jamejamnashriyat
کد خبر: ۵۴۹۴۶۲   ۲۳ اسفند ۱۳۹۱  |  ۱۷:۲۵

فیلم «مردان زمین» اراده و توانایی زنان روستایی را به نمایش می‌گذارد

3 خواهر

زمانی بیشتر فیلمسازان ترجیح می‌دادند فیلمنامه‌هایی را برای کار انتخاب کنند که بتوانند کل فیلم را در لوکیشن‌های محدود فیلمبرداری کنند. همین موضوع باعث شد آپارتمان‌هایی در تهران به لوکیشن‌های ثابت و بعضا مشترک و تکراری بسیاری از فیلم‌ها تبدیل شود، اما این انتخاب‌های دم‌دستی، باعث به وجود آمدن این دلخوری و گله در میان مخاطبان و منتقدان شد که چرا فیلمسازان کمی بیشتر به خودشان زحمت نمی‌دهند و دوربینشان را برنمی‌دارند و به شهرستان‌های کوچک و روستاها نمی‌روند و مشکلات آدم‌های دور از پایتخت را به تصویر نمی‌کشند.

ظاهرا بسیاری از فیلمسازان، این نقد را وارد دانستند و رویه کارشان را تغییر دادند. نتیجه این شد که تعداد زیادی فیلم سینمایی و سریال با محوریت مشکلاتی که در روستاها و شهرستان‌های دورافتاده وجود دارد، ساخته شد و همین طور با توجه به حمایتی که معاونت مراکز استان‌ها از فیلمسازان کرد، تعداد فیلم‌های تلویزیونی هم در این زمینه افزایش یافت. برتری و امتیاز بسیاری از این فیلم‌ها تنها این است که در شهرستان یا روستا فیلمبرداری شده‌اند، بنابراین احتمالا تصاویر کمتر دیده شده در آنها وجود دارد و شاید هم برای بومی‌های آن منطقه جالب باشد که تصویر شهر و شیوه زندگی خودشان را در قاب تلویزیون ببینند، اما خیلی از این فیلم‌ها نه داستان جذابی دارند که مخاطب عام را قانع کند و نه چندان فکر شده و دقیق هستند که مردم بومی همان منطقه را راضی نگه دارد.

فیلم تلویزیونی مردان زمین به کارگردانی مهدی صباغ‌زاده که چند روز پیش از شبکه یک به نمایش درآمد، از آن دسته فیلم‌هایی است که در نگاه اول، با دیدن نام بازیگرانش این گمانه را تقویت می‌کند​ که با فیلمی متفاوت روبه‌رو هستیم. به هر حال بازیگرانی مثل نسرین مقانلو، محمدرضا هدایتی، الیکا عبدالرزاقی و رامتین خداپناهی افرادی نیستند که براحتی در هر تله‌فیلمی بازی کنند، اما آیا حضور بازیگران معروف می‌تواند خوب بودن فیلم را تضمین کند؟

مردان زمین، درباره خانواده‌ای متشکل از سه خواهر و یک برادر است که پدر خود را از دست می‌دهند. وصیت‌نامه او باعث اختلاف بین فرزندانش می‌شود، اما در واقع وصیت‌نامه دیگری هم در کار است که قرار است در اولین سالگرد فوت او برای فرزندان خوانده شود و آن وصیت‌نامه دوم است که به اختلافات پایان می‌دهد. انگار منظور پدر از نوشتن دو وصیت‌نامه تنها این بوده که فرزندان خود را ارزیابی کند، اما آنها از این آزمون ناموفق بیرون می‌آیند.

رامتین خداپناهی وسوسه می‌شود که زمین پدری را بفروشد تا به وسیله آن در شهر سرمایه‌گذاری کند، خواهران با این تصمیم او مخالفت می‌کنند. آنها تصمیم می‌گیرند کاربری زمین را عوض کرده و آن را به شالیزار تبدیل کنند تا درآمدزایی بیشتری داشته باشد، اما از آنجا که آنها حامی و پشتیبانی ندارند، بدون این که ابزار مناسب داشته باشند، خودشان دست به کار می‌شوند و زمین را به چنان باروری می‌رسانند که در نهایت نجات‌دهنده خود کریم از گرفتاری می‌شود.

تلاش سه زن برای بارورکردن زمینی که همه می‌گویند برای زراعت مناسب نیست و موفقیت آنها، پایان خوشی را رقم می‌زند که از ابتدا قابل پیش‌بینی است و حتی رویکرد فیلم به شکلی نیست که بتوان بجز موفقیت چیزی را برای این زنان در نظر گرفت. سه خواهر در مقابل تمام اهالی روستا می‌ایستند و با تکیه بر همت و قدرت بازوی خود، کاری را که اهالی می‌گفتند غیرممکن است به نتیجه می‌رسانند. این که چرا این خواهران به حرف اهالی روستا گوش نمی‌دهند و چرا اهالی روستا همگی درباره زمین اشتباه می‌کنند،به تفاوت نگاه این خواهران با دیگر روستاییان برمی‌گردد. این سه خواهر که هیچ‌گاه زندگی شهری را تجربه نکرده‌اند و همیشه در روستا بوده‌اند،​ لهجه ندارند. لباس‌هایی که تن آنهاست و چهره‌ای که برای آنها طراحی شده هم با همه مردم روستا فرق می‌کند؛ طوری که می‌توان تصور کرد که اگر این خواهران، اهل روستا نبودند و مثلا از یک شهر بزرگ برای تعطیلات به آن روستا سفر کرده بودند، احتمالا همین طور لباس می‌پوشیدند. چهره‌پردازی شهری و تر و تمیز، حتی بعد از مدت‌ها که کار طاقت‌فرسای خواهران روی زمین هم تغییری نمی‌کند و حتی برای مثال آفتاب سوخته‌تر و تکیده‌تر هم نمی‌شود، در حالی که در واقعیت افرادی که در شالیزار کار می‌کنند، بر اثر آفتاب و کار بی‌وقفه، بسرعت شکسته می‌شوند و چهره‌شان شادابی خود را از دست می‌دهد. آنها افکار دیگر روستاییان را قبول ندارند و جایی به این نتیجه می‌رسند که بهتر است حرف‌های بازدارنده روستاییان را جدی نگیرند و به کار خودشان ادامه دهند.

«مردان زمین» پایانی خوش دارد و سرنوشت همه در آن ختم به خیر می‌شود تا جایی که خواهر کوچک که گاوش را فروخته بود تا با پول آن برای کشت و کار ابزار بخرند، هم به گاوش می‌رسد و بعد از آن با این حیوان ارتباط صمیمی برقرار می‌کند. رابطه بین خواهر کوچک و گاوش هم به اندازه روابط دیگر فیلم تصنعی است مثل القایی که خواهران زمان کار به یکدیگر می‌دهند. به نظر می‌رسد منظور از ساخت این فیلم اصلا این نبوده که بیننده حداقل با بخشی از مشکلات مردم روستا آشنا شوند یا حتی آنها را بهتر بشناسند. مردان زمین فقط این پیام‌ را برای بیننده دارد که زندگی شهری سرابی بیش نیست و بهتر است روستاییان روی زمین خودشان کار کنند.

مردان زمین، اما آنقدر در ساختار و نوع روایت ضعیف است که نتواسته این پیام را به شکل درست به مخاطب منتقل کند.

شروینه شجری کهن/ جام جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر