چرا وزیرراه ،پشت در دولت ماند؛

خاتمی ، هنگامی که به آرامی وارد پارلمان می شد، شاید خوب می دانست که صادق بناب ، وزیر پیشنهادی او برای وزارت راه و ترابری ، با اعتماد نمایندگان روبه رو نخواهد شد.
کد خبر: ۵۶۸۸۰

دفاع نه چندان محکم رئیس جمهوری از وی ، نشان می داد که گویی به وزارت رسیدن صادق بناب برایش اهمیت چندانی ندارد. از زمانی که معاون وزیر راه ، اتاق کارش را تحویل گرفت ، فقط 6ماه می گذشت. حوزه ای که او مسوولیت آن را برعهده داشت ، با مسائل راه و ترابری چندان مرتبط نبود. تحصیلاتش هم با تخصص های مورد نیاز وزارتخانه بیگانه به نظر می رسید و این دو دلیل ، به اندازه کافی دستاویزهای مهمی برای رای ندادن مجلس به حساب می آمدند.
می توان به سیاق نمایندگان جناح اقلیت ، رای اعتماد نگرفتن وزیر راه را یک پدیده سیاسی خواند. اگر این نحوه استدلال ، منطقی باشد به طریق اولی ، مخالفان صادق بناب نیز می توانند ادعا کنند انتخاب فردی که سابقه کافی در وزارتخانه ندارد و رشته تحصیلی اش با شغلی که برعهده می گیرد، متناسب نیست ، فقط با یک توجیه سیاسی قابل درک است.
کارمندان وزارت راه و ترابری ، روزی که گوش هایشان را به دیوار چسبانده بودند تا جلسه استیضاح احمد خرم را مستقیما بشنوند، وقتی صدای رئیس مجلس را شنیدند که با لحنی تاسف آور، از رای ندادن مجلس خبر می داد، خرسند به نظر می رسیدند. کمتر کسی در مراسم خداحافظی او در وزارتخانه غصه دار به نظر می رسید؛ حتی صفت مدیر موفق را که برخی چهره های سیاسی به او داده بودند، کارمندان وزارت راه باور نمی کردند. ریخت و پاش های کلان در راه اندازی فرودگاه امام خمینی ره و اصرار بر مخالفت با ملاحظات ایمنی ، نمی توانست با واژه «موفق» همخوانی داشته باشد. چند سالی است ، مدیر موفق و شجاع در ادبیات سیاسی کشور ما به مدیری گفته می شود که جسارت نادیده گرفتن مقررات و بی اعتنایی به قوانین را داشته باشد. از جانب دیگر، شاخص هایی که برای توسعه راه در نظر گرفته می شود، زمان وزیر پیشین ، قابل قبول نبود و انتظار می رفت جایگزین او از توانایی بیشتری برخوردار باشد. عده ای از مدیران وزارت راه در نامه ای که به رئیس جمهوری نوشتند، ناتوانی صادق بناب را گوشزد کردند. در برابر، گروه کم شمارتری از مدیران نیز در نامه ای از او حمایت کردند. آقای خاتمی به نامه گروه دوم در مجلس اشاره کرد و آن دیگری را قابل ذکر ندانست ؛ اما نمایندگان از آن مطلع بودند و استنادات آن را پذیرشی تر ارزیابی کردند. برخی مطبوعات ، پس از آن که صادق بناب ، تنها کمی بیشتر از 100رای مجلس را به دست آورد، آن را پیامی برای دولت و رئیس جمهور بعدی خواندند. این ادعا شاید چندان گزاف نباشد، اما می توان آن را تنها از جنبه سیاسی مورد ملاحظه قرار نداد.
مجلس هفتم دستکم آن گونه که در شعارها و برنامه هایش تاکید کرده به کارآمدی مدیران نظام اعتقاد دارد و شرط این کارآمدی ، جدی گرفتن تجربه در امور اجرایی است. صادق بناب ، بر فرض هم که با تجربه قلمداد شود، پیشینه اش نشان می دهد در وزارت راه ، حضور نداشته است. یکی از الزامات نمایندگان اکثریت مجلس این است که در رای اعتماد دادن یا ندادن به وزیر بعدی ، سابقه کار موثر در رشته مربوط به وزارتخانه را حتما مورد توجه قرار دهند. به همین سیاق ، در دولت بعدی نیز ناگزیرند همین گونه رفتار کنند. اگر چنین رفتاری نهادینه شود، نخبگان ، رشد طبیعی و از پایین به بالا خواهند داشت و اگر چه ممکن است دارای گرایش سیاسی خاص باشند، اما صلاحیت حرفه ای و تجربه آنها بر اراده های حزبشان غلبه می کند. از سوی دیگر، رشد طبیعی و منطقی نخبگان ، به نوعی امنیت شغلی برای آنها به وجود می آورد و دست وزیرانی را که با یک واگن مدیر و مشاور به وزارتخانه خود می روند، می بندد.
مجلس هفتم برای اثبات این ادعا، یک گام برداشته است. در انتخاب شریف زادگان برای وزارت رفاه ، پیشینه و تجربه کاری وزیر پیشنهادی ، مجلس را متقاعد کرد که با وجود گرایش حزبی شریف زادگان ، به او رای اعتماد بدهد. دولت پس از خاتمی نیز می تواند مجلس را در برابر این آزمون جدی قرار دهد.محمد مهاجری عده ای از مدیران وزارت راه در نامه ای به رئیس جمهوری ، ناتوانی صادق بناب را گوشزد کردند. گروه کم شمارتری از مدیران نیز از او حمایت کردند
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها