گفت‌وگو با ارژنگ امیرفضلی

طنز واقعی با خلاقیت شکل می‌گیرد

کد خبر: ۵۵۹۷۱۴

برنامه‌های طنز تلویزیون از دو دهه گذشته تاکنون فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته است. فرازهایی گاه خوشایند که رسانه ملی را در مقابل مخاطبان خود سرافراز نموده و فرودهایی که می‌تواند به عنوان درس و تجربه مورد استفاده مدیران و برنامه‌سازان قرار گیرد و با نگاه به پشت سر، راهشان را ادامه دهند. ارژنگ امیرفضلی ازجمله هنرمندانی است که با گروه طناز اوایل دهه 70 به تلویزیون آمد و با هنرنمایی‌های خود موجبات مسرت مخاطبان را فراهم کرد. او که دو دهه است در عرصه کمدی و برنامه‌های طنز فعالیت دارد و تجربه‌های بسیاری را نیز کسب کرده، در این مجال برداشت و تحلیل خود را از موضوعات حول برنامه‌های طنز بیان می‌کند.

امیرفضلی با جُنگ «نوروز ۷۲» به کارگردانی داریوش کاردان و همراه با مهران مدیری و حمید لولایی به تلویزیون آمد و از همان سال درخشید. از آثار او می‌توان به محاکمه در خیابان، دو خواهر، اخراجی‌ها، همخانه، شام عروسی، شارلاتان، گرداب، مربای شیرین، جنگجوی پیروز، الوالو من جوجوام و... اشاره کرد.

ابتدا می‌خواهم نگاه شما را نسبت به جریان دو دهه گذشته طنز در تلویزیون بدانم. علت تفاوت طنزهای این دو دهه چیست؟

زمانی ما با یکسری ایده و فکر و البته به کارگیری خلاقیت فردی و گروهی برنامه‌هایی را روی آنتن بردیم که برای مردم جذاب بود و از آن استقبال کردند، اما خلاق و فعال نگهداشتن یک ایده و جلوگیری از تکراری‌شدن آن کار سختی است و تقریبا می‌توان گفت کار هر کسی نیست و پس از مدتی به تکرار می‌افتند. هرچند رسیدن به این تکرار دلایل متعددی دارد که اصلی‌ترین آن استرس‌داشتن عوامل کار مانند نویسنده، کارگردان و بازیگران است؛ استرسی که نمی‌گذارد آنها با آرامش به کار خود ادامه دهند. مشکلات مالی، زمان کم و این که همیشه باید در یک زمان بسیار کم کل مجموعه را تصویربرداری کنند ازجمله آنهاست. البته گاهی نیز نویسنده و کارگردان نمی‌توانند خود را به روز و ایده‌های جدید خلق کنند، به همین دلیل مدام همان ایده‌های قبلی را از زوایای مختلف به تصویر در می‌آورند که سبب می‌شود به مرور همراهی مخاطب را از دست دهند.

شرایط دهه 70 چگونه بود و چه اتفاقی در برنامه‌های تلویزیونی افتاد؟

معتقدم اگر اکنون آن برنامه‌ها را به مخاطب نشان دهیم به هیچ عنوان برایشان جالب نخواهد بود. برنامه‌هایی مانند «ساعت خوش» به این دلیل توانستند مخاطب را با خود همراه سازند که نو و جدید بودند و مانند آنها در تلویزیون نمایش داده نشده بود. البته آن گروهی که برنامه‌های طنز دهه 70 را تولید کردند افراد با کفایت و خلاقی هستند که اگر شرایط طوری جلو رود که بتوانند یک بار دیگر دورهم جمع شوند به یقین دوباره می‌توانند موفقیت‌های بسیاری کسب کنند و به اصلاح به تلویزیون تکانی دهند. در واقع دو عامل سبب شد در دهه 70 شاهد برنامه‌های طنز متفاوتی از رسانه ملی باشیم. ابتدا خلاقیت کمدین‌ها و برنامه‌سازها در نوآوری و دلیل دوم باز گذاشتن دست آنها از سوی مدیران.

برخی کمدین‌ها با آن که در برنامه‌ها و سریال‌های طنز متعددی ظاهر شده‌اند، اما هنوز بازی یا آثار آنها برای مخاطب جذاب است و برخی دیگر تنها توانستند مدتی کوتاه مخاطب را با خود همراه سازند و در ادامه تکراری شدند. شما رمز موفقیت افرادی را که در عرصه طنز شاخص و ماندگار شده‌اند در چه می‌بینید؟

دلایل متعددی دارد. گاهی یک کمدین ذاتا فرد جذابی است و وقتی جلوی دوربین قرار می‌گیرد بازی نمی‌کند، بلکه خودش را به تصویر درمی‌آورد. چنین کمدین‌هایی چون بازی را نمی‌شناسند، خود را تکرار خواهند کرد. در واقع چیز جدیدی برای ارائه ندارند، اما یک بازیگر یعنی کسی که کمدی هم کار می‌کند و می‌تواند نقش‌های دیگری مانند درام، تراژیک و... را نیز ایفا کند هیچ وقت تکراری نخواهد شد و هر بار یک شخصیت جدید خلق خواهد کرد.

البته یک کمدین هم می‌تواند با تامل بر کار و بازی خودش و مدام بازی نکردن و روی آنتن نبودن خود را همسطح یک بازیگر کند و پیشرفت کند، چراکه خیلی‌ها ابتدا چیزی از بازی نمی‌دانستند، اما با افزایش توانایی خود توانستند شاخص شوند.

سال 90 پس از یک وقفه طولانی شاهد برنامه «خنده بازار» در تلویزیون بودیم؛ یک برنامه آیتمی که می‌توانست حس نوستالژیک بیننده را با خود همراه کند. به نظر شما این برنامه توانست به موفقیت دست پیدا کند؟

اتفاقی که سال 72 افتاد با خنده بازار تکرار نشد، اما من این برنامه را دوست دارم، چون بازیگران مسلط و پرانرژی دارد، در حالی که برنامه آیتمی کار سختی است و اگر مروری به برنامه‌های ناموفق آیتمی که در طول
20 سال گذشته ساخته شده‌ است بیندازیم، متوجه می‌شویم کار بچه‌های خنده بازار خیلی خوب است.

نمی‌گویم کار آنها را می‌توان با ساعت خوش، پرواز 57 و... مقایسه کرد، اما اگر با برنامه‌های ناموفق 20 سال گذشته مقایسه کنیم، می‌بینم آنها به کار آیتمی مسلط هستند. در ضمن نوشتن و اجرای برنامه‌ای که قرار است هر شب روی آنتن برود بسیار سخت است. من کارشان را دوست دارم و از آنها تشکر می‌کنم.

به هر حال اگر این کار بی‌نقص بود به قول شما مانند ساعت خوش و دیگر آثار مشابه مورد استقبال قرار می‌گرفت.

بازی و تیپ‌سازی‌ها خوب است، اما این اثر تماشاچی خاص خود را دارد، چراکه برخی طنزهای آنها سیاسی، اجتماعی و هنری است. اگر کسی هنری نباشد سر از طنزهای هنری آنها در نمی‌آورد مثلا من خودم ورزشی نیستم به همین دلیل طنزهای ورزشی آن را دنبال نمی‌کنم، اما آن که ورزشی است می‌بیند و می‌خندند و یقین داشته باشید اگر ضعفی در برنامه آنهاست این ضعف از متن و نوشته سرچشمه می‌گیرد، چراکه ما همیشه مشکل متن و سوژه‌های ناب داریم.

به نظر شما رسانه ملی طی چند سال اخیر توجه جدی‌تری به مقوله طنز داشته است؟

به نظرم تلاش خودش را کرده است، اما این که چقدر موفق بوده یا خیر به بررسی جزئی و کارشناسانه نیاز دارد. هر چند مدیران همیشه سعی کرده‌اند به برنامه‌های طنز بپردازند و تولید این نوع برنامه‌ها را در راس کار خود قرار داده‌اند.

اما به نظر شما این که این روزها بردن یک طنز خوب روی آنتن کار سختی شده چه دلایلی دارد؟

ممیزی‌ها، خط قرمزها، حساسیت‌های قومی، شغلی، کمبود نوشته و ایده خوب و... را اگر کنار هم بگذاریم و از هر کدام به اندازه یک قاشق چایخوری داخل یک لیوان بریزیم مشکلات برنامه‌های طنز ما را تشکیل خواهد داد.

مریم احمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها