در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فلاحپور، فارغالتحصیل کارگردانی است و در کارنامه هنری او، ساخت چند فیلم سینمایی ثبت شده، هرچند به گفته خودش در زمینه تولید فیلمهای تبلیغاتی نیز فعال بوده است. نگاه فلاحپور به فیلم انتخاباتی و ویژگیهای آن، منطقی و روان است. در این گفتوگو با او از زوایای مختلف به بررسی چنین اثری پرداختهایم.
روند ساخت فیلم تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری چگونه است و آیا تفاوت چشمگیری با سایر آثار دارد یا خیر؟
تولید این آثار مانند فیلم مستند است، چراکه نخست باید یک کارگردان برای ساخت فیلم انتخاب شود و در ادامه این فرد باید شناخت کافی از جامعه و تب و تاب حاکم بر آن و همچنین تمایلات حقیقی مردم داشته باشد. این کار به طرح و برنامهریزی نیاز دارد، اما فکر میکنم باور در ساخت چنین آثاری بسیار اهمیت دارد؛ یعنی فیلمساز باید باور داشته باشد، شخصی که فیلمش را میسازد، به حرف و وعدههای خود عمل میکند. این باور باید در فیلم احساس شود، زیرا مردم شم قوی دارند و بخوبی متوجه خواهند شد، چه فیلمی حقیقت را میگوید و چه اثری فقط به دنبال تبلیغ است.
به نظر شما نامزدهای انتخاباتی براساس چه معیاری، کارگردانی را برای ساخت فیلمشان انتخاب میکنند؟
معمولا ستاد تبلیغاتی نامزد انتخاباتی با کارگردان مورد نظر وارد بحث میشود. گاهی هم خود کارگردان به یکی از نامزدها پیشنهاد ساخت فیلم تبلیغاتی میدهد و وارد مذاکره با وی خواهد شد. معیار انتخاب هم بهعقیده من بیشتر تشابه عقیده و تفکر است. البته تبحر و تسلط کارگردان در فیلمسازی نیز حائز اهمیت خواهد بود. اینکه کارگردان چقدر حق دخالت در روند ساخت چنین فیلمی داشته باشد، به خود کارگردان بستگی خواهد داشت. فیلمسازانی هستند که همیشه تابع جریان حاکم بر کشور یا امور دیگر هستند. در مقابل نیز افراد دیگری از تفکر و اندیشه خاص خود پیروی میکنند و تمایل و اصرار خاصی به جاریکردن نگاه خود در آثاری دارند که ساخت آن را به عهده گرفتهاند.
این دو نوع گرایش به فیلمسازی در هر شکل آن مانند ساخت آثار تبلیغاتی موجود است. در این فیلمها محذوریتهای سیاسی وجود دارد. مثلا این خطوط قرمز و نگاه کلی فردی است که درباره آن صحبت میکنیم و بقیه کلیتی است که به توانایی هنری کارگردان بستگی دارد.
یک کارگردان فیلم انتخاباتی چقدر محدودیت و آزادی دارد؟
فیلمساز بنا به شخصیت هنریاش میتواند، آن طور که میخواهد و فکر میکند، کار را پیش ببرد یا نظرات مختلفی را هم که دریافت میکند، اعمال کند، اما به نظرم خلاقیت بسیار مهم است یعنی اگر فیلم بخواهد فریاد بزند که دارد سفارشی کار میشود، مردم قلبا با آن ارتباط برقرار نمیکنند. پس چنین فیلمی باید باورپذیر باشد.
همجهت بودن عقاید فیلمساز با نامزدی که قرار است فیلم آن را بسازد، در توفیق اثر تاثیرگذار است یا خیر؟
به نظرم تا حدی مهم است، البته نه کاملا. ما در سینما به خلاقیت و تکنیک تکیه میدهیم و فیلمساز کسی است که میتواند چیزی را باورپذیر کند و این توانایی را به لحاظ تکنیکی و زیباشناسی دارد، اما مهم نیست قلبا به آن اعتقاد داشته باشد. در شرایطی که ما با جامعه روبهرو هستیم و مخاطب اصلی توده مردم هستند، اگر تصنعی در فیلم وجود داشته باشد و مملو از شعارهای تبلیغاتی دروغین باشد و همچنین داستان طوری تنظیم شود که به باور مردم توهین کند، نگاه تیزبین مردم آن را تشخیص میدهد و از آن فاصله خواهند گرفت. در دورههای قبلی چنین اتفاقی افتاد و در جامعه تاثیر مثبتی نداشت.
یک فیلم انتخاباتی باید چطور ساخته شود تا هم با اقبال مردم روبهرو شود و هم توانایی اقناع داشته باشد؟
به نظرم باید حرفی برای گفتن داشته باشد.
فیلم یا نامزد؟
بیشتر فیلم، چون تبلیغاتی است و به تبلیغ یک کالا میماند. یک کارگردان تبلیغاتی وقتی میخواهد کالایی را تبلیغ کند، کمی از آن استفاده خواهد کرد. شاید متوجه شود که درجه یک نیست، اما طوری برای آن تبلیغ میکند که گویا بهترین کالاست. به هر حال، این کار تبلیغ است و چنین توانایی باید در فیلمساز باشد.
ایدههایی مانند فیلمهای تبلیغاتی به توانایی فیلمساز مربوط میشود. بسیاری مواقع کارگردانهایی هستند که بهطور کلی توان تکنیکی ندارند و آثارشان چنگی به دل نمیزند، در حالی که این کارگردان است که باید جاذب مردم باشد و فن، تکنیک و زیباشناسی بداند. ممکن است یک سریال بیننده کمی داشته باشد. اتفاقی در جامعه نخواهد افتاد، اما یک فیلم تبلیغاتی ریسک سیاسی است، یعنی اگر کارگردان توان تکنیکی کافی نداشته باشد، به آن نامزد آسیب میرساند. این اتفاق قبلا هم افتاده و تبلیغ، ضد تبلیغ شده است.
صداقت در فیلمهای انتخاباتی چه جایگاهی دارد؟ این را در حالی میگویم که کارگردان یک فیلم انتخاباتی فقط باید تبلیغ کند و نمیتواند نقد و تحلیل داشته باشد.
صداقت در مستندهای سیاسی و تبلیغاتی شرط اول نیست. برای تبلیغ، باید قواعد آن را بدانیم و به دنبال چیزی باشیم که نظر مردم را جلب کند و تحتتاثیر قرار دهد. در این راه ممکن است، تغییراتی در جریان ایجاد شود که واقعی نباشد، اما خود فیلمساز باید کاری را که میکند، باور داشته باشد و به خودش دروغ نگوید، چراکه بازتاب دارد.
به نظر شما چه کسانی باید فیلمهای تبلیغاتی بسازند؛ افرادی که کارهای تبلیغاتی انجام دادهاند یا کارگردانهای برجسته و مشهور سینمایی؟
ما در برخی مسائل فرهنگی جامعه خود با فقر روبهرو هستیم؛ یک نوع فقر فرهنگی که از نبود شناخت میان مسئولان نسبت به حوزههای فنی و هنری نشأت میگیرد. نامزدها فکر میکنند، اگر در کنار یک کارگردان مشهور قرار گیرند، اعتبارشان افزایش پیدا خواهد کرد، در حالی که جامعه و توده مردم به این موضوع توجهی ندارند و حتی بسیاری مواقع از آن بیاطلاع هستند. آنها تنها فیلم را میبینند و از میزان قدرت فیلم، تاثیر خواهند گرفت. حوزه کاری کارگردان اندیشه و زیباشناسی است. بنابراین ستادهای انتخاباتی نامزدها باید افرادی را انتخاب کنند که به این درک رسیده باشند.
ما میان فیلمها و سریالهای تلویزیونی آزمون و خطای زیادی داریم و خوب میدانیم، سطح برخی کارها نازل است، اما در این مقطعزمانی اگر یک اثر انتخاباتی نازل باشد، به نامزد انتخاباتی آسیب تبلیغاتی وارد میکند و این برایش جبرانناپذیر است. بنابراین اسمها نیستند که کار را پیش میبرند، بلکه تواناییها هستند.
درباره ورود هنرمندان به عرصه سیاست چه نظری دارید؟
ورود هنر به سیاست اتفاق تازه و مذمومی نیست و در کشور ما هنر و سیاست با هم آمیخته شدهاند. معتقدم هنر و ورزش در کشور ما فینفسه سیاسی است و کسی که کار هنری میکند، وارد سیاست هم شده است. همچنین یک فیلمساز باید بتواند در ژانرهای مختلف کار کند؛ مثلا میتواند در حوزه تجارت، درام، مستند و... فعالیت کند.
ساخت یک فیلم انتخاباتی از سوی یک فیلمساز به معنای حضور او در عرصه سیاست است؟
خیر. من فیلمسازی را یک امر هنری و زیباشناسی میدانم، یعنی کارگردانی که میتواند یک کلیپ انتخاباتی خوب بسازد، توانایی و شَم ساخت یک اثر سیاسی را هم خواهد داشت، اما اینکه آیا در آینده وارد عرصه سیاست میشود یا خیر، به شخصیت خود فرد بستگی دارد.
مریم احمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: