در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما قبل از اینکه وارد عرصه کارگردانی شوید، سالها به عنوان دستیار اول، کنار کارگردانان مطرحی همچون کیانوش عیاری و داود میرباقری حضور داشتید و بعد از کسب تجربه لازم و کافی سراغ حرفه کارگردانی رفتید. آیا از تجربیات همکاری با چنین کارگردانانی در ساخت سریال مهرآباد استفاده کردید؟
من اگر شاگرد خوبی باشم حتما ردپای این کارگردانان شاخص که به آنها اشاره کردید در کارم دیده میشود. نمیدانم این اتفاق در سریال مهرآباد افتاده است یا نه، ولی طبیعی است وقتی اصول کار را از کارگردانان بزرگ یاد میگیریم رد پای آنها در کارمان دیده شود.
من واقعگرایی در کار را از کیانوش عیاری یاد گرفتم و اینکه چگونه به موضوعات نزدیک شوم تا برای مردم قابل باور باشد. واقعگرایی ویژگی آثار عیاری است. از میرباقری توجه به صحنهپردازی را آموختم که همیشه سعی میکند به بهترین شکل صحنههای کارش را به تصویر بکشد. علاوه بر آن از شهرام اسدی و بقیه عزیزان هم خیلی چیزها آموختم.
امیدوارم نتیجه کارکردن با این دوستان در کارم دیده شود. معتقدم باید یاد بگیریم و لحظهای نباید از آموختن غفلت کنیم. اگر اینطور فکر نکنیم تنها به خودمان ظلم کردهایم و نمیتوانیم پیشرفتی در کار داشته باشیم. من به همراه بازیگران و دیگر عوامل سریال مهرآباد تلاش کردیم یک اثر شایسته را به تصویر بکشیم تا مورد توجه مردم قرار بگیرد. خوشبختانه از بازخوردهایی که از مردم گرفتیم متوجه شدیم مهرآباد مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است.
شما قبل از سریال مهرآباد، مجموعه «بانو» را با تم مذهبی کارگردانی کردید، اما در مهرآباد سراغ کمدی و طنز رفتید. چرا در یک گونه خاص کار نمیکنید؟
راستش من علاقهمند هستم داستانها و گونههای مختلف را کارگردانی و تجربه کنم. علاقه ندارم در یک گونه خاص خودم را محدود کنم. معتقدم هر کاری تجربه و لذت خودش را دارد و کارکردن در فضاهای متفاوت این امکان را برایم فراهم میکند که به آموختههایم بیفزایم.
بیشتر دوست دارم کارگردانی آثاری را بپذیرم که قصه جذابی داشته باشد و داستان قصه تخت و یکنواخت نباشد. هرچه پیچیدگی قصه بیشتر باشد، طبیعی است من هم با چالش بیشتری روبهرو خواهم شد و کار شیرینتر میشود.
این اتفاق در سریال مهرآباد افتاده است. در این سریال با تعدد شخصیتها روبهرو هستیم که هرکدام از آنها ویژگیهای خاص خودشان را دارند و این موضوع برای من جذاب بود. اگر نتوانم از لحاظ روحی با کاری درگیر شوم آن را نمیپذیرم. وقتی ما به عنوان سازنده اثر نتوانیم با کارمان ارتباط برقرار کنیم چه انتظاری از مخاطب خواهیم داشت که او اینگونه عمل کند.
فکر میکنم با تعریفی که از کار و روحیهتان ارائه کردید، فیلمنامه خاص و پیچیده سریال مهرآباد، شما را برای کارگردانی ترغیب کرده است؟
بله، دقیقا همینطور است. فیلمنامه این سریال ویژگیهای منحصر بهفردی داشت که توجه من را جلب کرد. امید سهرابی این فیلمنامه را خیلی خاص نوشته و احساس کردم میتوانم ارتباط خوبی با آن برقرار کنم. در واقع فیلمنامه، نقد تلخ و شیرینیهای زندگی است که برایم جذاب بود. طنز تلخ این سریال مثل طنزهای تلخ چخوف است. نگاه سهرابی به مسائل اجتماعی در فیلمنامه سریال مهرآباد به نگاه چخوف نزدیک است.
ما در این اثر انسان معاصر را نقد میکنیم و جلوی او آینهای قرار میدهیم تا اشتباهاتش را ببیند و بداند عاقبت دروغگویی به کجا ختم میشود یا اینکه طمع زیاد انسان را به کجا میکشاند. کافی است کمی به خودمان نگاه کنیم تا متوجه این اشتباهات شویم. امید سهرابی قلم خوب و شیوایی دارد و این مسائل را به زیبایی در فیلمنامه به تصویر کشیده است.
یعنی شما نگاه نویسنده سریال مهرآباد را به موضوعات اجتماعی با نگاه و طنز تلخ چخوف برابر میدانید؟
نه، برابر دانستن کار درستی نیست و ادعای بزرگی است. من تاکید کردم طنز تلخ امید سهرابی و نگاهش در فیلمنامه سریال مهرآباد به نگاه چخوف نزدیک است. من طنزهای چخوف را دوست دارم و همیشه تاثیر زیادی روی من گذاشته است. به همین دلیل فیلمنامه سریال مهرآباد را دوست دارم. در واقع این سریال جای کار بیشتری برایم فراهم کرد.
یکی از ویژگیهای این سریال تعدد شخصیتهاست. گرچه این مساله باعث میشود قصه برای مخاطب یکنواخت نباشد، اما پیشگیری سرنوشت این همه شخصیت هم کار راحتی نیست، چون به سردرگمی مخاطب منجر میشود. شما نگران نبودید ممکن است مخاطب این جنس کار را با این همه شخصیت نپذیرد؟
طبیعی است وقتی سوژهای برای مخاطب تازه باشد و برای بیان آن از قالب دیگری هم استفاده کنیم این نگرانی وجود دارد که مخاطب با آن ارتباط برقرار نکند و من هم نگران این مساله بودم، اما از آنجا که به فیلمنامه و کارم اطمینان داشتم، میدانستم مشکلی پیش نمیآید. به هر حال من برای تلویزیون کار میکنم و نسبت به آن شناخت دارم و مخاطب آن را هم میشناسم.
بیننده ما منفعل نیست و باهوش است. او خیلی خوب همه چیز را درک میکند. من همه این موارد را در نظر داشتم و بعد کارم را شروع کردم. میدانستم قصه خوب سریال مهرآباد جواب میدهد و بیننده با شخصیتها ارتباط برقرار میکند. یکی دیگر از ویژگیهای این سریال استفاده از بازیگران حرفهای، هوشمند و توانمند است. خیالم راحت بود که بازیگران نقشهایشان را آن گونه که توقع دارم، بازی میکنند.
از دیگر امتیازات سریال مهرآباد کارکردن با عوامل حرفهای بود. تهیهکننده حمایتهای لازم، را انجام داد، مدیر تصویربرداری، طراح گریم و طراح صحنه و لباس ظرایفی را که ما برای این سریال احتیاج داشتیم در کارشان لحاظ میکردند و همه از افراد توانمند آثار نمایشی بودند و درام را خیلی خوب میشناختند. همه به یکدیگر کمک میکردند تا بتوانیم سریال خوبی بسازیم. از سوی دیگر هم امید سهرابی فیلمنامه سریال تلویزیونی مهرآباد را با وسواس زیادی نوشت و جای هیچ نگرانی نگذاشت.
دورخوانی قبل از تصویربرداری کمک زیادی به بازیگران میکند تا با ذهنی آماده جلوی دوربین بروند، ولی خیلی از کارگردانان به این مساله اهمیت نمیدهند، چطور شد شما زمانی را برای این کار اختصاص دادید؟
برخی مواقع کارگردان علاقهمند است قبل از شروع تصویربرداری همراه با گروه دورخوانی داشته باشد و از تهیهکننده میخواهد این شرایط را برایش فراهم کند. مسلما دورخوانی کمک زیادی به گروه میکند تا آمادهتر باشند. کارگردان با بازیگران همسوتر میشود و راحتتر یکدیگر را درک میکنند.
از سوی دیگر شخصیتها تحلیل میشوند و بازیگران بهتر میتوانند آنها را اجرا کنند. در این دوره توافقات لازم صورت میگیرد و دیگر نیازی نیست هنگام تصویربرداری زمانی برای این مساله تلف شود.
وقتی با تهیهکننده مساله دورخوانی را مطرح کردم، او استقبال کرد و علاقهمند بود که این اتفاق بیفتد. امید سهرابی و دیگر بازیگران هم با این کار موافق بودند و با همدلی این کار را انجام دادیم و هرکدام از دوستان نظراتشان را در هر بخش از کار ارائه میکردند. در مجموع تعهد گروه برای ساخت سریال مهرآباد خیلی خوب بود.
هرکدام از شخصیتهای قصه سریال مهرآباد رنگآمیزی خودشان را دارند. چطور به این رنگآمیزی رسیدید؟
ما در این سریال شخصیتهای همگون نداریم. هرکدام از آنها متناسب با جایگاه اجتماعیشان ویژگی خاصی دارند تا برای بیننده هم جذابیت لازم را داشته باشد. همه بازیگران برای ایفای نقشهایشان سنگ تمام گذاشتند و کامل بودند. بازیگران سریال مهرآباد به رنگآمیزی متفاوت این کار کمک کردند. با توجه به شناختی که نسبت به بازیگران داشتم جای نگرانی نبود و به مخاطب هم اطمینان داشتم که این کار را میپذیرد. به هر حال ما باید سعی کنیم در هر گونهای به دنبال زوایای متفاوت باشیم و مخاطب را فقط به یک کار خاص عادت ندهیم.
علاوه بر آن مخاطب باید تمام قسمتهای سریال تلویزیونی مهرآباد را تماشا کند و هنگام دیدن این سریال تمرکز داشته باشد. با توجه به اینکه تعداد شخصیتهای قصه این سریال زیاد است، اگر مخاطب یک قسمت را نبیند قصه را از دست میدهد.
مطمئن بودم بیننده به تماشای این جنس سریال هم عادت میکند، چون ما در این سریال به دغدغههای مردم توجه کردهایم که اتفاقا از جنس روز است و ویژگیهای تصویری روز را دارد. ادعا نمیکنم کار شاخص ساختیم، اما همه گروه تلاش خودشان را برای ارائه یک کار خوب انجام دادند.
نخ تسبیح این سریال شخصیت کیاست که نقش او را علی سرابی بازی میکند، ولی جالب است با وجود اینکه شخصیتی است که دیگران را به هم وصل میکند، اما به اندازه دیگر شخصیتها در سریال حضور ندارد. چه دلیلی برای این کار داشتید؟
در هر بخش از قصه به شخصیتها به اندازه کافی پرداخت شده و اینطور نیست که شخصیتها پررنگ یا کمرنگ شوند. ما در این سریال سعی نکردیم با چرخشهای بیجهت دوربین به مردم بگوییم که یک کار خاص میبینند، بلکه آنها را به تماشای اثری دعوت میکنیم که به دنبال ارتباط صمیمانه است و به او میگوید ما از این زاویه به جامعه نگاه کردهایم اگر تو هم دوست داری با نگاه ما همراه شو.
یعنی نمیخواستید در این سریال قهرمان داشته باشید؟
در این سریال یک شخصیت به عنوان قهرمان اصلی معرفی نمیشود، بلکه اتفاقاتی که میافتد قهرمان و پیشبرنده داستان است. محور قصه یک تصادف است که به اتفاقاتی منجر میشود، چون کسی که تصادف میکند از صحنه فرار میکند و بعد دچار عذاب وجدان میشود و عدهای دیگر درگیر این ماجرا میشوند. در واقع یک تصادف به گرفتاریهای زیادی در جامعه منجر میشود. در حالی که اگر فرد احساس مسئولیت میکرد و فرد آسیبدیده را به بیمارستان میرساند این همه گرفتاری به وجود نمیآمد.
فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: