در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این چند کاخ و موزه را معمولا تهرانیها به دلیل اردوهای فرهنگی مدارسشان دیدهاند. راستش اسم جای دیدنی خاص دیگری را در تهران بلد نیستم. همدان معمولا با غار علیصدرش معروف است و اصفهان با میدان نقش جهانش. ولی من هر چه فکر میکنم نمیدانم اگر بخواهم به یک مسافر در تهران جای خیلی معروف تاریخی را معرفی کنم که نمادی برای شهر باشد، چه باید بگویم.
من تا یک سال پیش تمام مسافرتهایم کاری بود و در وقتهای خالیام ترجیح میدادم در تهران کنار خانوادهام باشم و هیچ سفر تفریحی خاصی نداشتم. ولی در طول یک سال اخیر که موقعیت کاریام تا اندازهای متفاوت شد فرصت برای سفر نیز برایم فراهم شده است و این سفرهایم اغلب با اتومبیل شخصی بوده است.
برای سفرهای یک ساله اخیرم مناطق خاصی را انتخاب میکنم، زیرا رشته اصلیام عکاسی است و میخواهم نمایشگاه عکس برپا کنم. بنابراین ترجیح میدهم به جاهایی سفر کنم که بافتهای قدیمی و سنتی دارند و خانههایش دست نخورده از قدیم باقی ماندهاند؛ مثل قشم. من اولین بار برای کار به قشم رفته بودم. ولی الان برای عکاسی خودم سفری به این جزیره زیبا داشتهام. پیش از آن که به قشم بروم ذهنیتام از آنجا جایی شبیه بندر بود که احتمالا طبیعت زیبایی هم خواهد داشت. ولی وقتی آنجا را دیدم کاملا نظرم تغییر کرد. ما بهدلیل فیلمبرداری به روستاهای قشم رفتیم که بسیار زیبا بودند. روستاهایی که خانهها و بادگیرها و بناهای قدیمی داشتند. دره ستارگان واقعا زیبا بود. حتی در جایی هفت سنگ قرار داشت که به آتشکده معروف بود. پوشش مردم قشم هم جالب است. آنها از لباسها و چادرهای خاصی استفاده میکنند. وقتی در قشم راه میروید جالب است که با وجود تمام تغییرات و به روز شدنش هنوز 80 درصد مردم ساکنش شلوار و بلوز محلی به تن دارند به همراه چادرهایی که وقتی به شکل سنتی آن را دور بدنشان میبندند، قدش تا کمر آنها میشود. البته من هم از این چادرها برای خودم خریدم و ظاهرم را شبیه آنها کردم. آنها هنوز هم طرز خاص غذا خوردن خود را دارند. در سینیهای خیلی بزرگ غذایشان را میکِشند و با دست میخورند. تمام این سنتها در حالی حفظ شده که ممکن است در حیاط خانههایشان ماشینهای مدرن گرانقیمتی را ببینید. یعنی با وجود استفاده از ابزار مدرن آنها هنوز سبک زندگی سنتی خودشان را حفظ کرده و حتی پوشش خود را تغییر ندادهاند.
یکی دیگر از جاهایی که برای عکاسی رفتهام و طبیعتش را دوست داشتم قسمت کردنشین ارومیه بود. جای واقعا زیبایی است.
در سفرهای یک سال اخیرم معمولا از قبل همهچیز را فراهم میکنم؛ مثل هتل و مدت اقامت و... این طور نیست که بگویم یک مرتبه به دل کوه و دشت میزنم. ولی یادم است زمان دانشجویی با دوستانم برای عکاسی بی هدف از تهران خارج میشدیم تا بتوانیم مناطق بکر و دیدنیهای خاص را پیدا کنیم. مثلا یک بار توری گرفتیم و با دوستان یک شب به کویر رفتیم. یا گاهی اوقات به جاجرود میرفتیم یا لواسان یا حتی اصفهان.
صحبت از کویر شد. من کویر را هم دوست دارم و به نظرم خیلی زیباست. از عظمت دریا میترسم ولی سکوت و آرامش کویر برایم گیراست. بخصوص شبهایش که حال و هوای خاص خودش را دارد. اگر کسی اهل عکاسی است رفتن به کویر را حتما به او توصیه میکنم. سوژههای خوبی میتوان در کویر پیدا کرد. مثل کاروانها یا چادرها و مهمتر از همه طبیعت آن.
برای یک سفر نزدیک و دم دست هم دیدن دریاچه نمک را پیشنهاد میکنم. به راحتی بدون داشتن لیدر و برنامه خاصی میشود به دریاچه نمک قم رفت و از زیباییهای آن لذت برد. معمولا مسافران این دریاچه را فقط از دور میبینند و از کنارش میگذرند. البته نباید از دریاچه نمک در ارومیه هم گذشت. من قبل از خشک شدن این دریاچه را ندیده بودم. ولی آنقدر زیباست که هم قبل از خشک شدنش معروف بود و هم بعد از آن دیدنی است. کوههای نمکی زیبایی دارد که از آن بیرون آمده است.
در کل دیدنیهای ایران زیاد است و برای من به گونهای بوده که بسیاری از اوقات به شهری رفته و حتی در آن اقامت داشتهام، ولی بهدلیل حجم کار فرصت دیدن مناطق مختلف آن برایم فراهم نشده است. این هم سبک خاصی برای زندگیکردن است!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: