رضاخان کاره ای نیست ؛ ما با انگلیس روبه روییم مرحوم حائری ، اساسا، رضاخان را آلتی بی اراده در دستهای امپراتوری بریتانیا می دید و می دانست چنانچه موفق به سرنگونی او هم گردد، استعمار با قدرت فائقه ای که دارد یک رضاخان دیگر و شاید هم بدتر و خشن تر تراشیده و اهداف ضد اسلامی خود را با آهن و آتش پیاده خواهد کرد.
از این رو، می کوشید با صبر و مدارا، بهانه تجاوز و خشونت را از دشمن بگیرد و نقل می کنند که ، با این کار خویش ، رضاخان را خسته کرده و آن سلطان سفاک گفته بود، حساب همه علما را رسیدم ، اما این یکی همچون استخوانی در گلویم مانده و نمی دانم با این یکی چه کنم.
استاد عبدالحسین حائری گفتند: آیت الله آقا سید صدرالدین صدر (از مراجع تقلید سابق قم ، و پدر امام موسی صدر) برای پدرم ، در مجلسی که من نیز حاضر بودم ، چنین نقل کرد: در جریان دستگیری فجیع و اندوه بار حاج شیخ محمدتقی بافقی در حرم حضرت معصومه ع و حبس ایشان در زندان رضاخان ، مرحوم حاج شیخ عبدالکریم در سالاریه تشریف داشت (که آن ایام خارج از قم بود و مثل امروز جزو شهر نشده بود).
در اثر تعرض وحشیانه رضاخان به مرحوم بافقی در برابر چشم زوار، و حضور مهیب نظامیان در قم ، مردم آن شهر شدیدا ترسیده و کوچه ها و خیابانها کاملا خلوت بود و به اصطلاح ملخ در خیابانها پر نمی زد.
حتی هرچه کردم درشکه ای برای رفتن به سالاریه بیابم ، پیدا نشد و ناچار شدم پیاده به سالاریه بروم. باری ، به منزل حاج شیخ رفته و ماجرای برخورد هتاکانه رضاخان با آقای بافقی را به عرض ایشان رساندم و گفتم: قضیه بدینجا کشیده است ، چه می کنید و چه می خواهید بکنید؛
در آن مجلس ، غیر از من و آقای حاج شیخ ، فرد دیگری جز «کتیبه خضراء» حضور نداشت (مقصود آقای صدر از کتیبه خضرائ، یکی از دستیاران حاج شیخ بود). حاج شیخ فرمود: ما تنها با شخص رضاخان روبه رو نیستیم.
مشکل شخص او قابل حل است. ما با دربار انگلستان روبه رو هستیم و آنها می خواهند این اساس را برچینند و منتظرند ما هم یک اقدام تندی بکنیم و بهانه دستشان بیاید، فاتحه همه چیز را بخوانند.
مرحوم صدر می فرمود: چندی بعد، از طرف رضاخان پیغامی به حاج شیخ رسید که اعلی حضرت همایونی شدیدا از حاج شیخ کدورت دارند، زیرا شنیده اند حاج شیخ چنین حرفی زده اند. (در صورتی که غیر از من وحاج شیخ و فرد مزبور، کس دیگری در مجلس نبود!)
مقصود، نفوذ دستگاه جاسوسی رضاخان در میان مردم ، وارتباط بسیاری از افراد حتی در میان نزدیکان حاج شیخ به طرق گوناگون با دربار پهلوی بود که در نتیجه ، حاج شیخ با مشاهده آن اوضاع و شرایط، صلاح را در قیام و اقدام نمی دید و می دانست که به مجرد اولین حرکت ، به دست خود این گونه افراد، نهضت از پا در خواهد آمد.