در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به اعتقاد لینر، قدرت و تمول در اقتصاد دیجیتال به سمت بالا حرکت کرده و به جایی میرود که «سرورهای دلفریب» نامیده است. این «سرویس»های عظیم جمعکننده اطلاعات، از فیسبوک و گوگل گرفته تا سرویسهای صنعتی دولتی دادهها را از کاربران (ما) به صورت کاملا مجانی و بعضا با اشتیاق دریافت کرده و از تکنیکهای جمعآوری داده خود استفاده کرده و آنها را به منابع سودآور عظیم مالی تبدیل میکنند.
لینر معتقد است ما از اینکه منبع اصلی اطلاعاتی این شرکتهای «داده بزرگ» سود آورد هستیم و درآمدی کسب نمیکنیم ضرر میکنیم، اما مشکل بزرگتر «فرهنگ رایگان»ی است که ایجاد کردهایم؛ فرهنگی که منبع اصلی آن، همین «سرورهای دلفریب» است و صنایع و در نتیجه مشاغل مختلف را نابود میکند. هماکنون شاید موسیقیدانان و کلا صنعت موسیقی، سوراخهای اولیه در این معدن زغال سنگ باشند، اما بزودی ناشران، سرویسدهندههای تلویزیونی، کتابها و کل صنعت مدیا زیر بار تقاضای بیش از حد محصولات دیجیتال رایگان خشک خواهد شد.
شرکتهای مبتنی بر رایانش ابری نیز از این بازار به سود خواهند رسید و تنها دلیل سودآوری آنها، ارائه سروری است که فایلها از آنجا نشات گرفته یا به آنجا راهی میشوند. این عدم مداخله باعث میشود بسیاری از مردم از کار خود بیکار شده و اقتصاد طبقه متوسط کوچک شود، اما دردسر اینجا تمام نمیشود و با رشد بیشتر رباتیک و دیگر سیستمهای اتوماتیک (از جمله پرینت سهبعدی) هر کس دیگری از نظر اقتصادی دچار مشکل خواهد شد و طبقه متوسط بعد از مدتی بهطور کامل نابود خواهد شد.
هر چند در تحلیل لینر میتوان به نکات صحیح زیادی رسید، اما باید در نظر گرفت به نظر او دنیای دیجیتال آینده نزدیک یا دور، ساختاری مشابه با دنیای فعلی دارد و در مثال فرضی او StreetBook ـ که نسخه تکاملیافته و وسیعشده فیسبوک است ـ اگر کسی بخواهد با فرد دیگری یک لیموناد بخورد، باید هر دو از استریتبوک استفاده کرده و نرم افزار لیموناد را روی دستگاههای خود نصب داشته باشند و استریتبوک هم این حق را برای خود قائل است که هر زمان که اراده کند، از ارائه نرمافزار لیموناد خودداری کرده و این نرمافزار را از روی دستگاههای افراد پاک کند.
در حقیقت این مدل قراردادبستنها امری است عرف که امروزه در محصولات مختلف دیجیتال مشاهده میکنیم و ریشه آن نیز چیزی نیست بجز کاپیتالیسم قبل از عصر دیجیتال و همینجاست که بزرگترین حفره این تئوری به چشم میخورد.
بخش عمدهای از کتاب او به بررسی کاپیتالیسم دموکراتیک غرب در 50 سال انتهایی قرن بیستم میپردازد و بر اساس آن، چنانچه بخواهیم طبقه متوسط قدرتمند با درآمد مالی مناسبی داشته باشیم، باید سیستمهای شبکهای خود را بهگونهای تغییر دهیم که بازار، تلاشها را با پول پاسخ دهد. مشکل اینجاست که در عصر اتوماسیون نظامها تغییر خواهد کرد و بسیاری مجبورند خود را با شرایط جدید وفق دهند. از طرف دیگر بازار که همواره به محصولات فعلی توجه ویژهای دارد، دلیلی ندارد به اندازه کافی و به افراد کافی پول پرداخت کند تا از طبقه متوسط حمایت کند.
بسیاری از ما معتقدیم نسخه سالمتری از این فرهنگ که در آن همه چیز اتوماتیک است، میتواند به روند بهتر اطلاعات عمومی و خصوصی منجر شود. مازاد درآمدی که در تولیدهای خودکار به وجود میآید اجازه میدهد مدل زندگی دینامیکتر و اقتصادی وجود داشته باشد. این مدل اقتصادی که در آن میزان خاصی از درآمد تضمین شده است و بسته به میزان رقابت در تولید یک محصول خاص میتواند اشتیاق برای رسیدن به محصول بهتر را در تولیدکننده ایجاد کند، ابدا متوقف نخواهد شد.
محمدرضا قربانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: