جایگاه «دیدن» در فرهنگ سازی

«شنیدن کی بود مانند دیدن»؛ همه ما این جمله را شنیده‌ایم و الگوی زندگی روزمره اکثریت غالب ما نشان می‌دهد که دانسته یا نادانسته به این جمله اعتقاد داریم.
کد خبر: ۵۶۷۷۵۵

 ما بیشتر از آن که رادیو گوش دهیم، تلویزیون تماشا می‌کنیم، بیشتر از این که کتاب یا روزنامه بخوانیم یا سایت‌ها و خبرگزاری‌ها را رصد کنیم، تلویزیون می‌بینیم و در کل بیشترین حجم اطلاعات و اخبارمان را از طریق رسانه ملی در قالب برنامه‌های مستقیم مانند گزارش‌ها و اخبار و برنامه‌های غیرمستقیمی مانند فیلم‌ها و سریال‌ها به دست می‌آوریم و در کل آموزه‌های این رسانه تا حد بسیار زیادی زندگی ما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و معلم غیرمستقیم ماست. این رسانه با قدرت جادویی خود که به مراتب از سینما و تئاتر بیشتر است، سهم بسزایی در تصمیم‌گیری‌ مردم و جهت‌دهی افکار عمومی دارد. اکثر کشورهای صاحب رسانه از آن به عنوان ابزاری فرهنگی و سیاسی استفاده می‌کنند. این ابزار گاهی تا جایی قدرتمند عمل می‌کند که باعث شکل‌گیری جنگ‌های سایبری و تبلیغاتی می‌شود. رسانه در دنیای مدرن نمی‌تواند صرفا به فراگیربودن خود ببالد؛ بلکه رسانه‌های امروز به دنبال ارتباط‌های گروهی هستند تا تاثیر پیام آنان تخصصی‌تر و نزدیک به مطلوب‌نظر آنان باشد. طبیعی است که مخاطبِ خود را در گروه‌های سنی، جمعیتی و فرهنگی خاص جست‌وجو و تلاش می‌کنند، تا برنامه‌های خود را متناسب با دیدگاه‌ها، عقاید و فرهنگ آن مخاطبان، به نمایش بگذارند.

یکی از اصولی که رسانه‌های جمعی بویژه تلویزیون به دنبال آن است، مخاطب‌سازی است. به عبارت دیگر نیروهای اجتماعی یا همان افکار عمومی یکی از نیروهای نهفته و دارای اهمیتی است که امروزه بسیاری از نظام‌ها تلاش می‌کنند با در اختیار گرفتن و جهت‌دهی به آنها، برای تثبیت و پویایی خودشان قدم بردارند. بنابراین یک رسانه برای حضور همیشگی و درخور، نیاز به مخاطب و البته اعتماد او دارد. پوشش آنتن‌های یک رسانه و فراگیری آن، هر قدر هم گسترده باشد، اگر اعتماد مخاطبان را به همراه نداشته باشد، خودش را خسته می‌کند و راه به جایی نخواهد برد. بجرأت می‌توان گفت، برای هیچ رسانه‌ای به اندازۀ تلویزیون، مخاطب مهم نیست و به همین خاطر می‌کوشد تا سلیقه‌ها و علاقه‌های گوناگون مخاطبانش را پاسخگو باشد و این موضوع در جهت کارآمدی رسانه بسیار مورد توجه است تا بتواند ارتباطی دوسویه میان مخاطبان و تلویزیون برقرار کند. برای چگونگی جلب اعتماد مخاطب می‌توان به عنصرهای کلی درک مجموعۀ بایدونبایدهای جامعه‌ای که مخاطب در آن زندگی می‌کند و به طور کلی باور داشتن نظام فکری و اجتماعی مخاطب، استفاده از مهارت‌های ارتباطی برای ایجاد جذابیت برای مخاطب و سهولت دسترسی به رسانه برای مخاطب و... اشاره کرد. میزان اعتماد مخاطبان به هر رسانه یکی از شاخص‌های ارزشمند سرمایه اجتماعی آن رسانه است، در حقیقت اعتماد مخاطب به یک شبکه یا تلویزیون به ‌طور عام سرمایه‌ای عظیم برای آن رسانه به شمار می‌آید و اگر این اعتمادسازی به نحوی صحیح پایه‌گذاری نشود و ادامه نیابد، پیام‌ها صرفا در فضا منتشر شده‌اند، بدون این‌که چرخه آنها کامل شود و به مخاطب برسد و طبیعتا اثری داشته باشد و این امر وقتی حاصل می‌شود که رسانه در ارتباطی تعاملی نسبت با مخاطب قرار گیرد و مخاطب نیز پیام‌های رسانه را پذیرا باشد.

فاطمه بیگی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها