عادتی به نام رد شدن ازچراغ قرمز

مامور انتظامی در چهارراه ، حدفاصل تمامی عابران و ماشین ها ایستاده است ، تا میان حجم انبوه خودرو و عابر فاصله بیندازد. خودروها از کنارش می گذرند.
کد خبر: ۵۵۶۵۱

چراغ راهنمایی روی علامت قرمز، عابران را از رفتن باز داشته است ؛ اما هنوز با پذیرش این قرارداد فاصله زیادی احساس می شود عابران این قرارداد را نمی پذیرند.
آنها با عبور از چراغ قرمز، این نکته را رعایت می کنند. هیچ چراغ قرمزی مانع حرکت عابر گریزان از قانون نمی شود. ماموری که آن سوی خیابان ایستاده ، به او تذکر می دهد.
عابر یا عابران سری تکان می دهند و می روند تا در چهارراه بعدی نیز از چراغ قرمز عبور کنند. ساده ترین تصویر قانون شکنی ، در چنین مواقعی شکل می گیرد.
بسیاری از ما اگر خود تن به مقررات بدهیم ، اگر خود از چراغ قرمز عبور نکنیم ، یا به عبارتی خود را ملزم به رعایت قواعد شهری بدانیم ، با دیدن متخلفان با تکان دادن سری به تاسف چنین پدیده هایی را مشاهده می کنیم.
این اتفاق در شهرهای بزرگ ما بخصوص تهران ، آنقدر شایع و معمول است که هر گونه صحبت از موارد انگشت شمار در این زمینه راه به جایی نمی برد.
بسیاری از کارشناسان در تحلیل رفتار ضدقانون و مقررات ما ایرانی ها آن را به قانون شکنی ذاتی ما، نداشتن فرهنگ ترافیک و نبود مقررات سخت ارتباط می دهند. آنها ما را به تامل در چنین گفته هایی دعوت می کنند.
چنین برداشت هایی نیز در نتیجه به استفاده از قوه قهریه احتمالی برای برخورد با قانون شکنان ترافیک منجر می شود. ایستادن مامور انتظامی و تذکرات احتمالی او در این مواقع تلاشی است برای فهماندن این نکته که هنگام چراغ قرمز باید ایستاد و قدمها را از حرکت بازداشت.
مامور نشانه مقاومت گفتمان رسمی در مقام پاسدار نشانه هاست. چراغ راهنمایی ، تابلوی حرکت ممنوع و هر قانون ترافیکی دیگری در این زمینه ، نشانه گفتمان رسمی یا نظم مسلط است.
بی توجهی به نشانه های اعمال شده در این زمینه ، بی توجهی به نشانه های رسمی و مسلط تعبیر می شود. یک نوع مقاومت یا در دیدگاهی خوشبینانه ، بی توجهی از سر تامل.
مگر می توان پذیرفت که ما از قانون و مقررات چیزی ندانیم؛ هر آدم عام تازه به دوران رسیده ای نیز این را می فهمد. تاکید کردن بر بخش خاصی از نشانه ها، آن را به نشانه مسلط تبدیل می کند. این در نهایت به واکنش ناشی از بی توجهی عابران گریزان می انجامد.

تحلیل یک رفتار ضدشهری
در تمامی سامانه های رفتار جمعی ، در تمامی کشورها و جوامع شکلی از مقاومت در برابر نشانه های مسلط مشاهده می شود.
این امر یک رخداد کاملا طبیعی است. با تک بعدی کردن نشانه ها این بی توجهی افزایش پیدا می کند؛ چه آن که هر نشانه ای از خصلت ایدئولوژیکی خاص آن نظم مسلط برخوردار است تاکید کردن بر بخش خاصی از نشانه ها آن را در چارچوب گفتمان رسمی قرارداده و در نتیجه از توجه عموم خارج می کند.
در چنین مواقعی بی توجهی به مقررات راهنمایی و رانندگی به عنوان نشانه های نظم مسلط، نه تنها ناپسند که حتی پسندیده تعبیر می شود. رد شدن از چراغ قرمز از سوی عابر و راننده ، جبران تمامی عقده هایی است که فرد در نتیجه فشار احتمالی گفتمان رسمی بر دوش خود احساس کرده است.
اینجاست که بی توجهی به قوانین راهنمایی و رانندگی شکلی جشنواره ای به خود می گیرد. حتما دیده اید که با وجود چراغ قرمز، چگونه انبوه عابران از چراغ رد می شوند.
به مامور ایستاده در کناره چهارراه بنگرید. قوه قهریه در وجود این عابران نظم حداقلی ایجاد می کند. باور به قانون تا زمانی که در چارچوب فرهنگ پذیرفته شده ، نهادینه نشود، راه به جایی نمی برد.
البته در تمامی این موارد هر گونه بی قانونی با رفتار ضدقانون تلاشی برای مقاومت جانانه نیست. این یک بحث اجتماعی در تحلیل یک ضد رفتار شهری است.
با افزودن بر نشانه ها، یعنی تعدد نشانه ها می توان از بروز نشانه مسلط در ذهن و زبان مردم جلوگیری کرد. این امر علاوه بر آموزش ، به تبلیغ درست هم نیاز دارد.
روش هایی چون استفاده از کلیپ های تصویری از سوی نیروی انتظامی در صدا و سیما یکی از این تلاشهاست که بهره آن بمراتب افزون تر از حجم انبوه جریمه های رانندگی است.

داوود پنهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها