در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کوه سنتاستپانوس واقع در ارتفاعات مراکان تبریز این بار قرار بود قربانگاه مردی شود که وجب به وجب آنجا را مثل کف دستش میشناخت و بارها صعودش کرده بود. حادثه آنقدر سریع اتفاق افتاد که نوروز حتی فرصت نکرد از خود واکنشی نشان بدهد.
چند روز بعد از تحویل سال و انجام دید و بازدیدهای نوروزی، نوروز و دوستش تصمیم گرفتند برای کوهنوردی به کوههای سنت استپانوس بروند. کوهی که هر دو بارها به آن صعود کرده و هر بار هم به سلامت به خانه برگشته بودند، اما این بار با دفعات قبل خیلی فرق داشت. رفتنشان با خودشان بود، اما برگشتنشان با خدا. نوروز که حالش نسبت به آن روز خیلی بهتر شده به زبان آذری از روز حادثه میگوید: «ما هر هفته به کوه میرویم. استپانوس چند چشمه دارد و میخواستیم بعد از کوهنوردی و دیدن چشمهها تا قبل از غروب به خانه برگردیم. همین طور که داشتیم از کنار صخرهها عبور میکردیم یکدفعه سنگ کوچکی زیرپایم را خالی کرد. تعادلم را از دست دادم و با سرعت زیادی به دره سقوط کردم. از لحظه سقوط چیز زیادی یادم نمانده و فقط یادم میآید وقتی داشتم سقوط میکردم سر، صورت، فک، دست و پاهایم محکم به صخرهها برخورد میکردند. بعد از سقوط گوشهای افتادم و بیهوش شدم.»
دوست نوروز که از دیدن چهره خونین نوروز حسابی ترسیده بود، موضوع را به خانواده دوستش اطلاع داد. خیلی طول نکشید که خانواده مرد زخمی به همراه چند نفر از اقوام و دوستانش خودشان را برای کمک به پای دامنه کوه رساندند. وضع مرد کوهنورد آنقدر وخیم بود که اگر حرکتش میدادند احتمال داشت بیش از پیش دچار آسیب بشود و حتی جانش را از دست بدهد. آنها بالاخره با مرکز امداد و نجات منطقه آزاد ارس تماس گرفتند.
نه آمبولانس و نه بالگرد
ساعت 3 و 45 دقیقه بعد از ظهر یک تماس تلفنی با مرکز عملیات امداد و نجات منطقه آزاد ارس، همه را از جا پراند. مردی از آن سوی خط، خبراز واقعه ناگواری میداد. محبوب ابراهیمی، رئیس ستاد بحران منطقه آزاد ارس درباره روز حادثه میگوید: «به ما گفتند کوهنوردی از روی صخره به پایین سقوط کرده و راه برگشت هم ندارد. اوضاع به شکلی بود که به ما گفتند شاید شما هم نتوانید به او کمک کنید. از نظر موقعیت جغرافیایی او در شرایط بسیار بدی قرار داشت و مسیری که به کوهنورد زخمی منتهی میشد، بسیار صعبالعبور است. باوجود این حرفها تصمیم گرفتم قبل از هر چیزی خودم اوضاع را بررسی کنم و ببینم برای نجات مصدوم چه اقدامی باید انجام بدهیم. تلفنی توصیههای لازم را به دوستش کردم و گفتم به هیچ عنوان به او دست نزن و کاری نکن تا ما بیاییم.
مرد زخمی موقعیت مبهمی داشت و پیدا کردن محل دقیق حادثه بسیار سخت بود. صخرههای صعبالعبور سد راهمان شده بود. با دو اکیپ امدادی از دو طرف به دنبال او میگشتیم. با این که یک پایم پروتز است، اما همراه نیروها راهی منطقه شدم. خیلی نگران بودم و با ریز کردن چشمهایم و نگاه کردن دور و اطراف سعی میکردم جای مرد مصدوم و دوستش را پیدا کنم. خیلی نگران بودم و میترسیدم دیر به او برسیم. وضع جسمیاش طوری نبود که خیلی دوام بیاورد و اگر دیر میجنبیدیم جانش را از دست میداد. با خودم فکر میکردم ای کاش وسیلهای بود تا خودم را زودتر به مرد زخمی برسانم. دو ساعت از زمان حادثه گذشته بود و خیلی دیر موضوع را به ما اطلاع داده بودند. نزدیک دو ساعت تمام طول کشید تا من همراه نیروهای امدادی خودمان را به او برسانیم.»
سر نوروز شکسته بود و بشدت خونریزی میکرد. نیروهای امدادی که احتمال میدادند او از ناحیه کمر هم آسیبدیده باشد ابتدا او را ثابتسازی کردند تا حرکت نکند و آسیب بیشتری نبیند. ابراهیمی در آن شرایط و خونریزی نوروز به تنها چیزی که فکر میکرد، کمک خواستن از بالگرد بود. ابراهیمی توضیح میدهد: «با یکی از بچهها تماس گرفتم و گفتم بگو بالگرد بفرستند. مدتی بعد همکارم تماس گرفت و گفت امکان ارسال بالگرد به منطقه حادثه وجود ندارد. آمبولانس هم نمیتوانست وارد منطقه شود چه برسد به بالگرد. با خودم فکر کردم اگر وضع به همین منوال پیش برود به شب میخوریم و مشکل پیدا میکنیم. برای همین و بعد از ثابتسازی مصدوم او را داخل برانکارد گذاشتیم و به سمت پایین کوه حرکت کردیم. حین حرکت از پایین با ما تماس گرفتند و گفتند اقوامش میخواهند به ما کمک کنند. به آنها گفتم هرکسی که میتواند و قدرتش را دارد خودش را به ما برساند و کمک کند.»
دقایقی بعد اقوام و دوستان نوروز بدون استفاده از تجهیزات ایمنی به گروه امداد ملحق شدند. همگی از چند طرف برانکارد را گرفتند و به سمت پایین کوه راه افتادند. مسیر به قدری صعبالعبور و با شیب تند بود که کوچکترین خطایی باعث میشد چند کشته و زخمی روی دست ابراهیمی بماند.
شانسآوردی
اقبال نوروز و بقیه همراهانش بلند بود که از شیب تند کوه جان سالم به در بردند و به سلامت به پایین کوه رسیدند. به محض این که نیروهای امدادی به همراه اقوام و دوستان نوروز او را به پایین کوه منتقل کردند، وی را تحویل آمبولانس دادند و به بیمارستان رساندند. شرایط جسمی نوروز همان طور که ابراهیمی پیشبینی کرده بود، وخیم و بحرانی بود، آنقدر خطرناک که پزشک نوروز بعد از انجام اقدامات درمانی به او گفته بود: «شانس آوردی اگر به پهلو سقوط میکردی حتما جانت را از دست میدادی.»
اقدامات پیشبیمارستانی
دکتر حمید مساعدیان، مدیرمسئول انجمن پزشکی کوهستان ایران در زمینه اقدامات پیش بیمارستانی و نحوه امدادرسانی به مجروحان حادثه این گونه توضیح میدهد: «قبل از پرداختن به این موضوع باید به چند نکته مهم اشاره کنم. هر کسی که اقدام به کوهنوردی میکند باید اطلاعات مربوط به امداد و نجات را هم بداند. کوهنوردی بدون آموزش بسیار پر خطر است و در مناطق کوهستانی نباید انتظار داشت نیروهای امدادی بسرعت از راه برسند. اولین کسی که میتواند به فرد کمک کند، خودش است. دوم این که همه کوهنوردان باید تکنیکها و آموزشهای لازم را چه در زمینه کوهنوری و چه امداد و نجات مثل پانسمان کردن، آتلبندی ساده و.. ببینید تا در زمان حادثه وقتی بالای سر مصدوم رسیدند بدانند باید چه کارهایی انجام بدهند. کوهنوردان هرگز به صورت انفرادی کوهنوردی نکنند و حداقل سه نفر باشند تا اگر یکی دچار حادثه شد دیگری به او امدادرسانی کند.
اولین اقدامی که افراد حاضر در صحنه حادثه باید انجام بدهند این است که بسرعت با نیروهای امدادی تماس بگیرند و موضوع را به آنها اطلاع بدهند. دومین کاری که باید انجام بدهند این است شخصی که همراه فرد زخمی است باید امنیت خودش را تامین کند تا خودش هم دچار حادثه نشود. سومین کار بحث امدادرسانی به فرد مصدوم است. اول باید بررسی کند آیا مصدوم دچار شکستگی شده است؟ کدام یک از قسمتهای بدن دچار شکستگی شده است؟ اگر احتمال شکستگی اعضای بدن فرد مصدوم را میرود، بیاین که حرکت شدیدی انجام بدهد و باعث آسیب بیشتر فرد مصدوم شود، با حداقل وسایلی که در اختیار دارد قسمتی که دچار شکستگی شده را آتلبندی کند و منتظر بماند تا نیروهای امدادی از راه برسند.
لیلا حسینزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: