بانوی کیاست و خاتون نجابت

در تاریخ معاصر ایران ، همواره از مردان بزرگی همچون امیر کبیر و قائم مقام فراهانی زیاد نام برده می شود؛ اما معمولا به زنان بزرگ که نقشی همانند آنها درتاریخ سیاسی - اجتماعی معاصر ایران ایفا کرده اند
کد خبر: ۵۶۱۸۴
، کم توجهی می شود، در حالی که با کمی دقت در منابع تاریخی ، می توان زنانی را یافت که نقشی بزرگ در تلاش برای حفظ عظمت ایران و رسیدگی به ضعفا و مقابله با بیگانگان داشتند و جالب اینجاست که عمدتا این نقش محوری از سوی زنانی ایفا می شود که با ملاک های امروزی ، زنان فعال و آگاه و در عرصه فعالیت های اجتماعی به شمار نمی آیند.
درواقع نمونه هایی از این دست ، اندیشمندان را وادار می کند در تقسیم بندی زنان به سنتی و مدرن و ارائه الگوهای کلیشه ای تجدیدنظر کنند.
یکی از زنانی که در مقطعی از تاریخ معاصر کشورمان نقش کلیدی ایفا کرد، انیس الدوله همسر ناصرالدین شاه است. وی که یک روستازاده بود با بهره گیری از هوش و فراست ذاتی مورد توجه شاه قرار گرفت وباوجودآن که از وجاهت نیز برخوردار نبود بتدریج به سوگلی دربار و ملکه قدرتمند ایران تبدیل شد و چنانکه آیت الله هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه تهران بیان داشتند، زمانی که رضاخان به دستور سیمرغ!
در 17 دی 1314 پرده حجاب از سر زنان خود (و ملت ایران) کشید، یکی از کارشناسان استعماری لندن با اشاره به انیس الدوله و حمایت وی از حکم تحریم میرزای شیرازی در دربار ناصرالدین شاه گفت:
ما با اجرای این سیاست کشف حجاب در ایران نطفه آن گونه رویدادها (حمایت ملکه دربار قاجار از فتوای مرجع تشیع) را خشک کردیم و برای همیشه از تکرار آن جلوگیری نمودیم و این گفته ، علاوه بر استعماری بودن کشف حجاب ، گویای عظمت اقدام تاریخ ساز آن بانوی عفاف و کیاست نیز هست که با این عمل خود، داغی بر دل دیپلماسی لندن نهاد که نزدیک به نیم قرن بعد هنوز تازه بود.
مقاله حاضر که در سالگرد کشف حجاب تقدیم می شود، نگاهی بر زندگی او دارد که می تواند بر تمام تبلیغات فمینیستی در عصر رضاخان و پس از آن مهر بطلان بزند. نام اصلی انیس الدوله فاطمه است.
او دختر نورمحمد، ساکن مازندران بود. در کودکی پدرش را از دست داد و نزد عمه اش زندگی می کرد و توسط او وارد حرمخانه ناصرالدین شاه قاجار شد و به خدمت جیران خانم فروغ السلطنه که در آن زمان زن سوگلی شاه بود در آمد. پس از مرگ جیران ، کلیه اموال او به فاطمه سپرده شد.
وی در دربار تصمیم گرفت باسواد شود لذا دو سه نفر از ملاباجی های اندرون ، مامور تعلیم و تربیت او شدند. ناصرالدین شاه در سفر سلطانیه ، او را به ازدواج موقت خود درآورد (1276 ق) و فاطمه خانم را انیس الدوله لقب داد و بعد هم مالیات شهر کاشان و دهات آن را به او واگذار کرد.
او به دلیل لیاقت ، کفایت ، کاردانی و آداب دانی بتدریج مورد توجه و علاقه شاه قرار گرفت و مقام و منزلت ممتازی در میان زنان عقدی و صیغه ای شاه به دست آورد.

ویژگی های اخلاقی انیس الدوله
خوش خلقی: مشهور است ، هرکس به جایی برسد، اخلاقش تغییر می کند و کمتر کسی است که بعد از کسب مقام ومنزلت اجتماعی اخلاق گذشته خود را حفظ کند.
انیس الدوله با آن که از طبقه پایین جامعه به بالاترین مقامی که یک زن می توانست به آن دست یابد، رسیده بود، ولی هیچ گاه مقام و منزلت اجتماعی ، او را فریفته خود نکرد، بلکه از مقام خود همواره برای دلجویی از مردم و عظمت ایران بهره می برد.
می توان ادعا کرد، تقریبا همه نویسنده ها او را زنی استثنایی به لحاظ اخلاق دانسته اند، به طوری که تاج السلطنه درباره او می نویسد: به قدری این زن عاقله {و} با اخلاق بود که با وجود نداشتن صورت خوب {ی}، برای سیرت خوب ، او زن اول محترم بود».
نه تنها خودی ها بلکه بیگانگان نیز هر جا اسمی از او می آورند او را به اخلاق خوب می ستایند. به عنوان نمونه دکتر فووریه در وقایع هفتم تا دوازدهم ربیع الثانی 1307 که همراه ناصر الدین شاه به قصر دوشان تپه رفته است ، می نویسد:«می گویند زنی خیرخواه و زیرک است. به هرحال در لطف و خوش صحبتی او حرفی نمی رود و همه وقت متبسم و خوش احوال است.»
خانم کارلا سرنا نیز در دیدار خود با انیس الدوله شیفته اخلاق او شده می نویسد: علیا حضرت {انیس الدوله} با من خیلی دوستانه دست دادند و با اشاره دست ، نزد خود در قسمت جلوی جایگاه ، جایی را نشان دادند.
آن گاه به خانم مترجم ، خطاب کردند که همین مطلب را برای من ترجمه کند، ولی به زودی ما موفق شدیم به زبان اشاره منظور همدیگر را خوب درک کنیم.
و همین اخلاق نیکو بود که او را فوق العاده جذاب کرده بود و به عقیده بسیاری از تاریخ نویسان من جمله تاج السلطنه و اعتماد السلطنه خوش خلقی و هوش سرشار موجب شده بود وی نقش ملکه ایران را ایفا کند.
مادام کارلا سرنا در این خصوص می نویسد:در ایام نوروز، خانم های سرشناس از رفتن به دیدن ملکه انیس الدوله غفلت نمی کنند.
متانت و وقار: از دیگر خصوصیاتی که حتی مستشرقین روی آن انگشت گذاشته اند، وقار و متانت فوق العاده اوست. بنجامین در همین راستا می نویسد: «گرچه نمی توان او را فوق العاده زیبا دانست ، ولی به طوری که گفته می شود چهره دوست داشتنی و جذابی دارد و از رفتاری موقرانه و متین و هوش سرشاری برخوردار است.

رفتارسیاسی - اجتماعی

در نقش ملکه ایران: هوش سرشار و بصیرت بی نظیر سبب شد انیس الدوله در سراسر کشور مقام والای ملکه را احراز کند و برای خود جداگانه درباری داشته و سفرای کبار و ممالک بیگانه وقتی به ملاقات شاه می رفتند، در دفتر این ملکه نیز نام خود را ثبت می کردند و حتی هدایای نفیس و نشان های قیمتی از جانب سلاطین بیگانه به عنوان «انیس الدوله ملکه ایران» به دربار قاجار می رسید.
شگفت این که یک منشی زن داشت و این در تاریخ ملل فرنگ نیز تا آن موقع بی سابقه بود که ملکه کشوری منشی زن داشته باشد.
از آنجا که ملکه در ارتباط مستقیم دایمی با شاه بود، لذا در بسیاری امور سیاسی می توانست نقش اساسی داشته باشد.
انیس الدوله اولین زن حرمخانه ناصرالدین شاه بود، که عنوان ملکه را دریافت کرد و وظایف متعدد ملکه ها را به عهده گرفت.
همچنین وی اولین زن حرمخانه شاهی بود که مفتخر به دریافت نشان حمایل آفتاب شد. قبل از سفر اول ناصرالدین شاه به فرنگ ، نشان حمایل آفتاب در آن سامان متداول بود که به ملکه ها داده می شد.
حفظ اقتدار ایران در برابر زنان سفرای خارجی :یکی از کارهای مهم او این بود که در کلیه تشریفات رسمی و درباری و روزهای اعیاد و میلاد شاه به عنوان ملکه ایران از شاهزاده خانم ها و بانوان اعیان و اشراف و همسران وزرا و سفرای خارجی پذیرایی می کرد و مهمانی هایی در خور شان آنان ترتیب می داد و ضمن به رخ کشیدن اقتدار زن ایرانی ، آنها را با فرهنگ و رسوم اصیل ایران آشنا می کرد.
از جمله دوستعلی خان معیر الممالک درباره عید میلاد شاه چنین می نویسد: «انیس الدوله از بانوان سفرا و دیگر بانوان اروپایی مقیم تهران و همسران وزرا و اعیان و اشراف دعوت می کرد و خود، حمایل بر سینه و نیم تاج بر فرق ، غرق در نشان هایی که شاهان کشورهای خارجی برایش فرستاده بودند، از میهمانان پذیرایی می کرد.
او برای آن که مفاخر ملی ایران را به همسران سفرای خارجی نشان دهد آنها را به مجالس تعزیه می برد و شخصا داستان تعزیه را برایشان شرح می داد.»
او به حدی در مساله سفرای کشورهای خارجی (بخصوص کشورهای غربی) حساس بود که حتی وقتی باخبر می شد یکی از آنها قصد ترک ایران را دارد، برای خداحافظی از زنان همراه ، ضیافتی به افتخار آنها ترتیب می داد.
یکی از این سفیران نقل می کند: هنگامی که در سال 1885من به امریکا احضار شدم و قرار شد تهران را ترک نمایم ، انیس الدوله ، خانم و دختر مرا دعوت کرد که در ضیافت کوچکی که به افتخار آنها در اندرون بر پا می شود، شرکت کنند و همانجا مراسم خداحافظی به عمل آید.
او گاهی خانم های سفرای خارجی را به حضور می پذیرفت و برای آنان مجالس مهمانی ترتیب می داد و با آنها به وسیله مترجم به مذاکره می نشست.
او در این مذاکرات سعی داشت آنها را با عمق اصالت فرهنگ ایرانی آشنا سازد و اقتدار ملت ایران را به آنها گوشزد نماید. در آن زمان ، پیشرفت های فنی کشورهای اروپایی این تصور غلط را ایجاد کرده بود که نژاد اروپایی نژاد برتر است و احتمالا انیس الدوله تلاش می کرده ضمن این مذاکرات با این تصور غلط مقابله کند.
توجه خاص به قوای لشکری و کشوری :از آنجا که رسیدگی به امور لشکری و کشوری تاثیر مهمی در حفظ اقتدار کشور دارد، انیس به این نکته توجه ویژه داشت. سردار ظفر بختیاری دراین خصوص می گوید: «چون {انیس الدوله} از دور سوار بختیاری می دید {دنبال او} می فرستاد، {و} از من و سایر خوانین احوالپرسی می کرد»
همچنین اعتماد السلطنه می گوید: «در بین راه حرم رسید، انیس الدوله ، سهراب خان (خواجه خودشان) را جهت احوالپرسی من فرستادند.»
بست انیس الدوله:انیس الدوله چون خودش رعیت زاده بود، بهتر می توانست وضعیت رعیت را درک کند. لذا نقطه ای را در حرم شاه عبدالعظیم حسنی ع معروف به بست انیس الدوله تعیین کرده بود.
هر کس آنجا بست می نشست ، نشانه آن بود که به انیس الدوله تظلم کرده و این ملکه باید به کارش رسیدگی کند. انیس الدوله بدین ترتیب مرجع و ملجا کسانی بود که حتی از حفظ جانشان بیمناک بودند و به آستان او پناه می بردند.
حتی گاهی اتفاق می افتاد افراد از دست مامورین ناصرالدین شاه به انیس الدوله پناه می آوردند؛ مثلا سردسته یکی از ایلات که گویا مختصری نافرمانی کرده و مورد خشم و غضب فوق العاده ناصر الدین شاه واقع شده بود؛ در حضرت عبدالعظیم به عنوان تحصن بست نشست.
انیس الدوله به او تامین جانی داد و از طرف دیگر ماموران دولت که از طرف شاه برای سرکوبی و تنبیه این آدم رفته و با تحصن او در حصن انیس الدوله روبه رو شده بودند، از ترس سطوت ملکه جرات نکردند کاری به او داشته باشند و وقتی با اعتراض ناصرالدین شاه مواجه شد، عذر آورد که ترسیده اگر او مخالفین شاه را پناه ندهد، آنها به سفارت روس یا انگلیس پناهنده شوند و این برای اقتدار کشور بسیار نامناسب است.
این امر نشان از زیرکی و دور اندیشی و در عین حال وطن دوستی انیس الدوله دارد.همچنین «انیس الدوله وساطت کرد سیدباقر جمارانی را که در حضرت عبدالعظیم بست نشسته بود، آزاد گذارند.»
برای همین است که اعتماد السلطنه در توصیف انیس الدوله می نویسد: او زنی بسیار پاکدل بوده و مواقع ضروری ، غضب شاه را فرو می نشاند و همواره از بیچارگان حمایت می کرد.
مداخله در امور سیاسی کشور:از آنجا که انیس الدوله بر شخص شاه نفوذ زیادی داشت ، در مواردی که صلاح می دانست در عزل و نصب ها مداخله می کرد و این مداخله گاه با نوشتن نامه به سلطان و گاه به طور مستقیم بود. فی المثل در مورد اول زمانی که: ناصر الدین شاه برادر خود «محمد تقی میرزا رکن الدوله» را والی فارس کرد هنوز رکن الدوله عرق اش خشک نشده بود، که یک نفر دیگر 50 هزار تومان پیشکشی داد و مقرر شد که او به جای رکن الدوله والی فارس بشود.
رکن الدوله تا این خبر را شنید، شرحی به انیس الدوله نوشت و با توصیه و اعمال نفوذ انیس الدوله ، نظام السلطنه مافی از حکومت فارس معزول و رکن الدوله به جای وی منصوب می گردد. ( 1311ه. ق)
درخصوص مورد دوم ، مداخلات مستقیم انیس الدوله در امور سیاسی و دولتی گهگاه فریاد اعتراض امین السلطان را به عرش می رساند.

تدین و تعظیم شعائر
به دینداری او نه تنها نویسندگان داخلی بلکه حتی مستشرقین نیز اعتراف کرده اند. مادام کارلاسرنا درباره خصوصیات فردی او می نویسد: «انیس الدوله با وجود این که ملکه ایران بود و جایگاه رفیعی داشت ، در عزاداری امام حسین بسیار ناله و ضجه می کرد و به یاد مصائب شخصیت های مقدس مذهبی خویش اشک می ریختند».
دیگر از موارد دینداری او، اطاعت از مرجعیت در جریانات سیاسی بود که در ادامه شرح داده می شود.

اطاعت از مرجعیت دینی
گذشته از مخالفت و مقابله موثری که انیس الدوله در جریان قرارداد رویتر ایفا کرد، (که شرح آن جداگانه خواهد آمد) در موارد بسیار دیگر نیز اطاعت خود از مرجعیت دینی را به نمایش گذارد که به پاره ای از آن موارد می پردازیم:
در جریان لغو امتیاز رژی: یکی از برگهای زرین زندگی انیس الدوله نقش او در واقعه تنباکو است. ملکه با آن که علی القاعده می بایست حافظ منافع دربار باشد، ولی منافع ملت و اطاعت از مرجعیت دینی را مقدم بر منافع کوتاه مدت دربار می دید و با تدبیر و درایت خاص خود نهضت را در داخل قصر پیگیری کرد.
ناصرالدین شاه یکباره دید فرمان جهاد میرزای شیرازی تا لایه های زیرین و پنهانی قصر او نیز نفوذ کرده است. وقتی شاه به اندرون انیس الدوله وارد شد، از او پرسید:
«خانم! چرا قلیان ها را از هم جدا و جمع می کنند؛» جواب داد: «برای آن که قلیان حرام شده.»
ناصر الدین شاه روی درهم کشیده و با تغیر گفت: «که {چه کسی} حرام کرده؛» انیس الدوله «با همان حال» گفت: «همان کس که مرا به تو حلال کرده.»
شاه هیچ نگفت و برگشت و برای آن که مبادا به احترامش لطمه وارد آید، بعد از آن به هیچیک از نوکران خود دستور نمی داد قلیان بیاورند و در تمام دربار قلیان ها را جمع کردند.
همان طور که در عبارت فوق بیان شده ، هدایت مبارزه از سوی انیس الدوله طوری بود که شاه را منفعل ساخت ، طوری که دیگر حتی جرات نداشت ، از خادمین خودش ، طلب قلیان کند.
در جریان سفر فرنگ: به لحاظ تاریخی مسلم است که انیس الدوله در مسافرت اول فرنگ تا مسکو رفته و از آنجا به ایران بازگشته است.
در خصوص این که چرا او از میان راه مراجعت کرد، زیبا خانم که در سفر همراه ایشان بود می گوید: «شاه هم نظر به جشنها و پذیرایی های با شکوهی که به افتخار او فراهم ساخته بودند، نمی توانست بر حسب معمول در حرم باشد و ما هم از تنها ماندن محزون و اندوهناک بودیم همین که شاه فهمید ما را با تحمل چه زحمتی با لباس ایرانی تا مسکو آورده اند و احساس کرد با این وضع مسافرت برای او مشکل است و محفوظ ماندن زنان از آلایش ها امکانپذیر نیست ، تصمیم گرفت ما را به ایران برگرداند.
ما هم از جدا شدن او اظهار تاسف کردیم ، ولی نظر به سختی هایی که در این مسافرت کشیده بودیم ، باطنا مایل به مراجعت بودیم».
همان طور که در کلمات زیبا خانم دیده می شود، آنها خود مایل به بازگشت به ایران بودند؛ چرا که احساس کردند رفتن آنها به کشورهای اروپایی مستلزم معاشرت با مردان بیگانه است و این در شان آنها نبود.
چارلز جیمز ویلس نیز در همین ارتباط می نویسد: «چون تمام طبقات روس مایل شدند که به هر وسیله ای که هست او {انیس الدوله} را ببینند لهذا شاه مشارالیها را از همان نقطه به تهران مراجعت دادند.
37کارلاسرنا هم این را تایید کرده ، می گوید: «گویا به محض آن که حکمران شهر از ورود خانم های همراه شاه به مسکو اطلاع حاصل می کند، تا دروازه شهر به پیشواز آنان می رود تا به عنوان ادای احترام دسته گل تقدیمشان کند، ابراز نزاکت و ادای احترامی که با سنت ها و عرف ایرانی اصلا سازگار نیست.»

فرجام کار
طبق نقل تاج السلطنه (دختر ناصرالدین شاه) ظاهرا برای کشتن شاه نقشه ای طراحی شده بود و انیس الدوله باتوجه به زیرکی خاصی که داشت ، بو برده بود که خطری بزرگ شاه را تهدید می کند، بنابراین کوشید تا حد امکان جلوی رفتن شاه به حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) را بگیرد.
دختر ناصرالدین شاه در تفصیل این وقایع می نویسد: «... همان روزی که پدرم مقتول شد، صبح که از حمام بیرون می آمد، انیس الدوله در سر حمام منتظر می شود تا لباس پوشیده ، بعد اجازه می خواهد که در خلوت عرض بکند و به اتاق می روند.
او خودش را روی پای پدرم افکنده و می گوید: غیبگوی به من گفته است که تا 3 روز {برای} شما خطر {جانی وجود} دارد بیایید به خود و این یک مشت مردم رحم کرده امروز را موقوف کنید به حضرت عبدالعظیم نروید.»
ولی شاه زیر بار نمی رود و شروع به بدگویی از رعایا می کند. انیس الدوله می گوید: «رعیت را متهم نکنید. تمام رعایا شما را دوست می دارند. این کسی که به شما خیانت می کند پرورده احسان شماست.
این کس آن شخص بی قابلیتی است که خود اعلیحضرت او را به این درجه رسانیده اند... این شخص خائن را جزو ملت نجیب ایران نمی شود محسوب کرد...
این جملات بر فرض صحت ، نشاندهنده آن است که نقشه قتل ناصرالدین شاه از درون دربار کشیده شده بود و انیس الدوله هر چند از جزییات آن آگاهی نداشته ولی اجمالا اخباری از آن شنیده بود.
بعد از کشته شدن شاه ظاهرا ضربه روحی سختی به انیس الدوله وارد می شود. چنانچه نقل می شود: «پس از کشته شدن شاه ، روزی برایش مبلغی پول آوردند و چون تمثال شوهر را روی اسکناس ها دید آنقدر بر سینه و شکم کوفت که سخت بیمار شد و پس از چند ماه بدرود زندگی گفت.»
اما ظاهرا آنچه علت اصلی مرگ او تشخیص داده شده یرقان پیشرفته بوده است ، چنانچه افضل الملک معتقد است که: انیس الدوله (که از نسوان بزرگ دنیا بود و نظیر وی در روزگار کمتر دیده خواهد شد. شرافت و جلالت و صفات حمیده او بیرون از حد توصیف است.
بعد از کشته شدن ناصرالدین شاه با کثرت تجمل و احترامی که داشت روزگار بر او سخت شده بود و از فراق شاهنشاه بسی بیتابی می کرد و همه روزه به گریه و اندوه بود) به مرض یرقان کبد در شب جمعه بیست و سوم ربیع الثانی به درود حیات گفته است.

حجت الاسلام رضا رمضان نرگسی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها