مکافات درگیری عاشقانه چه خواهد بود؛

مردی که در یک نزاع خونین در شهرک غرب ، جوانی 19 ساله را به خاطر ارتباط با همسر سابقش به قتل رسانده بود ، در جلسه دادگاه منکر اطلاعش از ارتباط آنها شد.
کد خبر: ۵۶۵۱۹

یازدهم خرداد امسال ، ماموران کلانتری 134 شهرک قدس از قتل جوانی در خیابان مهستان شهرک قدس اطلاع یافتند.با حضور ماموران در صحنه جنایت ، مشخص شد مقتول حمید ت نام داشته و لحظاتی قبل پس از نزاعی خونین ، توسط راننده خودروی سمند با ضربات چاقو به قتل رسیده است . با گزارش جنایت به دادسرای جنایی ، محمد عرفان ، بازپرس قتل دادسرای جنایی با حضور در صحنه به بازجویی از شاهدان پرداخت . در همین هنگام ماموران توانستند در بازرسی از خودروی مقتول ، شماره تلفن زن جوانی به نام شراره (معروف به آیناز) را پیدا کنند که به این طریق موفق به دستگیری آن زن شدند. با بازجویی از شراره ، وی به بازپرس عرفان گفت : قاتل حمید، نامزد سابقم به نام محمد م است . روز حادثه من و یکی از دوستانم با حمید قرار ملاقات داشتیم که یکدفعه محمد با خودروی سمندش جلو ما پیچید. حمید (مقتول) با مشاهده این صحنه با مشت و لگد به او حمله کرد و او هم با ضربات چاقو وی را به قتل رساند. با اظهارات این زن ، ماموران خانه متهم به قتل را در حوالی قلهک شناسایی کردند و در یک عملیات ضربتی موفق به دستگیری وی شدند. وی در اعترافات خود گفت : مدتی قبل متوجه شدم همسر سابقم با حمید دوست شده و قصد ازدواج دارد، چند بار آنها را تعقیب کردم ، می خواستم حمید را از ازدواج با آیناز منصرف کنم که روز حادثه وقتی آنها را با هم دیدم با او درگیر شدم و او را با چاقوی غلاف دار به قتل رساندم . با اعترافات متهم ، پرونده به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد که قضات شعبه 74 دادگاه کیفری روز گذشته به بررسی آن پرداختند. در جلسه روز گذشته محاکمه این جوان ، ابتدا رضوان فر نماینده دادستان به قرائت کیفرخواست پرداخت ، وی با بیان این که در این پرونده 3 متهم وجود دارد، گفت : متهم اول پرونده محمد- م است که با ضربات چاقو حمید ت را به قتل رسانده و 2متهم دیگر این پرونده 2زن به نامهای شهلا و شراره هستند که با مقتول و متهم ارتباط نامشروع داشته اند. پس از قرائت کیفرخواست قاضی یاورزاده ، رئیس شعبه 74 ، از خانواده مقتول خواست تا درخواست خود را مطرح کنند که پدر مقتول گفت : این مرد متهم به قتل ، ناجوانمردانه پسر جوان مرا در یک نزاع به قتل رسانده است ، از دادگاه می خواهم تا او را در همان جایی که پسرم را کشته قصاص کند.

قتل در 6 ثانیه

پس از اظهارات پدر مقتول ، دادگاه از محمد ، متهم ردیف اول درخواست کرد تا به دفاع از خود بپردازد. متهم گفت : من و همسر سابقم آیناز در استرالیا زندگی می کردیم و در آنجا با یکدیگر ازدواج کردیم ، پس از ازدواج ، همسرم با خانواده اش به ایران آمد، اما من ساکن استرالیا بودم ، بعد از مدتی با فشارهای زیادی که خانواده آیناز به من می آوردند، مجبور شدیم طلاق بگیریم ، اما قصد داشتم تا خانواده او را متقاعد کنم و دوباره ازدواج کنیم . روز حادثه تازه به ایران بازگشته بودم ، به آیناز زنگ زدم و از او خواستم تا یکدیگر را ملاقات کنیم ، قرار شد ساعت 3بعدازظهر یکدیگر را ببینیم . متهم افزود: نزدیک ساعت 3بود که به خیابان ایران زمین رفتم و آیناز را دیدم که همراه یکی از دوستانش سوار خودروی او بودند. چند ماشین دیگر نیز آنها را تعقیب می کردند، آیناز به داخل خیابان مهستان پیچید و من هم به دنبالش رفتم ، اما در آنجا دیدم که آیناز با محمد صحبت می کند. ابتدا فکر کردم پسر جوان از او آدرس می پرسد، اما وقتی دیدم صحبت آنها طولانی شد، با ماشین جلوتر رفتم و پشت ماشین حمید قرار گرفتم ، چند بوق زدم و وانمود کردم که قصد عبور دارم که محمد به طرف خودروام آمد و با ضربات مشت به من حمله کرد، وقتی دیدم نمی توانم جلوی او را بگیرم ، چاقویی را از زیر صندلی درآوردم و جلویش گرفتم که یکدفعه دیدم خون به رویم پاشید و بعد بسرعت فرار کردم.
قاضی : زمانی که محمد به سراغ شما آمد ، چه حرفهایی بین شما رد و بدل شد؛
اصلا با یکدیگر حرف نزدیم ، 5 یا 6 ثانیه بیشتر طول نکشید ، فرصت جروبحث و درگیری نداشتیم. او خیلی سریع حمله کرد و من هم با غلاف چاقو از خودم دفاع کردم.
قبل از آن که نزدیک شما برسد ، چاقو را از غلاف درآورده بودید؛
متهم : خیر حتی وقتی که آن را بعد از قتل هم به بیرون پرتاب کردم ، از غلافش درنیاوردم.
قاضی:روی بدن مقتول جای 3 ضربه چاقو وجود دارد که دو ضربه در گردن است و یکی در بازو ، یکی از ضربات از قسمت ترقوه وارد شده و آئورت را سوراخ کرده ، فاصله این قسمتها حداقل 10 سانتی متر است و چاقو با غلاف نمی تواند شکاف 10 سانتی ایجاد کند و این یعنی این که شما عمدا و با قدرت ضربه زده اید؛
متهم : نه ، چاقو با غلافش بود ، شاید چاقو غلاف را شکافته و بیرون آمده باشد.
قاضی: حتی اگر این طور باشد ، شما 3 ضربه محکم را به صورت عمدی به او زده اید؛
متهم : نمی خواستم به او چاقو بزنم ، اما او پشت سر هم مشت می زد ، می خواستم از خودم دفاع کنم.
قاضی : با چاقو؛
متهم : فقط می خواستم او را بترسانم ، به همین خاطر چاقو را زیر صندلی درآوردم.
قاضی: اما شاهدان می گویند شما بعد از زدن ضربات هنوز هم حالت تهاجمی داشته اید ، آیا این نشان نمی دهد که شما با قصد قبلی و به این خاطر که مقتول با همسر سابقتان در ارتباط بوده ، او را به قتل رسانده اید؛
متهم : من حتی تا 6 یا 7 روز بعد که در بازداشتگاه بودم ، از رابطه آیناز و مقتول خبری نداشتم و آنجا بود که این موضوع را فهمیدم. من فقط برای دفاع از خودم چاقو کشیدم.
قاضی: اما او دست خالی بود و نیازی نبود که شما از چاقویی به این بزرگی استفاده کنید ، این نشان می دهد که یک اتفاق ساده نبوده است؛
متهم : نمی دانم همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد ولی عمدی در کار نبود. پس از اظهارات متهم به قتل و وکیل وی ، رضوانفر ، نماینده دادستان از آیناز خواست تا توضیح دهد که چطور امکان دارد همسر سابق وی و مقتول که هر دو با او ارتباط داشته اند، در یک لحظه در یک نقطه حضور داشته باشند آیا این مساله با طرح و نقشه قبلی نبوده است؛ آیناز پاسخ داد ، من برخلاف آن چیزهایی که گفته شد، هیچ ارتباطی با مقتول نداشتم ، پس از شنیدن اظهارات متهم و آیناز ، قرار است دادگاه در مهلت قانونی حکم خود را اعلام کند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها