پس از اظهارات پدر مقتول ، دادگاه از محمد ، متهم ردیف اول درخواست کرد تا به دفاع از خود بپردازد. متهم گفت : من و همسر سابقم آیناز در استرالیا زندگی می کردیم و در آنجا با یکدیگر ازدواج کردیم ، پس از ازدواج ، همسرم با خانواده اش به ایران آمد، اما من ساکن استرالیا بودم ، بعد از مدتی با فشارهای زیادی که خانواده آیناز به من می آوردند، مجبور شدیم طلاق بگیریم ، اما قصد داشتم تا خانواده او را متقاعد کنم و دوباره ازدواج کنیم . روز حادثه تازه به ایران بازگشته بودم ، به آیناز زنگ زدم و از او خواستم تا یکدیگر را ملاقات کنیم ، قرار شد ساعت 3بعدازظهر یکدیگر را ببینیم . متهم افزود: نزدیک ساعت 3بود که به خیابان ایران زمین رفتم و آیناز را دیدم که همراه یکی از دوستانش سوار خودروی او بودند. چند ماشین دیگر نیز آنها را تعقیب می کردند، آیناز به داخل خیابان مهستان پیچید و من هم به دنبالش رفتم ، اما در آنجا دیدم که آیناز با محمد صحبت می کند. ابتدا فکر کردم پسر جوان از او آدرس می پرسد، اما وقتی دیدم صحبت آنها طولانی شد، با ماشین جلوتر رفتم و پشت ماشین حمید قرار گرفتم ، چند بوق زدم و وانمود کردم که قصد عبور دارم که محمد به طرف خودروام آمد و با ضربات مشت به من حمله کرد، وقتی دیدم نمی توانم جلوی او را بگیرم ، چاقویی را از زیر صندلی درآوردم و جلویش گرفتم که یکدفعه دیدم خون به رویم پاشید و بعد بسرعت فرار کردم.
قاضی : زمانی که محمد به سراغ شما آمد ، چه حرفهایی بین شما رد و بدل شد؛ اصلا با یکدیگر حرف نزدیم ، 5 یا 6 ثانیه بیشتر طول نکشید ، فرصت جروبحث و درگیری نداشتیم. او خیلی سریع حمله کرد و من هم با غلاف چاقو از خودم دفاع کردم.
قبل از آن که نزدیک شما برسد ، چاقو را از غلاف درآورده بودید؛ متهم : خیر حتی وقتی که آن را بعد از قتل هم به بیرون پرتاب کردم ، از غلافش درنیاوردم.
قاضی:روی بدن مقتول جای 3 ضربه چاقو وجود دارد که دو ضربه در گردن است و یکی در بازو ، یکی از ضربات از قسمت ترقوه وارد شده و آئورت را سوراخ کرده ، فاصله این قسمتها حداقل 10 سانتی متر است و چاقو با غلاف نمی تواند شکاف 10 سانتی ایجاد کند و این یعنی این که شما عمدا و با قدرت ضربه زده اید؛
متهم : نه ، چاقو با غلافش بود ، شاید چاقو غلاف را شکافته و بیرون آمده باشد.
قاضی: حتی اگر این طور باشد ، شما 3 ضربه محکم را به صورت عمدی به او زده اید؛
متهم : نمی خواستم به او چاقو بزنم ، اما او پشت سر هم مشت می زد ، می خواستم از خودم دفاع کنم.
قاضی : با چاقو؛
متهم : فقط می خواستم او را بترسانم ، به همین خاطر چاقو را زیر صندلی درآوردم.
قاضی: اما شاهدان می گویند شما بعد از زدن ضربات هنوز هم حالت تهاجمی داشته اید ، آیا این نشان نمی دهد که شما با قصد قبلی و به این خاطر که مقتول با همسر سابقتان در ارتباط بوده ، او را به قتل رسانده اید؛
متهم : من حتی تا 6 یا 7 روز بعد که در بازداشتگاه بودم ، از رابطه آیناز و مقتول خبری نداشتم و آنجا بود که این موضوع را فهمیدم. من فقط برای دفاع از خودم چاقو کشیدم.
قاضی: اما او دست خالی بود و نیازی نبود که شما از چاقویی به این بزرگی استفاده کنید ، این نشان می دهد که یک اتفاق ساده نبوده است؛ متهم : نمی دانم همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد ولی عمدی در کار نبود. پس از اظهارات متهم به قتل و وکیل وی ، رضوانفر ، نماینده دادستان از آیناز خواست تا توضیح دهد که چطور امکان دارد همسر سابق وی و مقتول که هر دو با او ارتباط داشته اند، در یک لحظه در یک نقطه حضور داشته باشند آیا این مساله با طرح و نقشه قبلی نبوده است؛ آیناز پاسخ داد ، من برخلاف آن چیزهایی که گفته شد، هیچ ارتباطی با مقتول نداشتم ، پس از شنیدن اظهارات متهم و آیناز ، قرار است دادگاه در مهلت قانونی حکم خود را اعلام کند.