در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما از آن دسته سینماگرانی هستید که سینما را با فیلمهای قوی شروع کرده است. در طول سالهایی که از ساخت اولین فیلم کوتاه شما «کشتار» ـ که اتفاقا فیلم شاخصی هم بود ـ میگذرد، فیلم دلخواهتان را ساختهاید؟
طبیعتا سینمای کشتار و فیلمهایی که بعد از آن ساختم، ازنظر مناسبات تولیدی با هم تفاوتهای اساسی دارند. فیلمساز فیلم کوتاه در فرآیند تولید اثرش دستخوش و درگیر مناسبات ساختاری و مالی سینمای حرفهای نیست. به همین نسبت انرژیاش بیشتر متمرکز بر اثرش میشود و نه چیز دیگر. اما متاسفانه در سینمای حرفهای، وقت و انرژی فیلمساز در چرخه حیات سینماییاش درگیر مسائلی میشود که تاثیر مخربی براثرش میگذارد.
تفاوت نگاهتان در کشتار، کلاف فلز، نخل سوخته، دستها و راهبان با نگاهی که اکنون به سینما دارید، چیست؟
فکر نمیکنم تفاوتی در نوع نگاه من در فیلمهایی که نام بردید و فیلمهایی باشد که الان میسازم. اما انسان هرچه سنش بالاتر میرود، طبیعتا نگاهش به مسائل پیرامون پختهتر و عمیقتر میشود. من چه در فیلمهایی هشت میلیمتری که ساختم و چه در فیلمهای سینماییام، سعی کردم مدیریت و اصول فیلمسازیام را در گذر زمان و تحولات روزگار حفظ کنم.
یکی از کسانی که از ابتدای شروع کارتان با او همکاری پررنگی داشتهاید، کیانوش عیاری است. هنوز هم با ایشان در ارتباط هستید؟ آیا جنس سینمای او را دوست دارید و از مشاوره او بهره میگیرید؟
بله، خوشبختانه همچنان با ایشان در ارتباط هستم و دانش عمیق ایشان به سینما و همچنین تجربیات ارزشمند و ماندگارشان برای من که حضور مستقیم و نزدیکی بهعنوان دستیار در فیلمهای ایشان داشتم، یک موهبت بود و نظرات ایشان همواره برای من راهگشا بوده است.
آن سینمایی که مدنظر شماست و از ابتدای شروع فیلمسازی علاقهمند به پیگیری آن بودید، چه جنس سینمایی است؟
سینمایی که برای بشر، حیات طبیعی و انسانیاش احترام قائل است.
فیلم «خاک سرد» به عنوان یک اثر خاص شناخته شد. فضایی که در آن تجربه کردید به نسبت دیگر فیلمهایتان هم خاصتر است. چرا مسیر این جنس سینما را ادامه ندادید؟
با این نظرتان موافق نیستم، من هیچگاه از نگاهم عدول نکردم و در سینما از همان ابتدا تاکنون تلاش کردهام دغدغهها و دلمشغولیهایم را با توجه به امکانات با درجات مختلف به تصویر بکشم. من یک باور پایدار در سینما دارم، حالا ممکن است امکانات مالی اجازه ندهد در یک فیلم به تمام آن باورها برسم ولی در یک فیلم دیگر این امکان فراهم شود و من آنچه را بخواهم ارائه کنم.
مدتها از سینما دور بودید. علت دوری شما از سینما چه بود؟
قطعا اگر مسیر دیگری را انتخاب کرده بودم، الان در کارنامه کاریام فیلمهای فراوانی دیده میشد و به لحاظ کمّی توشه پری داشتم.
شما در کارهای قبلیتان هم از بازیگران شناخته شده مثل محمدرضا فروتن استفاده کردید. اهمیت عنصر بازیگر را در یک فیلم چطور ارزیابی میکنید؟ آیا به حضور بازیگران چهره و ستارهها برای جذب مخاطب معتقدید؟
تاکید زیادی در استفاده از بازیگران شناخته شده ندارم، ولی در کل به شرایط هم بستگی دارد. در سینمایی که بازگشت سرمایه فقط به اکران محدود داخلی وابسته است و چشم سرمایهگذار با اضطراب به همین گیشه داخلی است، طبیعی است بازیگران مطرح نقش کلیدی پیدا کنند. اما نظر من این است که از جنبه ارزشی، کیفی و هنری، نقش و تاثیر یک بازیگر همچون عوامل دیگر سازنده فیلم است. در واقع چه در جلوی دوربین و چه پشت دوربین، همه ما ایفاگر نقش برای یک صحنه هستیم.
فیلم مورد علاقهتان در سینما چه فیلمی است؟
سهگانه آپو ساخته ساتیاجیت رای را خیلی دوست دارم. این فیلم بسیار عمیق و انسانی است که جامعه هند را کالبدشکافی میکند. البته فیلمهای دیگر زیادی هم مثل سرگیجه یا کارهای جان فورد، کوروساوا و کوبایاشی هستند که دوست دارم. در سینمای ایران هم به فیلم «طبیعت بیجان» ساخته مرحوم سهراب شهیدثالث تعلق خاطر دارم.
شما با نقدهای بسیاری برای کارگردانی رژیم طلایی روبهرو بودهاید. تا چه حد از این فیلم دفاع میکنید؟ آیا این فیلم را در حد استانداردهای سینمای خودتان میدانید؟
همانطور که گفتم هرکدام از عوامل یک فیلم، نقش خود را ایفا میکند و من هم نقش خود را در جهتی که مدنظر داشتم بازی کردم. ضمن اینکه هر کس ملزومات، نقاط قوت و کاستیهای خود را دارد. البته اگر بخواهم شخصیتر به این سوال پاسخ بدهم، باید بگویم تبلور خالص سینمایم را در فیلمهای کوتاه و قبلیام بیشتر پیدا میکنم. ضمن اینکه اگر بخواهم منصفانه و صادقانه نگاه کنم، رژیم طلایی فیلمی است که دستکم خواسته در ژانر خودش یک مساله را رعایت کند، آن هم استفاده از فاکتورهای سالم در ارتباط با مخاطب است.
بازی مهدی هاشمی بهعنوان یک بازیگر خوب، با وجود کارنامه چشمگیری که دارد، چندان قوی نبود. حتی سکانسهای حضورش در پارتی جوانها و رقص با آنها کمی در ذوق تماشاچی میزد. خودتان چقدر با این نظر موافقید؟
حضور آقای مهدی هاشمی در این فیلم برای من اتفاق خوشایندی بود و ما از تجربیات و پیشنهادهای ایشان بهره بردیم. اعتقادی به این ندارم که بازی خوبی نداشتند. ایشان خیلی خوب نقش خود را ایفا کردند. ضمن اینکه بعضی چیزها در سینما سلیقهای است و نمیتوان حکم صادر کرد. مثلا همه «شاهین مالت» را بهترین فیلم جان هیوستون میدانند، ولی من فیلم دیگری از او را دوست دارم و بارها و بارها تماشا میکنم.
استفاده از پاساژ «چند روز بعد» توسط امین حیایی در بین سکانسها به چه دلیل بود؟
رژیم طلایی فیلم پرشتاب است و ریتم تندی دارد. در چند سکانس داستانها و اتفاقات مختلفی میافتد، بنابراین نیاز به فاصلهگذاری بین سکانسها داشتیم تا نفسی به تماشاگر بدهیم.
تفاوت سنی مریلا زارعی و مهدی هاشمی برای بازی در نقش یک زن و شوهر به نظرتان کمی زیاد نیست؟
در یکی از دیالوگهای فیلم گفته میشود که مرد در سن بالا ازدواج کرده است.
استفاده از موسیقی و صداگذاریهای اغراق شده به چه دلیل بود؟ ما صدای زنگ گوشی موبایل را دو برابر حالت عادی میشنیدیم؟
رژیم طلایی یک فیلم با فضایی فانتزی است، به همین دلیل نوع صداگذاری و انتخاب موسیقیاش اینگونه بوده است. درست است که فیلم زندگی عادی یک زن و شوهر را تصویر میکند، ولی در فضایی فانتزی و عجیب و غریب. طبیعتا این قصه نیاز به صداگذاری، بازی و موسیقی متفاوت دارد.
چرا پایان فیلم و گرهگشایی بدون هیچ دلیل روشنی برای مخاطب رخ داد؟
ضرورتی برای بیان جزئیات ماقبل آن ندیدم. فیلم مسالهاش را گفته بود؛ داستان فیلم ماجرای بازی پرخطر یک زوج را نشان میدهد که در پایان متنبه میشوند و زاویه نگاهشان به زندگی تغییر میکند.
در انتخاب موسیقی دچار مشکل نشدید؟ چون استفاده از موسیقیهای لسآنجلسی و خارجی با ممیزی روبهرو میشوند.
نه، مشکلی نداشتیم.
تعریف شخصی شما از یک فیلم کمدی چیست؟
متاسفانه در سینمای ایران ژانر کمدی را زیاد جدی نمیگیرند و به آن بها نمیدهند. همه فکر میکنند فیلم کمدی یعنی گیشه و فروش. در صورتی که جهانی از ناگفتهها را میتوانیم در فیلم کمدی بیان کنیم، شاهدش هم فیلمهای کلاسیک سینمای جهان است.
بازخورد مخاطب از فیلم چطور بوده؟
من چندبار فیلم را با مخاطب بالای شهر و پایین شهر دیدم و به نظرم مخاطب با آن ارتباط برقرار کرده است.
از فروش فیلم راضی هستید؟
فروش فیلم میتوانست بیش از این باشد، ولی چون جشنواره فیلم فجر را از دست دادیم، به لحاظ تبلیغاتی ضرر کردیم. جشنواره فیلم فجر محفل خوبی برای تبلیغ فیلمها است، چون جلسات نقد و بررسی و هیاهوی جشنواره، آنها را به مخاطب معرفی میکند. مساله دیگر تبلیغات است، چون رژیم طلایی فیلم دولتی نیست، هزینههای تبلیغات هم برای بخش خصوصی زیاد است، تبلیغات چندانی ندارد. اما اگر تعداد سینماهای فیلم بیشتر بود، قطعا فروش بیشتری میکرد.
روش کارگردانیتان چیست؟ آیا برای فیلمبرداری یک سکانس از پیش برنامهریزی دارید یا بداههپردازی هم دارید؟
من یک عادت بد دارم که نتوانستم تغییرش دهم. عادت کردهام بدون برنامهریزی سر صحنه بروم و روح کلی اثر به من بگوید چطور پیش بروم. من در صحنه با میزانسن و شرایط ارتباط میگیرم و تا در صحنه نباشم و روح لحظه را کشف نکنم، نمیتوانم کار کنم. این خیلی کار سختی است ولی نمیتوانم در خانه روی میزانسنها کار کرده و بعد اجراییاش کنم. ممکن است یک اتفاق سرصحنه شکل اجرای مرا عوض کند.
به رژیم طلایی چه نمرهای میدهید؟
بفرمایید شام که نیست، ولی نمرهای میدهم که به هر فیلم سالم دیگری میدهم.
چه شد از احمد احمدی به عنوان فیلمبردار استفاده کردید؟
ایشان تجربه زیادی در زمینه عکاسی داشتند و قبلا «پسکوچههای شمرون» را هم فیلمبرداری کرده بودند. با توجه به اشرافی که به کارشان داشتند، با ما همکاری کردند. ایشان قابلیت و استعداد فراوانی دارند و آینده درخشانی خواهند داشت.
برای کار بعدیتان چه برنامهای دارید؟
چه عرض کنم، همه چیز بستگی به شرایط دارد.
آزاده کریمی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: