ولی پیشینه چنین اقدامی در کجا یافت میشود و دنیای فوتبال در برابر چنین پدیدهای چه پیشبینی و اندیشههایی را به اجرا گذاشته است؟
بزرگانی که به جبر زمانه تن دادهاند
کنارهگیری از بازی در تیم ملی منحصر به فوتبال ایران نیست و از دهههایی طولانی، در دنیای این رشته سابقه داشته است. بزرگان بسیاری از جمله پله، کرایف، بکن باوئر، پاسارلا، رومنیگه، کوین کیگان، جکی چارلتون، اوزه بیو، دی استفانو، پوشکاش، پائولو مالدینی، رود گولیت، انزو فرانچسکولی، زین الدین زیدان، روماریو، فرناندو شالانا، برادران لادروپ و... سالها پیش از پایان دادن به بازی در فوتبال، با تیم ملی کشورهایشان خداحافظی کرده و عرصه را برای جوانترها باز کردهاند تا انرژی باقیمانده را تنها به حضور در یک جبهه (دیدارهای باشگاهی) اختصاص دهند.
در حقیقت، اغلب چهرههای بزرگ جهان فوتبال در اوج شکوفایی خود تصمیم به خداحافظی از تیم ملی گرفتهاند؛ البته بازیکنانی هم بودهاند که تا سالهای پایانی فوتبال خود، حضور در تیم ملی را از دست ندادهاند، ولی اغلب آنها در پستهایی که انرژی فیزیکی نسبتا کمتری از بازیکن میگیرد (نظیر دروازهبانی یا دفاع آخر) فعالیت میکردند بهعنوان نمونه دینوزوف، ژان ماری پفاف، سپ مایر، بنتی، الیور کان، والدراما، روژه میلار، میشل پرودوم، پیتر اشمایکل و... تا حدود چهلسالگی یا بیشتر از آن هم برای تیمهای ملی کشورشان به میدان رفتهاند.
در این بین استثناهایی هم بودهاند که بنابر دلایل مختلفی ترجیح دادهاند بعد از خداحافظی از تیم ملی، دوباره به آن برگردند یا تا زمانی که هنوز به این تیم دعوت میشوند در آن بازی کنند (بازیکنانی نظیر مارادونا که در سالهای پایانی بازی خود با چالشها و مشکلات زیادی روبهرو شد).
تفاوت ملیپوشان ما با خارجیها
در کشورمان با آنکه چنین اتفاقی چندان رایج نیست و بیشتر ملیپوشان ترجیح میدهند تا هر زمانی که به تیم ملی دعوت میشوند،حتی بعد از آن هم برای این تیم بازی کنند ، اما چنین اتفاقی (خداحافظی از تیم ملی) هم مسبوق به سابقه است و به عنوان نمونه در سالهای اخیر بازیکنانی نظیر کریم باقری، یحیی گلمحمدی، فرهاد مجیدی، مهدی مهدویکیا، وحید هاشمیان، محرم نویدکیا و حتی علی کریمی پیش از آنکه صلاحیت فنی خود را برای بازی در تیم ملی از دست بدهند به تشخیص خود، از حضور در این تیم عذرخواهی کردهاند و جا را به بازیکنان جوانتر و جویاینام سپردهاند. هر چند در این بین، علی کریمی با وجود خداحافظی در مقاطعی به دعوت مربیان تیمملی، پاسخ مثبت گفته و دوباره پیراهن این تیم را به تن کرده است.
حاشیهسازان
در این بین بازیکنانی هم بودهاند که با شیوه عجولانهای دست به این اقدام زدهاند و در نتیجه، خواهناخواه حاشیههایی برای خود و فوتبال ایران ایجاد کردهاند. شاید موضوع علیرضا واحدی نیکبخت، آغازی بر تنشهای ملیپوشان در ترک تیم ملی در سالهای اخیر محسوب شود. در زمان افشین قطبی هم، قهر علی کریمی از اردوی تدارکاتی تیم ملی در اتریش ماجرای تازهای شد که البته در دوره مربیگری کارلوس کرش، کریمی به تیم ملی برگشت و تلاش زیادی در جهت جبران آن ماجرا کرد. سرانجام در ماههای اخیر هم موضوع جدایی مهدی رحمتی و سپس هادی عقیلی، حاشیههای زیادی برای تیم ملی ایجاد کرد؛ البته نحوه جدایی این دو، کاملا متفاوت بود، به این ترتیب که رحمتی پیش از اعلام فهرست، خداحافظی ناگهانی خود را اعلام کرد در حالی که عقیلی، پیش از مسابقه با لبنان و به دنبال اطلاع از نبودن نامش در بین 11 بازیکن اصلی، نیمه شب اردو را ترک کرد که چنین مسالهای اصلا قابل هضم نیست.
پیشگیری یا برخورد؟
البته برخورد فدراسیون با قهر عقیلی، کاملا جدی بود و مسئولان فدراسیون اعم از رئیس، دبیر و مسئول کمیته انضباطی از احتمال محرومیت مادامالعمر این بازیکن لژیونر از تمام فعالیتهای فوتبالی در داخل خبر دادند. این در حالی است که طبق مقررات بینالمللی، محرومیت مادامالعمر از فوتبال، تنها به سه نوع تخلف تعلق میگیرد که ترک اردوی تیم ملی، شامل آن نیست در حالی که مقررات داخلی فوتبال ما بر این موضوع منطبق نیست و به گفته اسماعیل حسنزاده طبق ماده 25 آییننامه انضباطی، سنگینترین مجازات در این زمینه میتواند محرومیت بازیکن خاطی از تمام فعالیتهای مربوط به فوتبال در هر بخشی باشد؛ البته این ممانعت در خارج مرزها امکانپذیر نیست، ولی فدراسیون میتواند از صدور ITC بازیکن ممانعت کند. مسلما آنچه در این بین نگرانکننده به نظر میرسد تداوم این جداییهای ملیپوشان در آیندهای نزدیک است که میتواند برای تیم ملی در برهه حساس اوج رقابتهای مقدماتی جام جهانی مشکلساز و خطرآفرین شود. قطعا تکیه صرف بر برخورد قهری با بازیکنانی که هیچ قراردادی با تیم ملی فوتبال کشور خود ندارند و تنها بر اساس عشق و علاقه و بنابر دلایل شخصی، این پیراهن را بر تن میکنند، چاره ساز نخواهد بود. در حقیقت باید عواملی که موجب میشود بازیکنانی با تعصب، غیرت و جنگندگی فراوان، به یکباره از تیمی که سالها به خاطر آن تلاش کردهاند و برای آن مصدومیتهای پیاپی را تحمل کردهاند، کنار بکشند، بررسی و رفع شود. مدیریت صحیح مسئولان فدراسیون و برخورد نزدیکتر کادر فنی و سرپرست تیم با بازیکنان هم نقش مهمی در این بین ایفا میکند.
افتخار و نه اجبار
در هیچ کشوری حضور در تیم ملی، شکل یک الزام و اجبار به خود نگرفته است و در حقیقت بازیکنان به این موضوع، به شکل یک افتخار و امتیاز بزرگ و اعتبارآفرین برای خود نگاه میکنند و در صورت توان، با عشق و جدیت تمام، وظایف خود را انجام میدهند. مربیان و مسئولان فوتبال ملی در سراسر دنیا هم به دنبال بازیکنانی هستند که انگیزه کاملی برای حضور در تیم ملی داشته باشند. در عین حال از تعامل و توجیه بازیکنانی که احساس میکنند باید در ترکیب اصلی تیم ملی جا داشته باشند و حضور روی نیمکت را افتخاری برای خود نمیدانند، غافل نمیشوند تا با ایجاد حس اتحاد، همبستگی و یکپارچگی، کارها را بخوبی پیش ببرند. در حقیقت، تعدادی از بازیکنان تنها به اردوی تیم ملی میآیند که برای آن به میدان بروند و اگر با چنین اتفاقی رو به رو نشوند، انگیزهای برای حضور در اردو ندارند. مدیران و مربیان تیم ملی برای مواجه نشدن با چنین معضلی، باید با آنها مانند بازیکنان دو رگهای که مدتها وقتشان را صرف توجیه نقش و جایگاهشان در تیم میکنند، صحبت کرده و میزان ارزش و فایده حضور شان در کنار تیم ملی (چه در مستطیل سبز و چه روی نیمکت) را تشریح و یادآوری کنند تا انگیزهای قدرتمند در آنها ایجاد شود.
انتظار واقعبینانه تکرار اتفاقهای ناخوشایند
در مجموع میتوان پیشبینی کرد مادام که تعامل شایستهای بین کارلوس کرش و دستیارانش و همچنین سرپرست تیم ملی با بازیکنان آن وجود نداشته باشد، همچنان باید منتظر تکرار ماجراهای ناخوشایندی نظیر قهر رحمتی و عقیلی از تیم ملی باشیم و ممکن است دیگر بازیکنانی که برای خود حقی برای حضور در ترکیب تیم ملی قائل هستند، ولی آن حق را در خطر میبینند، واکنشهای مشابهی نشان دهند بویژه آنکه به مرور، بر تعداد بازیکنان دو رگه این تیم هم اضافه میشود.
مجید عباسقلی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم