
امیر حاجرضایی/ کارشناس فوتبال
مطمئناً تیم ما به جامملتهای استرالیا خواهد رفت ولی آنچه اهمیت دارد، حذف تیم ما از جام جهانی است. مدتهاست از تیم ملی بازی خوبی ندیدهایم و به شخصه بعد از اطلاع از نتایج کره جنوبی و ازبکستان، جذابیت دیدار برابر کویت برایم از بین رفت و مدام به این فکر میکردم که آیا راهی پلیآف میشویم؟
بعد از جام جهانی 2006 سه مربی داخلی سکان هدایت تیم ملی را برعهده گرفتند که توفیقی نداشتند و به همین دلیل متولیان فوتبال به سراغ مربیان نامدار رفتند تا افکار عمومی را آرام کنند. ما در ایران مبنای علمی نداریم و چشماندازی هم برای فوتبالمان ترسیم نکردهایم. وقتی 50 درصد بازیکنان اصلی تیم ملی ما از لژیونرهای ما هستند و بازهم توفیقی نداریم، باید مسئله را جایی دیگر جستوجو کرد.
من به شخصه مشکلی با دورگهها ندارم ولی حضور آنها در تیم ملی کدهایی میدهد. یکی از آن کدها این است که کارلوس کروش اعتقادی به لیگ ایران ندارد. من هم تا حدی با او موافق هستم و اعتقاد دارم که لیگ ما به هیچ وجه مولد نیست و اینگونه نتایج نشاندهنده مشکلات عمیق فوتبال است. ما در یک دور تسلسل افتادهایم و راه خلاصی از این وضعیت نمیبینم. با تصمیمات عجیب و غریب مانع از رشد فوتبالمان میشویم. بگذارید با دو مثال این مسئله را شرح دهم. اولین مثال مربوط به یحیی گلمحمدی است. داور مسابقه درست یا غلط تصمیم گرفته که گلمحمدی را اخراج کند. فدراسیون فوتبال این حکم را میشکند. این کار فدراسیون چه معنایی دارد؟ این شکستن استقلال کمیته داوران است و توهین به این قشر، از سویی دیگر نشان دهنده وسعت روابط است. نشان میدهد روابط در ایران تعیینکنندهتر از ضوابط هستند. مسئله دوم شانزده یا هجده تیمی شدن لیگ برتر بود. من در مقامی نیستم که بگویم کدامیک بهتر است ولی شما دیدید که لابیها و ذینفوذان به دنبال برگرداندن حکم بودند. آنقدر فشار وارد کردند که افراد تصمیمگیرنده با قرار گرفتن در معذوریت حاضر شدند، بار دیگر در این باره تصمیمگیری کنند.
نتیجه این کارها همین وضعیت موجود میشود. آنقدر مشکلات ایجاد میشود که جایی برای بحث فنی باقی نمیماند. تیم فوتبال انگلستان از 1966 تاکنون توفیقی نداشته ولی قانونمندی باعث شده تا فوتبال روندش را طی کند. ما موفقیت پایدار نداشتیم و همواره به موفقیتهای مقطعی دلخوش بودهایم. مانند بازی با کره که با شکست این تیم خوشحال شدیم ولی با شکست از ازبکستان یک سیلی محکم از واقعیت میخوریم. صدها مثال میتوان در این باره آورد که چرا فوتبال ما دچار این وضعیت است و چرا از توانمندی و پتانسیلمان نمیتوانیم استفاده کنیم.
من تساوی با کویت را معلول ساختار فوتبالی ایران می دانم. با هر تیمی که بازی داریم، تنمان میلرزد. این تساوی محصول ساختار غلط ماست و ربطی به حریفمان ندارد. ما با نفرت بحرین را میبریم و لبنان که تیمی درجه سه است را با پنج گل شکست میدهیم تا بر آتش در مردم آب ریخته باشیم ولی توجه نمیکنیم که تا این ساختار درست نشود، هیچ موفقیتی به دست نمیآید و به شخصه با این وضعیت از این نتایج دیگر تعجب نمیکنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم