در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چطور به گروه خنده بازار پیوستید و ایفای نقش بدل فراستی را به عهده گرفتید؟
با شهاب عباسی تئاتر و تلهفیلم کار کرده بودم. سه سال پیش زمانی که داشت جشنواره فیلم فجر برگزار میشد، من هر شب برنامه هفت را دنبال میکردم و میدیدم آقای فراستی بیشتر فیلمها را میکوبید. همان روزها شهاب با من تماس گرفت و گفت میخواهیم با برنامههای تلویزیونی شوخی کنیم. من پرسیدم با فراستی هم میتوانیم شوخی کنیم و او گفت بله این شخصیت را هم میتوانیم داشته باشیم. معمولا دوستانم برای تیپسازی به من زنگ میزنند. مثلا میگویند بیا و تیپ شخصیت مجریهای برنامههای ماهوارهای را بازی کن. من وارد کار شدم و بعد از مدتی دیدم که مردم نقش بدل فراستی را دوست دارند و با او ارتباط برقرار کردهاند.
برای درآوردن نقش فراستی چقدر زمان داشتید؟
وقتی دوره اول این کار را شروع کردیم فرصتمان خیلی کم بود. مثلا قرار بود من نقش آقای شریفی، کمیته انضباطی برنامه نود را بازی کنم. من اصلا صحبت کردن او را ندیده بودم. در اینترنت هم دنبالش گشتم که فیلمش را پیدا کنم، اما موفق نشدم. من فقط یک عکس از او دیدم. یعنی اینقدر سریع کار میکردیم، اما وقتی میفهمیدم قرار است فردا نقش فلان شخصیت را بازی کنم، دنبالش میرفتم و فیلمهایش را پیدا میکردم.
الان یک مقدار دستمان بازتر شده است. چون میدانیم چهار روز بعد قرار است چه نقشی را بازی کنیم. دنبالش میرویم و تکیه کلامهای آن فرد را پیدا میکنیم. من آقای فراستی را سالهاست که میشناسم.
با نقدها و مطالبشان آشنایی داشتید؟
چون شغلم تئاتر و سینماست نقدهایشان را همیشه دنبال میکنم و قلمشان را هم دوست دارم. مطالبشان را از زمانی که در مجله فیلم و دنیای تصویر نقد مینوشتند، میخواندم.
خواندن نقدهای آقای فراستی در بازیتان تاثیر دارد؟
خیلی کم. در گفتن تکیه کلامها تاثیر دارد.
وقتی برنامه هفت را با دقت دیدید چه چیزهایی را در فراستی کشف کردید؟
آقای فراستی وقتی با یک فیلم مخالف است دستهایش را روبهروی صورتش میگیرد و میگوید رئیس. بعضی وقتها دستش را به پیشانیاش تکیه میدهد. نشستنش مثل لم دادن است. من در این نشستن اغراق کردم و به دراز کشیدن نزدیکش کردم. ما برای شوخی با یک شخصیت باید اغراق کنیم تا کار خندهدارتر بشود. ما برای مخاطب عام کار میکنیم. آقای فراستی خودش شخصیت عجیبی ندارد. کار خاصی نمیکند که من بخواهم آن را درشت نمایی کنم. در مجموع آدم معقولی است.
به نظر شما حس و حالت فراستی وقتی فیلمی را دوست دارد یا دوست ندارد فرق میکند؟
وقتی از فیلمی خوشش میآید با هیجان صحبت میکند و دستهایش بازتر است. وقتی میخواهد فیلمی را بکوبد خیلی منجمدتر است. برایش یک جور حالت بیتفاوتی دارد.
با آقای فراستی تا به حال ملاقاتی داشتهاید؟
متاسفانه قسمت نشده. زمان ضبط دوره قبلی خنده بازار من به مدت چهار روز برای کار به شمال رفتم. همانجا بچهها با من تماس گرفتند و گفتند آقای فراستی سر لوکیشن آمده و دنبال تو میگردد. من تلفنی با ایشان صحبت کردم. ظاهرا با همسرشان آمده بودند خرید و وقتی شنیدهاند لوکیشن خنده بازار هم نزدیک است، آمده بودند آنجا.
یادم میآید یک بار هم مسعود فراستی از خنده بازار گلایه کرد. ماجرا چه بود؟
گفتند متنهایشان ضعیف بوده و با خیلی چیزهای دیگر میتوانستید شوخی کنید. درست هم میگفتند. در یکی دو دوره متنها ضعیف بود و الان بهتر شده است.
در جنس بازیتان نسبت به سریهای قبل تفاوتی ایجاد کردهاید؟
در سری اول پیشنهاد دادم هفت هشت تا عینک روی میز باشد تا من زمان بازی از همهشان استفاده کنم. همین عینکها در قسمتهای بعدی هم ماند. متنهایی که برای من مینویسند عوض میشود، ولی بازی من همان است. در ایران وقتی نقشی را بازی میکنی دیگران همیشه همان را از تو میخواهند. من خودم نقش کلاهبردار را بازی کردم و همه تا چند سال همان را پیشنهاد میدادند. من یادم میآید وقتی بچه بودم همیشه خانم گوهر خیراندیش نقش زنان پولدار را بازی میکرد و زنده یاد نعمتالله گرجی همیشه نقش فراش مدرسه و آبدارچی را، در صورتی که خانم خیراندیش نقشهای دیگر هم میتواند بازی کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: