سپ بلاتر، مرد اول و پر قدرت بزرگترین سازمان فوتبال جهان یعنی فیفا، مردی پر کار و مشغله است. او حتی یک روز آرام نیست. از صبح تا شب در جلسه های مختلف شرکت می کند و با افراد زیادی دیدار دارد
کد خبر: ۵۵۱۲۸
و به همه این برنامه ها، باید حجم زیاد کار و مسافرت های رسمی و ضروری اش را افزود. بلاتر در کار خود تاکنون بحران های زیادی را پشت سر گذاشته است.
او کمتر توانسته راه حل هایی برای مسائل روز افزون فوتبال پیدا کند؛ اما کسی نیست که عقب نشینی کند.
منتقدهای زیاد و سرسختی دارد. با وجود این ، مبارزه می کند و از میدان بیرون نمی رود. او تازه ترین مصاحبه اش را با دونالد مک را، ورزشی نویس معروف گاردین انجام داده که در آن بجز فوتبال و بحران های آن ، از علایق و زندگی شخصی خود صحبت کرده که حاوی نکته هایی جالب و خواندنی است.
خبرنگار و نویسنده گاردین برای گرفتن وقت از بلاتر، مدتها صبر کرد. می دانست مشغله رئیس فیفا زیاد است و باید منتظر آینده باشد.
سرانجام بلاتر وقتی را تعیین کرد و او صبح سه شنبه در دفتر کار بلاتر در شهر زوریخ سوئیس حاضر شد. بلاتر، در آن روز چند ملاقات و جلسه مهم داشت که یکی از آنها بحث و جدل درباره لیگهای فوتبال بود.
وقتی نویسنده گاردین منتظرش بود، بلاتر از جلسه خود بیرون آمد و با عذرخواهی به او گفت: ببخشید نمی توانم سر ساعت تعیین شده با شما دیدار کنم. فقط 10 دقیقه به من فرصت دهید تا جلسه تمام شود.
بلاتر فقط یک دقیقه بد قولی کرد، زیرا دونالدو مک را، 11 دقیقه بعد در اتاق مجلل رئیس فیفا، جلوی او نشست و به این ترتیب گفتگو آغاز شد.
همیشه آبی می پوشم زیرا...
نویسنده از بلاتر می پرسد آیا اجازه دارد وارد جزییات زندگی و علایق او شود؛ بلاتر پاسخ می دهد: جزییات ، جزییات؛ بله مانعی ندارد.
بلاتر می پذیرد که اولین بخش مصاحبه اش درباره علایق و مسائل شخصی او باشد. درباره داستان ناشناخته زندگی این مرد 64 ساله بسیار کنجکاوم و پرسشهای زیادی در ذهنم نقش می بندد.
سوالهای بچگانه ای می خواهم بپرسم: کی و چگونه عاشق شدید؛ چطور شد یک کارمند روابط عمومی ، رئیس مهمترین و ثروتمندترین ورزش جهان شد؛ چرا همیشه لباس آبی می پوشید؛
بلاتر پرسش سوم مرا این گونه پاسخ می دهد: «بله همیشه لباس آبی تن می کنم. این کار دلیل دارد. پدرم به مدت 40 سال کارگر یک کارخانه مواد شیمیایی بود. لباس کارش آبی رنگ بود و در تمام آن 40 سال این رنگ لباس را به تن داشت.
به این ترتیب تصمیم گرفتم مثل پدرم لباس آبی بپوشم. ما فقیر نبودیم ، اما زندگی راحتی هم نداشتیم و سختی را احساس می کردیم.»
پدرم ضد فوتبال بود
بلاتر در شهر کوچک ویسپ ، نزدیکی کوه رویایی و با شکوه ماترهورن در آلپ سوئیس به دنیا آمد. او درباره علاقه و گرایش خود به فوتبال می گوید: 4 ساله بودم که با فوتبال آشنا شدم و به این ورزش گرایش یافتم.
والدینم وقتی فهمیدند پابه توپ شده ام و از کفشهایم برای شوت زدن استفاده می کنم ، ناراحت شدند و این تنها خاطره ای است که از اولین روزهای فوتبالم دارم.
وقتی به دانشگاه رفتم ، باشگاه لوزان پیشنهاد عقد قرارداد به من کرد؛ اما فقط 18 سالم بودم و می بایست پای قرارداد را پدرم امضا می کرد؛ اما او گفت: نه. تو هرگز نخواهی توانست زندگی ات را از راه فوتبال بگذرانی و از این طریق پولی به دست آوری.
در این لحظه بلاتر که از سال 1975 پس از پیوستن به فیفا، زندگی راحت و لوکسی را گذرانده است - مکثی می کند و می گوید: پدرم دراین باره کمی اشتباه می کرد... این طور نیست؛
بلاتر، مهاجم گلزن و ورزشی نویس
با وجود این که از بلاتر انتقادهای شدیدی می شود، او به عنوان پرقدرت ترین مدیر ورزشی جهان ، اعتماد به نفس خود را حفظ می کند. وقتی می خواهم از زمانی که یک مهاجم میانی بود، سخن بگوید با اعتماد به نفس ، این گونه رشته کلام را آغاز می کند: مهاجمی بسیار سریع و مصمم بودم. بارها پیش آمد که در هر فصل بیش از 20 گل می زدم.
اگر پدرم مجبورم نمی کرد به تحصیل در زمینه اقتصاد و کسب مدرک اقتصادی بپردازم ، می توانستم یک بازیکن سطح بالا شوم. مربیانی که بازی مرا دیده بودند، می گفتند تو استعداد سرشاری داری.
بلاتر زمانی در زمینه جهانگردی کار می کرد و مدتی هم ورزشی نویس بود. وقتی از او می پرسم نویسنده خوبی بودی ، در حالی که با غرور کارت خبرنگاری اش را از جیب بیرون می آورد، می گوید: این طور می گفتند. بهترین نویسنده در زمینه فیچر بودم.
3 بار ازدواج ناموفق
حالا که کمی با بلاتر صحبت و جرات بیشتری پیدا کرده ام ، پرسشهای تازه و رک تری را مطرح می کنم. می پرسم آقای بلاتر! تاکنون چند بار ازدواج کرده اید؛
چهره اش برافروخته می شود و با خشم به من نگاه می کند. سپس محکم و خشمگینانه می گوید: 3 بار! اولین بار با مادر دخترم. ازدواج دوم من هم به طلاق منتهی شد. اواخر سال 2002 آشنایی و برخوردی عالی با یک زن دیگر پیدا کردم ؛ اما آن ازدواج فقط 5 ماه به طول انجامید.
برای این که رئیس فیفا بیش از این عصبانی نشود، پرسشهای شخصی را کنار می گذارم و دوباره به سراغ فوتبال می روم. پرسش تازه ام این است : چرا به خاطر مسائل نژادپرستانه ای که در بازی دوستانه اسپانیا و انگلیس در مادرید پیش آمد، فیفا برای مجازات اسپانیا این دست و آن دست می کند و زمان را می گذراند؛
بلاتر پاسخ می دهد: باید به اسپانیا فرصت داد مدارک لازم را برای ارائه به فیفا جمع آوری کند. پس ابتدا باید این پرونده را با حوصله مطالعه کنم. نباید عجله کرد. نباید به خاطر اتفاقاتی که آن شب اسپانیایی ها ایجاد کردند، بدون مقدمه مجازات های شدیدی در نظر گرفت.
احتمال ها و امکان های زیادی را باید بررسی کنیم. وقتی بلاتر چنین نظرش را در ابهام بیان می کند، می پرسم شما شخصا فکر می کنید فیفا برای مقابله با نژادگرایی چه تنبیهی اعمال کند؛
رئیس فیفا می گوید: می شود از کارت زرد شروع کرد و به اعمال محرومیت رسید؛ البته قول می دهم کمیته انضباطی فیفا در این باره تصمیم عادلانه و منطقی خواهد گرفت و به اطلاع عموم خواهد رساند. داوری در این زمینه مهم و حساس ، دشوار است.
شاید بالاترین مرجع برای تصمیم گیری ریشه ای ، کمیته اجرایی فیفا باشد که در موارد مهم و دشوار حرف اول را در فیفا می زند. پیشنهاد خواهم کرد این کمیته تصمیمی قاطع و محکمی بر ضد نژادگرایی اتخاذ کند.
بلاتر تاکید می کند که به جای اعمال فشار بر اسپانیا و وادار کردن تیم فوتبال این کشور برای برگزاری بازی بعد خود در ورزشگاه خالی از تماشاگر، بهتر است به سراغ مسوولان برگزاری مسابقه اسپانیا و انگلیس رفت و آنها را مورد مواخذه قرار داد.
بلاتر می گوید: وادار کردن اسپانیا به انجام بازی در ورزشگاه بدون تماشاگر، بدترین تصمیم است زیرا اگر مردم را از ورزشگاه بیرون ببرید، با این کار نمی توانید آنها را آموزش دهید.
اگر داوران یا برگزارکنندگان آن مسابقه در مادرید جرات داشتند، می توانستند میکروفن به دست بگیرند و از طریق بلندگوهای ورزشگاه بگویند اگر یک شعار نژادپرستانه دیگر داده شود، مسابقه را متوقف خواهیم کرد. من از چنین تصمیمی حمایت می کردم.
جنگ با انگلیس
وقتی از بلاتر درخصوص وضعیت کنونی فوتبال می پرسم و ارزیابی او را می خواهم ، می گوید: درباره وضع فوتبال بسیار نگرانم.
عمیق ترین نگرانی ام این است که هیچ کنترلی روی مکانیسم آن نداریم. نتیجه این خواهد شد که فقط چند باشگاه بزرگ را در سطح بالا خواهید داشت. باشگاه های غنی ، غنی تر می شوند و بهترین بازیکنان را در اختیار خواهند گرفت. این اتفاق از مدتها قبل شروع شده است.
فیفا برای مقابله با این وضع قوانینی وضع و پیشنهاد کرده ، اما هنوز گامی محکم برداشته نشده است. پیشنهاد ما این است که تعداد بازیها در رقابت های باشگاهی هر کشور کاهش یابد و هر تیم باشگاهی بر تعداد بازیکنان بومی خود بیفزاید. در این زمینه انگلیسی ها انعطاف ناپذیر نشان داده اند.
ما به همه کشورها گفته ایم تقویم باشگاهی خود را طوری اجرا کنند که مسابقه های آنها در فصل 2005-6 تا 14 ماه می 2006 به پایان برسد.
در آن صورت بازیکنان فرصت استراحت برای حضور در جام جهانی خواهند داشت و در جام جهانی 2006 برخلاف 2002بازیکنان و تیمها خسته نخواهند بود. تنها کشوری که این پیشنهاد و توصیه را نپذیرفته ، انگلیس است. ما به دنبال یافتن راه حلی هستیم. بدون کمک انگلیسی ها به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید. مطمئن هستم که این جنگ با انگلیسی ها را خواهم برد. می گویم برای حل مساله از تعداد تیمهای لیگ برتر انگلیس ، 2 تیم کم شود.
افکار احمقانه بلاتر
برای پیاده شدن راهبرد آینده بلاتر، به حمایت یوفا، رقیب دیرینه خود نیازمند است. مساله مهمی که بلاتر بشدت با آن درگیر است ، برخورد انتقادی و شدید رسانه ها با اوست.
او می گوید: گاهی روزنامه های آلمان و ایتالیا با من جنگ می کنند. هرروز در خانه خود و پیش از آمدن به سرکار، از لپ تاپ خود استفاده می کنم تا ببینم روزنامه ها چه نوشته اند. این را درک می کنم وقتی می نویسند بلاتر افکار احمقانه ای دارد!
شنبه عصرها در دهکده
سپ بلاتر - که حالا بر مسند فیفا محکم نشسته است - به انتخابات ریاست فیفا در سال 2007فکر می کند و این که برای سومین بار متوالی به این مقام برسد.
این بار رقیب جدی و سرسختی پیش رو ندارد و به نظر می آید بسهولت ریاست خود را ادامه دهد. او پشتیبانی بسیاری از کشورها، ازجمله کشورهای جهان سوم و اعضای جدید فیفا را همراه دارد. اکنون این نهاد ورزشی بزرگ 205کشور را به عضویت دارد.
بلاتر باوجود داشتن مشغله زیاد، هنوز با اشتیاق درباره تیم قدیمی دهکده محل تولد خود صحبت می کند. بعضی شنبه عصرها به دهکده ویسپ می رود. او می گوید: شنبه عصرها در ویسپ با فوتبال الفت زیادی حس می کنم . آنجا خانه فوتبال من است.
این گونه به نظر می رسد که بلاتر نمی تواند فوتبال را از بحران های زیادی که گرفتارش شده نجات دهد. روزی نیست که آرام بنشیند. او همواره درحال جنگ است.