خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 95

سه شنبه 31 خرداد 1373 آقای یونگ، سفیر کره شمالی در جمهوری اسلامی ایران ملاقات داشت. او از سیاست های تجاوزگرایانه امریکا در شبه جزیره کره سخن گفت و این که امریکا از طریق آژانس بین المللی انرژی اتمی سعی می کند سیاست های اتمی کره شمالی را مهار کند.
کد خبر: ۵۳۶۹۰

تقاضا داشت اخبار مهم کره شمالی در صداوسیما منعکس شود. ضمنا در رقابت با کره جنوبی مسائلی مطرح کرد که معمولا نمایندگان کره شمالی در مذاکرات سیاسی این مباحث را طرح می کنند.
روی دوستی با کره شمالی نکاتی را مطرح و از همکاری با آنان استقبال کردم. در ضمن به ایشان گفتم دو بار به کره شمالی سفر و با آقای کیم ایل سونگ در هر دو سفر ملاقات کرده ام.
یک بار در زمان جنگ بود که برای خرید تجهیزات نظامی عضو هیاتی بودم که به کره شمالی رفتم. آن موقع آقای کیم ایل سونگ در قصر زمستانه خود بود و ما مجبور بودیم با قطار به آنجا برویم.
راه طولانی بود; ولی قطار مخصوصی برای سفر در نظر گرفته بودند که مجهز بود. ظاهرا آقای کیم ایل سونگ هیچگاه سوار هواپیما نمی شد. حتی سفری هم که به اروپا رفته بود، از طریق شوروی با قطار بود و می گویند چهل روز طول کشید!
کار او شبیه {مرحوم} تیمسار ظهیرنژاد ماست ; او هم سوار هواپیما نمی شود. معتقد است آدم عاقل بر چیزی که روی هواست ، پا نمی گذارد!
حدود ساعت یک نصف شب به قصر کیم ایل سونگ رسیدیم. محل اقامتی تدارک دیده بودند که هیات ما در آنجا شب را به صبح برساند.
خیلی شیک و مرتب بود و با ساختار نظامهای کمونیستی جور درنمی آمد. صبح ساعت 10 با آقای کیم ایل سونگ ملاقات داشتیم.
اتاق بزرگی بود. هوا برفی بود و از کنار پنجره های بزرگ شیشه ای ، بارش برف جلوه زیبایی داشت. دو کبوتر در کنار پنجره پناه گرفته بودند.
منظره کبوترها نظر آقای کیم ایل سونگ را به خود جلب کرده بود. مقداری بحثهای انقلابی علیه امریکا داشت و در زمینه همکاری های نظامی موافقت های خوبی کرد.
در آن سفر بعد از ملاقات با آقای کیم ایل سونگ ، هیات را به ساختمان چند طبقه ای نزدیک کاخ بردند که کل این ساختمان موزه هدایای روسای کشورهای دنیا به آقای کیم ایل سونگ بوده است.
بیش از هشتاد اتومبیل ، انواع جواهرات و... به نحو منظمی در غرفه های کشورها به نمایش گذاشته شده بود. غرفه ای هم مربوط به ایران بود و فرشهای مختلف در آن قرار داشت.
کل این منطقه در دره ای قرار گرفته است که در وسط آن ، این کاخ واقع شده است. کره شمالی کشور ویژه ای است و با روش منحصر به فردی اداره می شود.
همه مردم به دسته هایی تقسیم شده اند و در حوادث مختلف به خط می شوند و هر کس می داند در چه دسته ای قرار دارد.
امکانات غذایی کاملا کوپنی است و هر کس هفتگی جیره خود را دریافت می کند. در رقابت با کره جنوبی که ساختمان صد طبقه ساخته است، اینها یک ساختمان صدوچهارطبقه ای ساخته اند!
موزه جنگ آنها هم خیلی جالب است. در آن زمان یک مانور نظامی هم ترتیب داده بودند که پسر آقای کیم ایل سونگ که به «رهبر دوست داشتنی» لقب دارد حضور داشت.
صنایع نظامی نسبتا قوی ای دارند که در محلهای امنی قرار گرفته است. سفر دیگر من به عنوان وزیر فرهنگ بود که در اجلاس وزرای فرهنگ کشورهای عضو جنبش عدم تعهد شرکت کردم.
در آن سفر هم همراه شش نفر از وزرای فرهنگ کشورها با آقای کیم ایل سونگ ملاقات داشتم. این بار شکسته تر به نظر می آمد و راه رفتن او خیلی راحت نبود; هر چند طوری فیلمبرداری می شد که مشخص نمی گردید. آقای کیم ایل سونگ به ایران خیلی علاقه مند بود.
در آن جلسه درباره انقلاب اسلامی خیلی با علاقه صحبت می کرد و کتابی که براساس افکار خودش تنظیم شده بود، هدیه داد.
در همین سفر بود که وزیر ارتباطات عراق اظهار تمایل کرد در حاشیه اجلاس ، مذاکره ای داشته باشیم. در آن جلسه ، آقای وردی نژاد {مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی} و آقای احمد عزیزی {مشاور رئیس سازمان صداوسیما} هم حضور داشتند.
او نیم ساعتی درباره وضع عراق و اقدامات صورت گرفته پس از جنگ صحبت کرد. به نظرم می خواست بگوید پس از مشکلات جدی در عراق ، به خود آمده اند و سرپا هستند.
کمی هم درباره ریشه درگیری های ایران و عراق افاضه فرمود! به او گفتم این حرفها را در رادیوی خودتان هم می گویند; پیشنهاد جدیدتان چیست؛
شاید دنبال عادی سازی بیشتر روابط ایران و عراق بود.عصر با آقای کردان {معاون اداری و مالی} درباره افزایش حقوق کارکنان سازمان مذاکره داشتم. بنا شد با فرمول جدیدی ، در سطح حقوق کارکنان تغییراتی صورت دهند و سریع تر هم این طرح اعلام شود.
آقای پورنجاتی {معاون سیما} و آقای محمدی {معاون سیاسی} نزدیک غروب آمدند و درباره حادثه مشهد شبهاتی داشتند. ظاهرا اخبار پراکنده ای داشتند.
بعد از این دوستان ، آقای مهاجرانی (معاون صدا) ملاقات داشت و می گفت انتظار مردم این است که حادثه مشهد در رسانه دنبال شود; نباید مردم خلاؤ اطلاعاتی مردم پیدا کنند.
آخر شب آقای احمد عزیزی، شاعر مشهور کشورمان آمد و نگرانی هایی درباره چاپ آثارش در کشور داشت وی گفت حقوق مولف را رعایت نمی کنند. به همکاری با صداوسیما علاقه داشت.
خیلی ابراز لطف می کرد و می گفت من آدم تنهایی هستم و دیگران مرا درک نمی کنند. همچنین می گفت من فقط سه نفر را قبول دارم: آیت الله خامنه ای ، مهندس موسوی و شما را!
چند شعر جدید خود را با احساس فراوان خواند. انصافا طبع ظریفی دارد.

خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 94
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها