آسیب‌هایی که غیبت پژوهشگر به کارهای نمایشی وارد می‌کند

این عنوان تزئینی نیست!

تحقیق و پژوهش و استفاده درست از منابع دست اول و انطباق امانتدارانه مفاهیم با واقعیت از مراحل ساخت و تولید آثار نمایشی و غیرنمایشی تلویزیون است که سبب ارتقای کیفی آنها می‌شود. همه برنامه‌های تلویزیونی که در یک دسته‌بندی کلی، موضوعات فرهنگی، اجتماعی، فولکلوریک، مذهبی، سیاسی، علمی، ورزشی، بهداشتی، پزشکی، کودک و نوجوان، زنان و مسابقه‌های تلویزیونی را در بر می‌گیرد، با دست گذاشتن بر گوشه‌هایی از تاریخ و علوم که به دنیای واقعی اختصاص دارد از حوزه داستان‌پردازی و خیالات صرف بیرون می‌آید و این یعنی دست و پنجه نرم کردن با واقعیاتی که اسناد آن موجود است و بی‌توجهی به آن به هر دلیل برای رسانه گران تمام می‌شود.
کد خبر: ۵۴۵۶۳۸

تاریخ، مذهب، پزشکی، مسائل اجتماعی و... از جمله حوزه‌هایی است که در ساخت سریال و فیلم بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. جدا از این‌که چنین مواردی چه جذابیت بالایی دارد و از حساسیت بالایی نیز برخوردار است؛ تعامل کارشناسان، تیم‌های تحقیقاتی و سازندگان این سریال‌ها باید تضمین‌کننده اعتبار، جذابیت و در نهایت تاثیرگذاری آنها بر مخاطب باشد. بهره بردن از کارشناسان و تیم تحقیقاتی برای سندیت بخشیدن به محتوای اثر، بر عهده نویسنده و کارگردان یک اثر نمایشی یا شخص برنامه‌ساز است.

هرچه یک اثر بتواند بیشتر از منابع دست اول و تجربیات و آگاهی افرادی که به این منابع دسترسی دارند، استفاده کند، کار موفق‌تری به بیننده عرضه می‌‌شود. اما نکته قابل توجه، تعامل کارشناسان ـ به‌عنوان افرادی که بار علمی یک کار را به عهده دارند ـ با کارگردانان و نویسندگان ـ به‌عنوان درام‌پردازان ـ اثر است، به نحوی که گاهی کارگردان و تهیه‌کننده سراغ موضوعات حساس مذهبی، تاریخی، پزشکی و... می‌رود، بی‌آن‌که حساسیت‌های کار را بداند؛ چرا که در برخورد با این حساسیت‌ها به کارشناس مربوط مراجعه نمی‌کنند و تنها به نظر کلی آنها بسنده می‌کند، این موضوع باعث می‌شود برخی صحنه‌ها به همین علت به حذف و نه تصحیح صحنه‌هایی منجر می‌شود و در نهایت گاهی به کل کار نیز لطمه می‌زند. گاهی نیز کارشناس و پژوهشگر به دور از دغدغه‌های هنری کارگردان با دخالت‌ها و اصرارهای نابجا در بخش دراماتیک اثر، تمایل دارد حتی در دیالوگ‌ها و دکوپاژ اثر تغییر ایجاد کند که این به ادامه تعامل و همکاری خدشه وارد می‌کند.

در سال‌های اخیر بعضی برنامه‌ها با تمام امکانات و بودجه‌ صرف شده، به علت بی‌توجهی به مقوله تحقیق و پژوهش، بشدت آسیب دیده و غیرقابل باور شده‌اند. از سویی به نظر می‌رسد گاهی گروه‌های پژوهشی کار خود را انجام می‌دهند و گروه‌های برنامه‌ساز هم ساز خودشان را می‌زنند و هماهنگی لازم میان آنها وجود ندارد. یعنی پیوندی بین پژوهش و تولید وجود ندارد و همین باعث می‌شود سطح بعضی آثار تلویزیونی پایین یا این که اگر پژوهشی هم برای کاری انجام شده اما وقتی آن برنامه یا سریال را می‌بینیم، متوجه می‌شویم دچار خطاهایی شده و اطلاعاتش منطبق با مستندات علمی و تاریخی نیست که ناشی از ضعف پژوهش در آن کار بوده است. وجود یک نظام ناکارآمد باعث می‌شود اصولا امکان و فرصت مناسبی برای تحقیق در اختیار برنامه‌سازان نباشد، چراکه معمولا بودجه یک برنامه زمانی تصویب می‌شود و در اختیار برنامه‌ساز قرار می‌گیرد که دیگر فرصتی برای پژوهش نیست.

در بهترین حالت، برنامه‌سازان از نخستین و سریع‌ترین امکان برای به دست آوردن اطلاعات بهره می‌برند و از سر ناچاری راهی می‌جویند که بتوانند در کمترین فرصت و با کمترین هزینه اطلاعاتی را با عنوان تحقیق به دست بیاورند. در بیشتر مواقع هم اطلاعات زمانی به دست برنامه‌ساز می‌رسد که برنامه‌اش تصویب شده و بخشی از امور آن هم براساس پیش‌بینی‌های برنامه‌ساز انجام شده است. در این شرایط اگر نتیجه تحقیقات با این پیش‌بینی‌ها در تناقض باشد قریب به یقین هیچ برنامه‌سازی حاضر نیست در نیمه راه، ساختار برنامه را عوض کند یا به عقب برگردد و روند تولید را برای ایجاد تغییر از سر بگیرد. مسلما این اتفاق خیلی کم رخ می‌دهد و در نتیجه می‌توان گفت بجز در برخی آثار نمایشی تلویزیون، در بقیه آنها چیزی به‌عنوان تحقیق وجود نداشته یا تاثیری بر تولید برنامه ندارد.

برای این‌که نگاهی اجرایی‌تر و عملیاتی‌‌تر نسبت به تزریق یافته‌های تحقیقاتی و پژوهشی در برنامه‌ها وجود داشته باشد و عنوان پژوهش صرفا جنبه تزئینی در تیتراژ برنامه‌ها نباشد، نیازمند است علاوه بر پژوهش در تولید، پژوهش برای برنامه‌ریزی و پژوهش در مطالعات تلویزیونی، در راس برنامه‌های گروه پژوهش قرار بگیرد.

مریم رها

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها