو رفتیم. بعد از طی 300 تا 400 متر بالاخره ساعت 10 صبح زن و شوهر جوان را پیدا کردیم. از آنها پرسیدم چه اتفاقی افتاده است؟ گفتند در زمان برگشت زانوی زن جوان خالی کرد و چون دیگر نمیتوانست راه برود، همانجا ماندگار شدند. بعد از پیدا کردن آنها با همکارانم تماس گرفتم و گفتم به خانوادهشان اطلاع بدهید نگران نباشند. دوباره باید به کوه برمیگشتیم و آن مسیر صعبالعبور را رد میکردیم، اما مشکل اینجا بود که زانوی آن زن درد میکرد و نمیتوانست از شیب کوه بالا بیاید. با همکارانم مشورت کردم و قرار شد زن و مرد جوان را از روی آبشار رد کنیم.»
عبور دادن زن و شوهر جوان از آبشار بلندی که زیرش رودخانه خروشانی جریان دارد، کار آسانی نبود اما با آموزشهای تخصصی که طاهری و دوستانش دیده بودند، این کار ناممکن به نظر نمیرسید. طاهری میگوید: «تجهیزات لازم را بررسی کردیم و دیدیم حداقل وسایل لازم را برای عبور دادن این دو نفر از بالای آبشار داریم. در چنین مواقعی کارگاه میزنیم. یعنی با کار گذاشتن چند میخ و رولهایی که در شکاف سنگها فرو میرود، طناب به میخ و کارگاه بسته میشود و بعد با استفاده از این روش افراد را به پایین منتقل میکنیم. به آنها گفتیم میخواهیم شما را 15 متر پایین بفرستیم. این سوال را پرسیدم تا ببینم میترسند یا نه؟ مرد جوان خیلی هیجانزده شده بود. قرار شد با همسرش هم صحبت کنیم و اگر مشکلی با این فرود نداشت، کار را شروع کنیم. در غیر این صورت باید فکر دیگری میکردیم.» هرچند زانوی زن جوان آسیبدیده بود، اما او هم با راه حل پیشنهادی طاهری موافقت کرد و بعد از پوشیدن کلاه، لباس و تجهیزات لازم آماده فرود بود. اول مرد جوان را فرود دادند. نوبت زن که شد، طاهری به او گفت اصلا لازم نیست پایین را نگاه کنی. طناب را به او بستند و زن جوان بیش از آنچه طاهری انتظار داشت، همکاری کرد و همین باعث شد تا سالم و سلامت در حالی که آب بسیار سرد آبشار از سرو رویشان پایین میریخت، پایین بروند.»
طاهری حرفهایی هم برای خانواده همکارانش دارد و به آنها میگوید ممکن است با همسرانی خسته روبهرو شوند: «اگر روزی همکاران ما با روحیه خسته و افسرده به خانه میآیند به جای پرس و جو از دلیل این رفتار با روحیه دادن و حفظ آرامش محیط خانه به رفع این حالت کمک کنید. مطمئنا اگر خاطراتی را که اینجا تعریف کردهام، همسرم مطالعه کند، مانند خوانندگان برایش تازگی خواهد داشت.»
لیلا حسینزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: