سیروس ناصری همان اول مصاحبه شرط کرد که این گفتگو اگر به سخنرانی تبدیل شود، آن را به پایان
نخواهد برد و برای تو که این روزها سر و کارت با مصاحبه شوندگان است که عمدتا خوب بلدند شعار
بدهند تا پاسخ ، این شرط به طور طبیعی عجیب و تازه است.
کد خبر: ۵۶۹۶۶
او آخر مصاحبه اطلاعات شخصی اش را
هرچه کردم ، بروز نداد. نه سن و نه تحصیلاتش.
همه ، اعم از مسوولان و ناظران حتی آنها که چندان
دوست او تلقی نمی شوند، پختگی وی در کارش را نه تنها انکار نمی کنند، بلکه او را کارکشته ترین
دیپلمات ایران و از دیپلمات های زبردست عرصه بین المللی معرفی می کنند.
دست کم 2 هفته دنبال این مصاحبه بودم. در تمام این مدت و پیش از انجام مصاحبه و حتی در 5 ساعت انتظار مدام در لابی مرکز مطالعات استراتژیک و همان آخرین لحظه که به طبقه چهارم آن ساختمان هدایت شدم ، انجام این گفتگوقطعی نبود و وقتی می دیدم مصاحبه قطعی شده ، باید برای یک مصاحبه دشوار آماده می شدم.
چنین مصاحبه شونده ای را باید بپیچانی ، اما وقتی برای اولین بار با هسته مذاکرات هسته ای میان اروپا با هسته خاورمیانه یعنی ایران روبه رو شدم ، دریافتم حالا آسان ترین مصاحبه جهان را در پیش خواهم داشت و همین طور بود.
او حتی یک جای مصاحبه که پرسشم این طور شروع شد که «در تایید این صحبت شما...»
فورا پرید توی حرفم و گفت: «قرار نیست شما حرف های مرا تایید کنید، شما باید با من چالش کنید.»
ناصری اصلا کلیشه ای حرف نزد. تا نظر شما که مصاحبه را می خوانید، چه باشد و من نشسته ام
روبه روی مردی که سال 1368 ماهها و روزها و ساعتها به عنوان نماینده ایران با برزن تکریتی نماینده صدام به مذاکره نشسته بود و پس از آن مذاکرات بود که صدام با عقب نشینی نیروهایش در قالب قرارداد الجزایر - همان قراردادی را که سالهای سال قبل جلوی دوربین تلویزیون ، پاره کرده بود - موافقت کرد.
ناصری پس از آن سالها از حوزه مسوولیت خود را رها کرده بود تا یکی دو سال پیش که مسوولان ذی ربط
دوباره رفتند در خانه اش و این بار او، وارد میدانی سخت تر از گذشته شده است.
این مصاحبه ساعاتی پیش از پرواز او به اروپا انجام شد، اما او بارها گفت که وقت دارد و لازم نیست نگران باقی ماندن پرسشهای بی پاسخ باشم و اینک که این مصاحبه را پیش رو دارید، ناصری در وین یا ژنو است و سخت در حال مذاکره یا در جلسه کار گروه هسته ای یا جلسه کمیته چرخه سوخت یا در حال برقرار کردن ارتباط با تهران و انجام هماهنگی های لازم است.
به یقین دغدغه اش بی پاسخ نماندن هر پرسشی است که ممکن است وجود داشته باشد. آیا او و همکارانش این بار موفق خواهند شد در مذاکره با اروپایی ها
سمت و سوی توافقات را به سمت ازسرگیری غنی سازی اورانیم که دغدغه همه ملت ایران است
سوق دهند؛
باید گفت که توافقنامه پاریس تازه وارد مرحله جدی خود شده است ، چون به هم خوردن بازی در این مرحله هزینه برتر از مراحل اولیه آن است.
لطفا ابتدا نگاه خود را به این توافقنامه تعیین کنید.
اساس آنچه در پاریس فراهم شد، این است که ایران و اروپا یک سلسله مذاکرات همه جانبه و عمیق در همه زمینه ها داشته باشند.
شالوده آن تفاهم این بود که دو طرف شرایطی را بتوانند فراهم کنند که این مذاکرات در فضایی آرام و مثبت پیش برود. به طور یکه هیاهو و فشارهای بین المللی بر روند این مذاکرات تاثیر منفی نگذارند.
صرف نظر از مطلوب بودن این افق برای ما، آیا این موضوع برای اروپا مهم است و اگر پاسختان مثبت است ، چرا؛
اروپا نگران آن بود که اگر ایران به طور مستمر و با سرعت بخواهد برنامه غنی سازی را ادامه بدهد، آن گاه آنها دیگر جایگاه لازم برای مذاکره با ما نخواهند داشت.
در این صورت آنها در کشورهای خود، با
احزاب و گروههای خودشان و در صحنه سهمگین تبلیغاتی امریکا علیه اروپا با مشکل مواجه می شدند.
از دید ما این که هر 2 ماه یا 3 ماه یکبار موضوع پرونده هسته ای ما در آژانس با جنجال بزرگ همراه بشودو عوض این که ما بخواهیم به یک مذاکره واقعی بپردازیم ، مدام باید راجع به قطعنامه و عباراتی صحبت کنیم که عملا این وضعیت بیشتر عامل فشار علیه ما بوده است و این حالت ، ناقض وضعیتی بود که باید منجر به یک تفاهم بشود.
گمان کنم به بخشی از پرسش اول که تبیین نگاه شما به توافقنامه پاریس بود، پاسخ کاملی ندادید.
اساس مذاکرات و توافق پاریس ، تفاهمی بر مبنای دو محور بود. این که ما فعالیتمام را برای مدت
مذاکرات به تعلیق دربیاوریم. آنها هم در این جهت حرکت کنند که موضوع ما از دستور کار شورای حکام
دربیاید.
خب الان مذاکرات شروع شده است و من فقط می توانم بگویم این مذاکرات دوران طولانی نخواهد داشت ; ولی رویکرد ما و هم اروپا در مذاکرات ، درازمدت خواهد بود و به دلیل این که اساس و مبنای مذاکرات آن است که ما و اروپا بتوانیم به درجه ای از اعتماد و اطمینان برسیم که نگرانی های آنها
نسبت به آنچه درباره برنامه هسته ای ما حساسیت دارند و نگرانی های ما راجع به زمینه های مختلفی که طی 25 سال گذشته با اروپا دچار مشکل بوده ایم ، رفع بشود.
برداشت من این است که اگر مذاکرات به
طور موقت جلو برود نتیجه این نخواهد بود که ما فقط توانسته ایم موضوع هسته ای را حل کنیم ، بلکه
قاعدتا به وضعیتی جدید در مناسباتمان با اروپا خواهیم رسید; البته در این چارچوب بحث هسته ای و
توقعات اولیه ما اهمیت دارند و اقدامات عملی اروپا در این زمینه و مهمتر از همه این که ما پیشرفت را در بحث هسته ای می دانیم.
به عبارت ساده تر این که ما در بحث هسته ای که هسته همه بحثهاست به نتیجه برسیم ، چون فقط در این صورت است که می شود امیدوار بود کلان مذاکرات که هدف آن عادی سازی سطح روابط است به نقطه مطلوب برسد.
اصولا در همین نقطه که اکنون در آن قرار داریم ، این امید وجود دارد؛ می دانید که وجه موثر سابقه ذهنی در ایران نسبت به اروپا، بیم بدعهدی های آنهاست. این بیم ، آن امیدی را که از آن سخن می گویید، تهدید نمی کند؛
ببینید با همه فراز و نشیب هایی که طی بیش از یک سال گذشته به ما گذشت ، اینک پس از 25 سال ،
اولین بار است که میان ما و اروپا مذاکره ای جدی شکل گرفته است.
در گذشته با اروپا مذاکراتی داشتیم.
این مذاکرات یا با عنوان گفتگوی انتقادی بود یا سیاسی اگر به محتوای آن مذاکرات برگردیم که به هر حال هم ما و هم اروپایی ها روی آنها سرمایه گذاری کرده بودیم در می یابیم که محتوا، محتوای خیلی عمیقی نبود.
در آن مقاطع بیشتر هدف ما حفظ مذاکرات و ادامه گفتگوها بود تا این که حرکت به سمت ایجاد تحول روابط باشد. مذاکراتی که الان شکل گرفته ، به نظر می آید اساسی است.
موضوعاتی که ما در دستور کار این مذاکرات داریم ، عمده و بنیادین است.
پیش از حصول همین توافق ، موضوع کلان بودن یا دراز مدت بودن مذاکرات در گفتگوهای پاریس ،پیشنهاد شما بود یا اروپایی ها؛
پرسش خوبی است. وقتی اولین بار وزرای اروپایی به ایران آمدند، فکر می کنم دیدگاهشان این بود که
یک تفاهم مقطعی و سریع انجام خواهند داد و کار همانجا خاتمه پیدا می کند.
تجربه یک سال گذشته به آنها نشان داد چنین چیزی عملی نیست. یعنی متوجه شده اند که آنها نمی توانند با ایران مثل بعضی دیگر کشورها که با یک معامله مقطعی و سریع یک بده بستان جمع وجور بر سر مساله انجام می دهند کار کنند.
واقعیت این است از ماهها پیش جلساتی که در سطوح بالا در ملاقات با روسای کشورهای اروپایی
مطرح شد این سه کشور با بیانهای مختلف که از آنها نقل شد، تاکید داشته اند هدف آنها عادی سازی
روابط و ارتقای روابط و حتی رسیدن به روابط با ایران است.
به نظر من پیش از اجلاس نوامبر شورای حکام ما و آنها به یک دو راهی روشن و مشخص رسیدیم.
یا ما و اروپایی ها به برخورد می رسیدیم یا باید هر دو طرف ساز و کار را برای رسیدن به تفاهم به طور
همزمان می پذیرفتند. در همان مقطع ، اروپا به این نتیجه رسید که باید یک تفاهم عمیق تر با ایران را هدف خود قرار دهد زیرا یک تفاهم مقطعی خیلی نتیجه بخش نیست.
وقتی به دو راهی نوامبر نزدیک می شدیم ، اروپا چون از طرف ما هیچ حرکت و عکس العملی در پی قطعنامه سپتامبر شورای حکام در جهت تغییر مسیر به وجود آماده و تحولات ندیدند و حتی شاهد نگرانی ما هم نبودند، سرانجام پیشقدم شدند; یعنی اولین قدم برای مذاکره را آنها برداشتند و در وین مذاکرات شروع شد و ادامه یافت تا پاریس و توافقنامه ای که به آن رسیدیم.
درباره عضویت ایران در کمیته چرخه سوخت هسته ای برخی می گویند فقط یک دلخوشی است. اوایل
که این موضوع اعلام شد خیلی با آب و تاب درباره آن سخن گفته می شد.
حالا حتی مسوولان مذاکرات
هسته ای هم آن حال و هوای روزهای اول را در این زمینه ندارند، جز شما که در این زمینه هنوز
اظهارنظری نکرده اید یا منتشر نشده است. گفته می شود کمیته مصوبه هم داشته و ما دیر رسیده ایم.
به
عنوان نماینده ایران در این کمیته ، اساسا وزن این نهاد را در تحولات چگونه ارزیابی می کنید و آیا
عضویت شما در این کمیته به عنوان یک عضو حقیقی است یا حقوقی؛ پیشنهاد عضویت ما در این
کمیته از سوی ما بود یا اروپایی ها؛
از روزی که این کمیته تشکیل شد ما مصر بودیم در آن عضو بشویم. امریکا با این خواست ما بشدت
مخالفت کرد و عضویت ما پذیرفته نشد.
این حرف درست است که این گروه متشکل از مجموعه افرادی است به انتخاب مدیر کل آژانس از کشورهای خاص ; اما این ترکیب و مختصات هرگز از اهمیت جایگاه و میزان تاثیرگذاری این کمیته کم نمی کند، بلکه بیانگر نفوذ آن است.
ببینید الان بحث تغییر ساختار سازمان ملل مطرح است. برای این منظور کمیته مشابهی تشکیل شده
است.
در این کمیته نیز افرادی که کشورهایی خاص یا نهادهای بین المللی ویژه را نمایندگی می کنند،
عضویت دارند. آنها گزارش کرده اند که بنیان سازمان ملل به کلی تغییر خواهد کرد. اتفاقا وقتی کارهای بزرگی از این دست قرار است صورت بگیرد و در شروع کار که مذاکره با کشورهاست و خیلی دشوار از همین ابزار استفاده می کنند، یعنی تشکیل کمیته ای با مشخصاتی که اشاره کردم.
این گروه در اختیار مدیر تشکیلات بین المللی است ، یعنی دبیر کل سازمان ملل یا مدیر کل آژانس. آنچه از درون این کمیته یا گروه به عنوان پیشنهاد بیرون می آید به مرجع تصمیم گیری داده می شود که در این مورد، شورای حکام است ،این کار پیشنهاد چگونه شکل بگیرد، اهمیت دارد و بدیهی است ایفای نقش ما در شکل گیری این که پیشنهاد از اهمیت و حساسیت بالاتری برخوردار است.
مدیر کل برای دعوت از یک کشور یا نماینده آن در کمیته چرخه سوخت ، چه شرایطی را مد نظر قرار
می دهد؛
ابتدا کشورهایی دعوت شدند که توانایی بالایی در امور هسته ای داشتند. بعد چند کشور دیگر به این
کشورها افزوده شدند تا مقداری رنگ و بوی سیاسی کار این کمیته متعادل شود ; ولی همه کشورهایی که
در مسائل هسته ای توانایی دارند بخصوص در بخش چرخه سوخت ، به شکلی در کمیته حضور دارند.
اگر ایران عضو این کمیته نمی شد چه اتفاقی می افتاد؛
اولین مفهوم این بود که ایران از جرگه کشورهای دارای چرخه سوخت خارج است و در این رده قرار
نداشت. دیگر این که ممکن بود در غیاب ما پیشنهادی تصویب شود که علیه خواسته های ما باشد ; اما
الان ما صاحب بک رای از 26 رای هستیم و قاعدتا در تصمیم گیری ها هم تاثیر خواهد داشت.
رویکرد اصولی این حضور چه می تواند باشد که بتواند با تاثیر همراه شود. فکر می کنیم بودن در این مجموعه شاید سبب شود مسیری را برویم که هم ما و برخی دیگر از کشورها از منافع فناوری صلح آمیز انرژی هسته ای بهره مند بشویم و بتوانیم مانع تنظیم محدودیت هایی شویم که آقای بوش ابتدا آنها را مطرح کرد.
ما البته از آغاز راه با این کمیته همراه نبوده ایم و ممکن است کار تمام شده باشد.
نه این طور نیست در 2 جلسه اول موضوعات مطرح شده تا حدی مقدماتی بوده و مقدمات تدوین شده
است ، اما اتفاقا در 2 جلسه بعد، مسائل مهم مطرح و بررسی خواهد شد که ما حضور داریم.
در این جلسات حساس ، برخی اعضا برای عملی کردن منویات بوش به میدان خواهند آمد، این طور
نیست؛
آقای بوش حدود 9 ماه قبل در سخنرانی ای پیشنهاد کرد از این به بعد اگر کشوری به چرخه سوخت
نرسیده ، دیگر آن را نداشته باشد و در ازای آن ، کشورهای دارای چرخه سوخت تضمین کنند که سوخت
در اختیار آنها بگذارند.
به نظر ما این پیشنهاد به معنای یک تبعیض جدید در جامعه بین المللی است ، تلاش ما در این جلسات
ایجاد ممانعت در تصویب این تبعیض است و به دنبال روشهایی هستیم که نظرات دیگر کشورها به این
تلاش مثبت شود.
ما الان جزو کشورهای دارای چرخه سوخت هستیم یا نه؛ یعنی اگر پیشنهاد بوش تصویب شود ما کدام
طرف قرار داریم؛
چون این پیشنهاد هنوز تعریف نشده است ، نمی دانیم. ببینید تعابیر مختلفی مطرح می شود فعلا در
برنامه کمیته این را نمی بینم که به سمت ارائه تعریفی مشخص برود.
خب اگر به آن سمت رفت چه؛
آن گاه تلاش برای گنجانده شدن ایران در قالب تعریف کشورهای چرخه سوخت در دستور کار ما قرار
می گیرد ; اما فعلا این موضوع مطرح نیست.
در محافل داخلی این موضوع جور دیگری مطرح است این که اروپا با ما وارد توافق شد و از عضویت ما
در کمیته چرخه سوخت حمایت کرد تا مساله غنی سازی ایران با فرآیندی که ایران خود هم در آن شریک
خواهد بود، به کلی منتفی شود. حتی شنیده می شود کار تمام شده و پروتکلی هم در همان 2 جلسه اول کمیته تصویب یا آماده تصویب است که فاتحه چرخه سوخت در ایران خوانده خواهد شد، این طور
نیست؛
نه این طور نیست. کمیته چرخه سوخت حتی وارد این مراحل هم نشده است. این طور هم نیست که
هیچ نگرانی ای وجود ندارد.
ما باید طی ماههای آتی مراقب کار کمیته چرخه سوخت باشیم و بدانیم اجلاس بازنگری NPT را در پیش داریم و در همین حال یک اتفاق مهم دیگری هم در حال رخ دادن است و آن بازنگری ساختار سازمان ملل است.
در این محور امریکا به دنبال اجرای طرح بوش است ; یعنی توقف فعالیت کشور در هر نقطه ای که برای به دست آوردن چرخه سوخت فعالیت می کنند.
ما در این سه مسیر باید مراقب باشیم و این مراقبت تنها با حضور ما در این 3 مسیر، میسر است. اگر ما در کار دیپلماسی فعال و جدی عمل کنیم ، با وجود حجم عظیم جنجال ها امریکا برای رسیدن به هدفش توفیقی به دست نخواهد آورد.
به نظر می رسد، تنها جنجال آفرینی در دستور کار امریکا نیست. در حال حاضر امریکا در قبال ایران ،
اروپا را پیش انداخته و اروپا نیز از این بابت امتیازات خود را به دست آورده است.
در عین حال ، در تعامل با ایران نیز اروپا امتیازات دیگری به دست می آورد. آیا ایران در این بازی بازنده نخواهد بود؛
اولا، ما در چه جایگاهی هستیم؛ این بحران از کجا نشات گرفته؛
برگردیم به یکی دو سال قبل. همه چیز
از آنجا شروع شد که امریکا معرکه گردان یک سیاست جدید شده بود. آنها می خواستند با اعمال زور،
نظرات افراطی خود را اجرا کنند. توجه خاصشان هم به منطقه ما بود.
عراق و شاید بعد از عراق و حتی در کنار آن ، ایران را هم هدف گیری کرده بودند. کره شمالی هم هدف بود که در منطقه دور از ماست. در همین شرایط، موضوع هسته ای ما اوج گرفت. متاسفانه همان زمان اعلام شد که ایران یک برنامه اعلام نشده در فعالیت هسته ای دارد.
امریکا در مقطعی توانست از همین وضعیت به نفع خود استفاده کند، که توجه جامعه جهانی را به نظر
خود جلب کند. به هر حال کار دشوار بود.
از دید ما اعلام و اظهار نکردن برنامه هسته ای منطقی و درست بود. درست است که ما یک سلسله تعهدات خود را در پادمان به طور کامل اجرا نکرده بودیم ، اما اگر اعلام می کردیم ، آنها راه را بر ما می بستند. این بحث از نظر حقوقی نظرات له و علیه دارد، که وارد آن نمی شوم ، اما امریکا مانع می شد، که توضیح و توجیه ما در خصوص عدم اعلام واظهار برنامه هسته ای ما مطرح و به بحث گذاشته شود.
امریکا با تحرک بسیار پردامنه و با پشتوانه کار سیاسی بسیار گسترده ، سعی کرد برنامه اعلام نشده ایران را به این شکل تعبیر کند که ایران دنبال سلاح هسته ای است. ما می بایست این فضاسازی امریکا را می شکستیم ; یعنی می بایست شرایطی پیش می آوردیم که بقیه کشورها از امریکا جدا شوند و در مرحله بعد ابتدا وضعیت را به سمت عادی شدن پیش ببریم و بعد، به راه حل ها برسیم.
ما با همه دشواری ها این فرمول را اجرا کرده ایم.
در زمینه کامل کردن فعالیت چرخه سوخت ، کاستی هایی داشتیم که باید آنها را رفع می کردیم.
در همین مدت ، این کار با موفقیت انجام شد. دیگر این که با انجام کار بسیار وسیع ، گسترده و حرفه ای سلامت فعالیت هسته ای را در معرض قضاوت آژانس قرار دادیم.
در حال حاضر، موضوع تخلفات محو شده است. مفاد برنامه فعالیت هسته ای کشور و فضای سیاسی موجود، در خصوص آژانس ، کار بسیار سنگینی را به ما تحمیل کرده بود، اما این کار انجام شد.
در شروع کار،بودند بسیاری از کسانی که می گفتند
ساده لوحانه است ، اگر تصور شود آژانس اعلام کند، اظهارات و توضیحات و توجیهات ایران درست است. البته باید بدانیم آژانس معمولا برای بررسی برنامه هسته ای یک کشور دو مرحله دارد. در اولین
مرحله ، آژانس باید به این نتیجه برسد، که آنچه کشور مورد بررسی اظهار کرده است ، خلاف نیست.
در مرحله دوم که بالاتر است - و درباره ما هنوز آژانس به این مرحله نرسیده است آژانس باید به این نتیجه برسد که اصولا خلافی در ارتباط با فعالیت هسته ای در آن کشور وجود ندارد و حرکت به سمت فعالیت هسته ای ممنوعه انجام نشده است.
در این مرحله ، آژانس مواردی را که اظهار نشده ، بررسی می کند. دومین مرحله ، معمولا طولانی تر است. این مرحله در ژاپن 3 سال و نیم طول کشید.
ما در این مرحله به خودمان بسیار مطمئن هستیم ، چون هیچ برنامه پنهانی ای نداریم. کار فنی و حقوقی را بسیار قوی انجام می دهیم و با طمانینه و حوصله پیش می رویم. کار سومی که در یک سال گذشته می بایست انجام می دادیم ، تلاش برای تمهیدات سیاسی بود، چون در شرایطی که وجود داشت و دارد همه کار، مسائل فنی و حقوقی نبود.
در این بخش ، حرف و بحث نظر و سلیقه زیاد است و حتی اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند اصلا مذاکره نکنیم و فقط با آژانس کار کنیم. برخی هم می گویند تکیه ما باید به کشورهای غیر متعهد و چین و روسیه باشد. یک دید افراطی هم می گوید راه حل فقط این است که با امریکاصحبت کنیم.
روشن است که این بحثها دچار نقیصه اساسی بوده اند. اصلا مذاکره با عدم تعهد معنی ندارد و مثل
مذاکره با خودماست. آنها که با جزییات مواضع روسیه و رفتارهای این کشور آشنا هستند، قضاوتشان این است ، که کار با آنها به مصلحت ما نبود. مذاکره با امریکا هم بی مورد و بی معنی است ، زیرا در شرایطی است که امریکایی ها تمام توان سیاسی خود را به کارگرفته اند، که با ایران برخورد کنند، حتی مطرح کردن این موضوع بی معناست.
نهایتا بهترین گزینه اروپا بود; اما در حال حاضر، هم اروپا از ما امتیاز می گیرد، هم امریکا. بگذارید تعبیر درست تری داشته باشیم. این 3 کشور اروپایی و کل اروپا در این جریان ، وارد یک بازی پر خطر و در عین حال ، پرمنفعت شده اند، یعنی اولین بار است که اروپا، در یک موضوع سیاسی بین المللی ، به عنوان طرف اصلی وارد صحنه شده است و این برای آنها فرصت بزرگی است.
بخصوص برای این 3 کشور، به شرطی که از این میدان موفق بیرون بیایند. از سوی دیگر، اگر اروپا در این صحنه شکست بخورد، شاید آنها در صحنه بین المللی برای مدتها تنها یک بازیگر درجه دوم باشند.
یعنی شما قبول ندارید که اروپا در حال حاضر، واسطه ، مامور یا گماشته امریکا در این بازی است؛
اخیرا امریکایی ها گفته اند که از جریان هسته ای ایران ، امریکا نقش چماق و اروپا نقش هویج را بازی
می کند.
هیچ چیز منتفی نیست ، اما به نظر من امریکایی ها هیچ وقت با کاری که اروپا با ایران می کند، موافق نبوده اند.
نظر امریکا حداقل نظر جریان مسلط در امریکا که تصمیمات آنها دریک سال گذشته اجرا شده
این است که ما با همراهی اروپایی ها اول ایران را به شورای امنیت ببریم و آنجا محدودیت هایی برای
ایران ایجاد کنیم و به این ترتیب ما را به اقدامات الزام آور وادار کنند و در آن شرایط، باب مذاکره با ایران باز شود، به طوری که شرایط مذاکره هم متعادل نباشد.
این واقعیت را امریکایی ها به شیوه ها و بیان های
مختلف گفته اند. شما می بینید که آنها گفته اند اروپایی ها ساده لوح اند و متوجه نیستند که برنامه های ما را به هم ریخته اند.
امریکا در اجلاس نوامبر، این واقعیت ها را به زبان آورد. سخنرانی نماینده امریکا در اجلاس نوامبر شورای حکام ، مرثیه ای بود برای شکست نگاه افراطی نسبت به ایران. او در یک سخنرانی طولانی بر این اصرار داشت ، که روش امریکا درباره ایران درست بوده ، اما به آن عمل نشده است.
از درون امریکا، زمزمه هایی شنیده می شود مبنی بر مشارکت با اروپا به منظور مذاکره با ایران ، که البته بعضی کشورهای اروپایی دیگر نیز این زمزمه ها را مطرح می کنند. تحلیل شما در این باره چیست؛
خیر، هنوز از ناحیه امریکا چنین چیزی مطرح نیست.
این زمینه معمولا به طور غیررسمی شروع می شود.
خیلی خوب حداقل در مذاکرات هنوز مطرح نشده است. در رسانه ها، روزنامه ها و تحلیل ها مطرح است
که عده ای هنوز معتقدند اروپا اشتباه کرده و باید دیدگاه تند امریکا عملی شود و بتدریج دید دیگری در
حال شکل گرفتن است که می گوید مسیر درست همان مسیر اروپایی هاست که امریکا باید با آن همراه
شود; اما این دید هنوز به تصمیم رسمی در امریکا تبدیل نشده و به طور رسمی موضوعی با این مبنا
مطرح نیست.
این هم درست است که کشورهای دیگری اظهار تمایل کرده اند به این مذاکرات بپیوندند;
اما اساسا برای به وقوع پیوستن چنین اتفاقی هنوز زود است. باید اول ببینیم با اروپا و این 3 کشور به کجا خواهیم رسید.
اجازه بفرمایید موضوع را جور دیگری مطرح کنیم. ببینید، می دانیم اروپا و همین 3 کشور در سطوح
بالای قدرت در جهان امروز قرار دارند. در سطح اول هم نباشند، در رده دوم قرار دارند، گرچه دنبال اول شدن هستند.
این قدرت ها چطور راضی می شوند به ایران کمک کنند تا پای در عرصه قدرت و تسخیر دانش برتر یعنی دانش هسته ای بگذارد؛
این گونه مختصات جهان که آنها نشان داده اند برای حفظ آن همه کار خواهند کرد، به هم می ریزد. آیا قابل قبول است که آنها به ما اجازه دهند به سطوح بالاتر قدرت صعود کنیم؛ هرگز، شما نظر دیگری دارید؛
خب این که هر کشور در جهان امروز در پی ارتقای سطح خود است ، حرف درستی است. این که
علاقه مندند رقبایشان خیلی بالاتر نیایند، این هم درست است.
ولی وضعیت دنیا مثل امروز که نبوده است. کشورهایی که 30 سال ، بلکه 20 یا حتی 15 سال پیش محلی از اعراب نبوده اند، امروز به کشوری
مهم در سطح خودشان تبدیل شده اند.
امروز هم مثل دیروز نیست. حالا به سهولت قدرت ها به یک کشور حمله نظامی می کنند و آن را به
تصاحب خود درمی آورند. در منطقه ما این قدرتهای بزرگ جهانند که تصمیم می گیرند کدام کشور رشد
کند و کدام کشور رشد نکند.
منظور شما کشورهایی است که با قدرتها هم جهت نیستند، نه هر کشوری. در این صورت این حرف
درست است.
برای اروپا به معنای کلان کلمه اگر ایران به یک شریک درازمدت و مطمئن تبدیل شود،
نه تنها به ضرر او نیست ، بلکه این وضعیت به جایگاه خود اروپا هم کمک می کند و لذا اگر چنین اراده ای پشت حرکت سیاسی اروپا وجود داشته باشد، می توان توقع داشت که روابط ما به سطح بالاتری برود و آنها با جدیت به ما کمک خواهند کرد یا حداقل مانع سطح توان هسته ای ما نخواهند شد. بنابراین رویکرد این مذاکرات کلان در نظر گرفته شده است و در عین حال مساله هسته ای در آن از اهمیت بالایی برخوردار است.
به خاطر دارم یک بار فرانسوی ها به ما گفتند خاورمیانه هسته دنیا، ایران هسته خاورمیانه و موضوع هسته ای ، هسته گفتگوهای ماست.
مساله هسته ای بسیار حساس است.
از 25 سال پیش ، بین دو، سه موضوع دشواری که بین ما و غرب وجود داشت ، این اولین بار است که درباره یکی از آنها یعنی مسائل هسته ای یک سلسله مذاکرات جدی صورت گرفته است و البته همان طور که گفتید، نباید توقع داشت که بسادگی سر این موضوع به تفاهم برسیم.
این که اینها بپذیرند ایران توان هسته ای داشته باشد، اصلا موضوع ساده ای نیست. اما این که چرا راه مذاکره از جانب آنها انتخاب شده است ، برمی گردد به این که آنها به هر حال بین رسیدن و نرسیدن به تفاهم قیاس قائل خواهند شد.
یعنی اروپا این مسیر را انتخاب کند که به ما بگوید مانعی برای این که شمافعالیت هسته ای انجام بدهید وجود ندارد، تصور ساده انگارانه ای است.
اروپا تمام تلاش خود را به کار خواهد گرفت تا ما از برنامه هسته ای دست برداریم ; در عین حال این موضوع هم در همین مذاکرات روشن شد که ما به هر قیمتی می خواهیم فناوری هسته ای را حفظ کنیم. قاعدتا مذاکرات به سمتی پیش
می رود که اروپا به نقطه ای می رسد که باید انتخاب کند. یا این فرآیند دیگر موفق نخواهد بود و شکست می خورد و برمی گردد به نقطه اول که در این نقطه ایران برنامه هسته ای خود را ادامه خواهد داد، اما در چارچوبی بر سر آن تفاهم وجود ندارد.
حالا این حالت برای اروپا بهتر است یا این که با ایران به تفاهم برسد که البته این وضعیت برایش اطمینان بخش خواهد بود ; و اروپا در این مذاکرات باید به این مقایسه برسد. رسیدن به این هدف کمی طول خواهد کشید. اروپایی ها به ما می گویند زمان مصنوعی نگذارید.
آنها هم مثل ما احساس می کنند این فرآیند ساده ای نخواهد بود. اما ما می دانیم اگر با تمام توان پیش
برویم ، علی رغم این که دشواری های کار را درک می کنیم ، رسیدن به یک تفاهم یا رسیدن به نقطه ای که بدانیم می توانیم به یک تفاهم برسیم ، در یک مدت چند ماهه صورت خواهد گرفت.
مکانیسم تنظیم تضمیناتی که قرار است ایران درخصوص فعالیت هسته ای خود به اروپا بدهد چگونه
خواهد بود؛
دو نوع تضمین در توافق پاریس دیده شده است. تضمین های عینی و تضمین های محکم. مجموعه کارهایی که اروپایی ها باید انجام بدهند با تضمین های محکم همراه می شود و در مواردی با تضمین های
عینی.
و ما هم در مورد مسائل هسته ای باید تضمین عینی بدهیم ; اما این که از نظر ما چه مکانیسمی باید
داشته باشد، قابل ذکر است که هنوز در ابتدای راه هستیم. از دید ما راههای روشنی وجود دارد. البته مبنای آن پادمان و پروتکل است. این که در کنار این ما تفاهمات دیگری هم داشته باشیم یا نه ، باید ببینیم مذاکرات چطور پیش خواهد رفت که من بیشتر از این نمی توانم توضیح بدهم.
در دو ماه باقیمانده ، کمیته های کاری باید چه کارهایی انجام دهند؛
فعلا ما در دو هفته آینده جلسات فعالی خواهیم داشت. از یک طرف تیم هسته ای برای انجام مذاکرات
از اروپا به ایران می آید و از طرف دیگر هر سه گروه کاری در ژنو جلسه خواهند داشت.
مذاکرات همکاری اقتصادی ایران با اروپا در همین حال در بروکسل شروع می شود و کمیته چرخه سوخت هم
هفته آینده در وین جلسه دارد که ما باید در آن شرکت کنیم.
تا تشکیل جلسه رسمی کمیته راهبردی ، جلسه از سوی کمیته های کاری تشکیل می شود.