در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از شگردهای مردان متمکن برای فرار از پرداخت مهریه همسرانشان، انتقال اموال به غیر است که دست زنان را از گرفتن مهریه کوتاه میکند. این زنان برای اثبات تمکن مالی شوهر نیز با مشکلات زیادی روبهرو هستند و اغلب موفق به اثبات ملائت (توان مالی) مرد نمیشوند. به اعتقاد شما این گروه از زنان با چه روشهایی میتوانند مهریه خود را وصول کنند؟
در بیشتر پروندهها زمانی که زن قصد گرفتن طلاق دارد، مهریهاش را به اجرا میگذارد؛ یعنی از مهریه بهعنوان یک اهرم برای رسیدن به هدف نهایی که همان طلاق است استفاده میکند. در اینگونه موارد بویژه وقتی از قبل اختلافاتی وجود دارد و مرد احساس میکند کمکم زن به سمت مطالبه مهریه پیش میرود به انتقال اموال خود به نزدیکان یا افراد مورد اعتمادش رو میآورد. اما اگر زنان باهوش باشند، میتوانند به این نیت شوهر پی ببرند و از تمام مدارک مربوط به نقل و انتقالها کپی بگیرند و برای ارائه در دادگاه نزد خود نگه دارند. البته زنان وقتی میتوانند این مدارک را جمعآوری کنند که اموال از طریق مبایعهنامه عادی منتقل شده و مدرکی در دست باشد. من موکلی داشتم که قبل از اینکه خانه را به قصد گرفتن طلاق ترک کند، از تمام مبایعهنامهها و چکهایی که اثبات میکرد مرد تمکن مالی دارد و برای فرار از دادن مهریه، اموالش را به نام دیگران کرده کپی گرفته بود و با استناد به همین مدارک نیز توانست مهریهاش را وصول کند. اگر این مدارک موجود باشد، زنان میتوانند با اینکه مرد اموالش را بهطور رسمی به شخصی دیگر منتقل کرده، حکم توقیف اموال بگیرند. یکی دیگر از راههای وصول مهریه زنانی که شوهرانشان قصد فرار از مهریه را دارند، این است که مردان را ممنوعالخروج کنند. درواقع اگر مردی قبل یا بعد از تنظیم دادخواست از سوی همسرش، اموال خود را به قصد فرار از ادای دین به دیگری منتقل کند، با استناد به قوانین کیفری و حقوقی میتوان مهریه زن را مطالبه کرد. ماده 218 قانون مدنی تصریح میکند «هرگاه ثابت شود معامله با قصد فرار از دین و صوری انجام شده آن معامله باطل است.» همچنین ماده 218 مکرر نیز میگوید: «هرگاه طلبکار به دادگاه دادخواست داده، دلیل اقامه کند که مدیون برای فرار از دین، قصد فروش اموال خود را دارد دادگاه میتواند قرار توقیف اموال وی را به میزان بدهی صادر کند.»
قانون جدیدالتصویب حمایت از خانواده نیز در ماده 22 تاکید دارد که زن تا سقف 110 سکه میتواند تقاضای حبس مرد را داشته باشد که این قانون نیز راه خوبی برای جلوگیری از فرار مردان بویژه مردان متمکن از پرداخت مهریه است.
ظاهر این قوانین به نفع زنان است، اما واقعیت این است که اثبات سوءنیت مرد و اثبات صوریبودن معامله کار دشواری است و به قول شما همه زنان آنقدر باهوش نیستند که بتوانند از نیت شوهرانشان باخبر شوند و مدرک و سند جمع کنند. این قبیل زنان برای گرفتن مهریهشان چه راههایی پیشرو دارند؟
به اعتقاد من، جنبه کیفری این قبیل پروندهها بهتر به نتیجه میرسد. مثلا اگر مبایعهنامهای موجود باشد و زن در دادگاه به آن استناد کند، میتوان با استفاده از تاریخ مبایعهنامه و مبلغ معامله و نحوه تبادلات مالی، سوءنیت مرد را ثابت کرد. من پروندههایی داشتهام که مرد میگوید بله فلان ملک مالم بوده و فروختم، اما وقتی بررسی میکنیم مشخص میشود مثلا یک ملک یک میلیارد تومانی، 400 میلیون تومان فروخته شده و تاریخ مبایعهنامه هم حوالی زمانی است که زن دادخواست مطالبه مهریه داده است و هیچ چک یا سند مالی هم که گویای تبادل مال در معامله باشد، موجود نیست.
در قوانین ما تصریح شده که خانه و ماشین بهعنوان سرپناه و مرکب ـ که در اسلام به آن تاکید شدهـ شامل دیون مرد نمیشود، یعنی مردی که یک خانه و خودرو داشته باشد دادگاه حکم به فروش این اموال نمیدهد. به همین علت بسیاری از زنان موفق به گرفتن مهریه خود نمیشوند. نظرتان در اینباره چیست؟
بله درست است، اما نه برای هر مردی. در قانون بر مستثنیات دین تاکید شده، اما اجرای آن بستگی دارد که ما آن را چطور تفسیر کنیم. مثلا اگر قرار است خانه مرد برای وصول مهریه توقیف شود باید دید آن خانه چه میزان میارزد و چه ویژگیهایی دارد. گاهی یک آپارتمان بسیار لوکس در شمال تهران توقیف میشود، اما مرد ادعا میکند این آپارتمان جزو مستثنیات دین است، در حالی که اینطور نیست. اما اگر یک آپارتمان بسیار معمولی در مناطق متوسط شهر متعلق به مردی باشد ممکن است با بررسیهای کارشناسی و تعیین قیمت آن، حکم به توقیفش داده نشود چون به هر حال داشتن یک سرپناه معمولی از این بابت که او حق حیات دارد جزو حقوق مرد است. به غیر از سرپناه، درباره حقوق مرد هم همین شرایط حاکم است، مثلا اگر او ماهی یک میلیون تومان درآمد دارد، اگر بچه داشته باشد تا یکسوم و اگر نداشته باشد تا یکچهارم آن قابل توقیف است تا مرد با بقیه حقوق خود بتواند زندگی کند.
شما در لابهلای صحبتهایتان چند بار از قانون جدید حمایت از خانواده و ماده 22 آن که تا سقف 110 سکه مهریه امکان به حبس انداختن مرد را میدهد، دفاع کردید و آن را به نفع زنان دانستید. به اعتقاد شما محدود کردن امکان اجرای حبس در بحث مهریه کار درستی است؟
بیایید موضوع را از این زاویه ببینیم. در قانون مدنی ما برای زن حق طلاق در نظر گرفته نشده مگر در موارد استثنایی. درواقع این قانون طوری نوشته شده که به صورت یکطرفه به نفع مرد است در حالی که حمایتهای قانونی باید دوسویه باشد. به اعتقاد من که در دادگاهها رفت و آمد دارم، بیش از 95 درصد موارد تقاضای مهریه از سوی زن برای گرفتن طلاق است و این هم به آن علت است که قانون حق طلاق را به زن نداده است.
من مواردی را دیدهام که زن حاضر است مهریه، اجرتالمثل، جهیزیه و طلاهای متعلق به خودش را ببخشد، اما از زندگی مشترک زجرآور خود خلاص شود. پس در چنین شرایطی اینکه قانون حمایت از خانواده تا سقف 110 سکه حق اجرای مجازات حبس را به زن داده، نکته مثبتی محسوب میشود؛ چون بالاخره زن باید بتواند به نوعی از حقوق خود دفاع کند.
نظر شما درباره عندالمطالبه و عندالاستطاعه بودن مهریه چیست؟ به اعتقاد شما کدامیک از این دو نوع مهریه به نفع زنان است؟ میدانید که دستگاه قضایی و نهادهای تصمیمگیر خیلی تلاش کردند که مهریه عندالاستطاعه را در جامعه جا بیندازند، اما با استقبال مردم روبهرو نشدند.
عندالمطالبه یعنی هر زمان که زن مهریه را مطالبه کرد چون محق است، باید به او پرداخت شود اما عندالاستطاعه یعنی هر زمان که مرد توان مالی داشت مهریه را پرداخت کند. پس بیشک مهریه عندالمطالبه به نفع زنان است، اما من در دفترخانهها دیدهام محضردار بدون ارائه توضیح به زوجه از او میخواهد با مهریه عندالاستطاعه موافقت کند. در یکی از موارد من به زوجه در اینباره توضیح دادم و او به محض اطلاع اعلام کرد که با مهریه عندالاستطاعه موافق نیست. مهریه حق زنان است و بیشک هیچ زنی ـ به جز افراد معدودی که با مهریه کاسبی میکنند ـ با نیت گرفتن مهریه وارد زندگی مشترک نمیشوند، اما به هر حال مهریه پشتوانه زنان است که عندالاستطاعه کردن مهریه این پشتوانه را از زنان میگیرد و راه فرار حقوقی برای مردان را باز میکند.
نظرتان درباره جایگزین شدن شروط ضمن عقد با مهریه چیست؟
شروط ضمن عقد معمولا برای کسانی کارایی دارد که یکبار وارد زندگی شده و ضربه خوردهاند که ما به آنها میگوییم اگر میخواهی دوباره به زندگی برگردی، یکسری شرط برای خودت در عقدنامه درج کن. اگر این شروط درست باشد در جای خودش میتواند زمانی که زن در عسر و حرج قرار گرفت و فشار زندگی برایش غیرقابل تحمل شد به کارش بیاید؛ شروطی مثل حق طلاق، حق حضانت فرزند، حق تعیین محل سکونت و...
پروندهای داشتم که مهریه زن چند شاخه گل بود و مرد براحتی او را ترک کرد و رفت. پس به اعتقاد من مهریه همیشه باید وجود داشته باشد، چون ممکن است مثلا مردان تنوعطلب در طول زندگی تصمیم بگیرند زن جدیدی اختیار کنند که اگر در این شرایط زن هیچ مهریهای نداشته باشد، مرد بسیار راحت قید او و زندگی را میزند، اما اگر مهریهای در کار باشد مرد از ترس پرداخت آن هم که شده با احتیاط بیشتری تصمیمگیری میکند، پس مهریه میتواند جنبه بازدارنده داشته باشد و از بسیاری از ناهنجاریها جلوگیری کند، اما مهریه نباید خیلی کم یا خیلی زیاد باشد.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: