در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

دیدم که مسئول حسابداری، برخلاف روال معمول، بسیارخوش اخلاق و مهربان است و بابت این کاستی عذرخواهی میکند که: البته ما میدانیم همه گرفتارند و در این شب عیدی پول لازم دارند ولی فعلا شرمندهایم. از او تشکر کردم و توضیح دادم که من گرفتار نیستم و با حق التدریسی که از دانشگاهی دیگر میگیرم، امرار معاش میکنم و فعلا نیازی به این پول ندارم.
با لحنی دلسوزانه نصیحتم کرد: هرگز به دیگران نگویید که نیازی به پول ندارید، شما فکر میکنید تمام کسانی که این روزها پشت درحسابداری ادارهها صف کشیدهاند، جیبشان خالی است؟ اگر نگویید که گرفتارید و بشدت به پول نیاز دارید، کسی کارتان را پیگیری نمیکند و مطالباتتان را در اولویت قرار نمیدهد.
***
این هم از شگفتیهای این روزگار است که افراد برای دریافت دستمزد و طلب خود ناگزیر باید دروغ بگویند و اظهار ذلت کنند تا دل مسئولان اداری و مالی به رحم بیاید و به قول خودشان، به فکر گرفتاریهای شما باشند.
این شیوه رفتار با مراجعان به دستگاههای اداری، یعنی نگاه از موضع برتری به مردم، حتی هنگامی که نظام اداری به آنان بدهکار است و انجام امور روزمره اداری همراه با منت گذاشتن بر سر مردم، یکی از راههای سلطه جویی است؛ چندان که همواره مراجعه کننده خود را در موضع ضعف ببیند و سایه اقتدار نظام اداری را برسر خویش حس کند. کسی که در برابر یک مسئول اداری اظهار ذلت میکند، حتی به دروغ، اسباب سرکشی نفسانی آن مسئول را فراهم میکند و به او اطمینان میدهد که موضع برتری او را به رسمیت شناخته و به مراتب ذلت و نیازمندی خویش در برابر او معترف است.
حال آن که میدانیم این رابطه برتری و ذلت، نیازمندی و بینیازی، شایسته انسان موحد نیست؛ انسانی که تنها در برابر خدای متعال و بی نیاز سر فرود میآورد.
اسماعیل امینی - شاعر و مدرس دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: