پسر آسمان و فرزند جنگل

روحانیت شیعه در تاریخ ایران ضمن عدم وابستگی به قدرت حاکم ، همواره دادخواه مردم از ستمگران بوده و در نهضت های آزادیبخش و استقلال طلب نیز نقش فعال و پیشرو داشته است.
کد خبر: ۵۳۱۸۶
شرکت آیت الله سیدمحمد مجاهد در جنگ های ایران و روس ، تاثیر غیرقابل انکار مرحوم حاج ملاعلی کنی و میرزای شیرازی در ابطال قراردادهای اسارت بار رویتر و رژی، شروع نهضت عدالتخانه توسط شیخ فضل الله نوری و مبارزات ضداستبدادی استعماری شهید مدرس و امام خمینی ره و مبارزات آزادیخواهانه شهید میرزاکوچک خان جنگلی در گیلان و شیخ محمد خیابانی در تبریز تنها گوشه ای از این کارنامه است.
از این سیاهه بلند به عنوان مثال میرزاکوچک خان با الهام از تعالیم عالیه اسلام ، نهضتی را در شمال کشور پایه گذاری کرد که سرعت رشد و سیر قدرت یابی آن لرزه بر اندام استعمار انداخت و بزودی تمامی کانون های فتنه و توطئه شرقی و غربی و ایادی داخلی آنها دست به کار شدند تا از پیشروی این نهضت عظیم و مردمی جلوگیری کنند.
شاپور رواسانی رئیس بنیاد میرزا کوچک خان سال های متمادی از عمر خویش را در کتابخانه ها و مراکز اسناد اروپایی به مطالعه پیرامون نهضت جنگل و رهبری آن پرداخته و همین کافی بود تا در سالگرد شهادت مظلومانه کوچک خان جنگلی با ایشان به گفتگو بنشینیم و علل گسترش نهضت و عوامل افول آن را جویا شویم.
رواسانی ، استاد دانشگاه هانوورآلمان و مدیر بنیاد نهضت جنگل در ایران است. او در شهر رشت متولد شد و پس از طی دانشسرای عالی ، در دانشکده علوم دانشگاه تهران درس خواند و در رشته علوم طبیعی به اخذ مدرک کارشناسی نایل آمد و به آلمان رفت و در آنجا به تحصیل در رشته علوم سیاسی مشغول شد.
پایان نامه دکترای خود را با موضوع نهضت میرزا کوچک خان جنگلی در دانشگاه هانوور دفاع کرد. دکتر رواسانی از سال 1353 تا 1378 استاد کرسی اقتصاد اجتماعی کشورهای در حال توسعه ، در دانشگاه آلدنبورگ آلمان بود.
او تالیفات بسیاری دارد که بعضا عبارت است از: دولت و حکومت در ایران در دوره تسلط استعمار سرمایه داری جهان سوم چگونه غارت می شود، نهضت جنگل ، نظریه دو دنیا ، جامعه بزرگ شرق ،زمینه های اجتماعی هویت ملی و زمینه های اجتماعی نهضت جنگل و چند کتاب و مقالات دیگر.


با توجه به اقامت طولانی مدت شما در خارج از ایران و مطالعه اسناد مربوط به نهضت جنگل در کتابخانه ها و مراکز اسنادی در کشورهای مختلف اروپایی کلا در این کشورها نسبت به قیام جنگل چه تلقی ای وجود دارد؛
در بررسی های مختلف به اسنادی دست یافتم که نشان می داد روی نهضت جنگل معامله شده است. در منابع انگلیس به نقل از روزنامه های چاپ شوروی سابق در فاصله سالهای 1920 و 1921 به نقل از لنین آمده است:
«ما حاضریم با انگلیسی ها کنار بیاییم. آنها هر سوپی که در شرق درست کنند، خودشان می توانند بخورند. ما حاضر و آماده ایم با شما قرارداد ببندیم.»

نهضت جنگل براساس چه ضرورت هایی ایجاد شد؛
در سال 1915 برابر با 1294 شمسی بعد از جنگ جهانی اول ، ایران مشکلات بسیاری داشت. حضور عثمانی ها و انگلیسی ها ایران را به محل برخورد متفقین و متحدین تبدیل کرده بود و در این اوضاع گروهی به دنبال مهاجرت ، دربار به فکر منافع شخصی و ملاکین به دنبال املاک بیشتر بودند.
آشفته ترین اوضاع را شمال ایران داشت. عده ای از زمین داران بزرگ و تاجران نامدار به عنوان تبعه روس ، پرچم این کشور را در مقابل خانه هایشان برمی افراشتند و نه تنها مالیات نمی دادند، بلکه هر اجحافی که می توانستند، در حق مردم و کشاورزان روا می داشتند.
کنسول روس در رشت مالک الرقاب به حساب می آمد و زمام امور را عملا در دست گرفته بود. در چنین وضعیتی ، نهضت جنگل سربلند کرد.
این حرکت دنباله جنبش مشروطه است ، که ستارخان با قیامی مردمی آغاز کرد، اما خیلی پایدار نماند. نظام مشروطه نتوانست مردم را به عدالت و آزادی که در پی اش بودند، برساند.
دولت با وزرا و حاکمان قبلی تشکیل شد. دربار به حکومت خود ادامه داد و فشارها تنها روی مردم فقیر سراسر کشور بود. در این اوضاع ، میرزا در گموش تپه مجروح و برای مداوا به تفلیس اعزام شد.
اوضاع آشفته ایران بسیاری را در فکر فرو برده بود.تا این که در تهران عده ای به فکر افتادند، تا گروههای مقاومت تشکیل دهند. در مازندران ، گیلان ، گرگان و چند شهر دیگر کانونهای قیام علیه دربار و دولت مرکزی ایجاد شد، اما هیچکدام نتوانستند کاری از پیش ببرند.
تنها میرزا بود که پس از بازگشت از تفلیس دریافت که جنگلهای گیلان مناسب ترین جا برای مبارزه است. در همین اثنا کنسول روس ، میرزا و تعداد 20 نفر دیگر را از گیلان تبعید کرد.
میرزا و یاران او مخفیانه وارد رشت شدند و پایه های قیام را استحکام بخشیدند. مرحوم مدنی و دکتر حشمت همراه با چند نفر دیگر سراغ روستاییان و دهقانان رفتند و از منافع آنها در برابر زورگویان و قزاقهای روس دفاع کردند و حتی زمانی که به روستاها حمله شده بود، باز یاران میرزا با تبر و داس اجازه نداده اند قزاق ها به روستاییان زور بگویند.

mirza2

وقتی دهقانان و روستاییان با چنین انسان هایی آشنا شدند، که درس گرفته از مکتب میرزا بودند، همگی به سمت جنگل رو آوردند.
یاران میرزا به تدریج از 7 نفر به 17 نفر و سپس به 70نفر رسید. با این کار روز به روز بر حامیان جنبش افزوده می شد و آنچنان مرید میرزا شده بودند که به هیچ عنوان حاضر نبودند، مکان حضور میرزا را به قزاقهای روس بروز دهند.
وقتی قشون روس با توپ و تفنگ و سرباز فراوان به دنبال میرزا بودند، این دهقانان فداکار با حمله به آنها تفنگ ها را به غنیمت می گرفتند و به یاران میرزا می دادند.
مردم همه گونه احتیاجات جنگلی ها را اعم از غلات و غیره فراهم می کردند؛ حتی یک روز عده ای از افسران ژاندارمری با توصیه کلنل محمدتقی خان پسیان به جنگل وارد شدند و به جمع آنها پیوستند. تمامی آزادی خواهانی که در گوشه و کنار ایران بودند، به میرزا پیوستند.

آیا میان میرزا کوچک خان با سایر مبارزان نظیر مرحوم شیخ محمد خیابانی هم رابطه وجود داشت؛
بله، ارتباط وجود داشت ولی این رابطه زمانی برقرار شد، که دیگر دیر شده بود. یعنی زمانی که نهضت جنگل روبه سرکوبی می رفت و از فومن به سمت لاهیجان عقب نشسته بود.
20 هزار قزاق در تعقیب میرزا بودند. انگلیس ها وقتی در منجیل به میرزا حمله کردند، از هر نوع تجهیزاتی استفاده کردند؛ حتی طیاره و توپ ، در حالی که میرزا و طرفدارانش فقط از سلاح استفاده می کردند.
میرزا دست به حملات چریکی می زد، که گاه موفق و گاه ناموفق بود. بعدها که خیانت خالو قربان و تعداد دیگری ، باعث شد، تمامی پناهگاه های امن میرزا شناسایی شود، رفته رفته نهضت روبه ضعف نهاد.

چرا سعی می شد چهره میرزا مخدوش شود و چرا انگلیسی ها تلاش می کردند از او نامی باقی نماند؛
در گیلان و اطراف آن ثروتمندان و زمین دارانی همانند سپهسالار، امین الدوله و بسیاری دیگر که ساکن تهران بودند و در دولت مرکزی نفوذی خاص داشتند، می دیدند که دهقانان و روستاییان حاضر به در اختیار گذاشتن جان و مال و ناموس خود نیستند و منافعشان در خطر است.
درنتیجه به دولت مرکزی فشار می آوردند و به دستگیری یاران میرزا کمک می کردند و از سرکوب شدن میرزا خوشحال بودند، حتی در جایی به میرزا لقب دزد، یاغی و متجاوز داده بودند.
نهضت جنگل ادامه منطقی مشروطیت اصیل و نهضت عدالتخانه است ، در حالی که مشروطیت دوم پر از دغل و ریاکاری بود.
در آن زمان در هر نقطه از ایران به شکلی ، افرادی ظهور کردند، در آذربایجان محمد خیابانی ، در خراسان کلنل پسیان ، در گیلان میرزاکوچک خان و اگر آنها به هم می پیوستند و نهضتی مشترک را پی می ریختند، شاید این اتفاقات در تاریخ رخ نمی داد.

چرا انقلابیون نتوانستند یک صف واحد را تشکیل دهند؛
امروزه امکانات و فناوری پیشرفته نظیر پست ، تلگراف ، تلفن ، روزنامه ، اینترنت و... وجود دارد، در حالی که ، در آن زمان پیک ها پیاده یا با اسب ، خبرها و نامه ها را رد و بدل می کردند، مثلا وقتی میرزا می خواست به لنکران برود، پیاده می رفت.
راههای ارتباطی اولا صعب العبور بود و ثانیا کاملا در اختیار دشمن قرار داشت. نه تنها قزاق ها مانع عبور و مرور انقلابیون بودند، بلکه خان ها نیز به آنها کمک می کردند.

اگر مجاهدان و انقلابیون سراسر کشور به هم می پیوستندآیا وقوع یک انقلاب بزرگ محتمل بود؛
بله قطعا، انقلابی واحد تشکیل می شد، اما مشکل اینجاست که از یک سو شمال ایران همجوار کشور شوروی و از طرف دیگر نزدیک به قزوین و تهران بود. لذا این انقلاب از چند سمت سرکوب می شد و هیچ راهی برای ارتباط با سایر نقاط کشور نداشت.
نهضت جنگل از اردیبهشت سال 1294 تا آذر 1300 به طول انجامید، حال آن که هیچ قیام دیگری در کشور نتوانست خیلی پایدار بماند.
نهضت جنگل در کنگره کما مرامنامه ای را تصویب کرد که بیست و چند ماده داشت و شامل اقتصاد، سیاست و اجتماع بود.
این نهضت طبق اصول عمل می کرد و برای همین تقریبا ماندگارتر از سایر انقلاب ها شد. وقتی حزب عدالت تبدیل به حزب کمونیست شد و سازمان های سیاسی دیگری ظاهر شدند، نهضت جنگل تصمیم گرفت که یک مرامنامه را به تصویب برساند، تا همه طبق اصول آن عمل کنند.
میرزا کوچک خان در ارتباط با حزب عدالت ، خواهان دخالت نکردن بیگانگان در امور داخلی ایران و انقلاب شد و همواره می گفت : تبلیغات کمونیستی در ایران انجام ندهید، چرا که نخست استقلال ایران اهمیت دارد.
حتی در یک مقطع بلشویکها به میرزا پیشنهاد کردند 60هزار نیرو در اختیارش قرار دهند تا با کمک آنها تهران را فتح کند و میرزا که از اهداف سو آنها مطلع بود با تیزبینی و هوشمندی در پاسخ گفت : بعد آنها را چه طور از تهران بیرون کنم؛

میرزا و نهضت جنگل بر چه آرمان ها و شعارهایی تکیه داشتند؛
نهضت جنگل به استقلال ایران اعتقاد داشت. عدم مداخله هر خارجی رکن اصلی آن بود. درباره آزادی ، معتقد بود همگان باید بتوانند عقاید و نظراتشان را با آزادی کامل بیان کنند.
درباره مذهب می گفت: مذهب از عواطف قلبیه است و هیچ کسی حق دخالت ، توهین ، جسارت و کنترل آن را ندارد. ظلم و ستم چه از نظر اقتصادی ، چه سیاسی و چه اجتماعی را نمی پذیرفت.
میرزا به عدالت خواهی ، اسلام ، آزادی و میهن می اندیشید و این معیارها را تا آخر حفظ کرد و پیشنهاد سلطنت انگلیسی ها را هم نپذیرفت.

آیا یکی از شروط به قدرت رساندن رضاخان ، سرکوبی نهضت جنگل بود؛
با توجه به اسناد موجود رضاخان در تهران برای سرکوبی نهضت جنگل بیتابی می کرد. مستشاران انگلیسی در نقشه های جنگی ، رضاخان را همراهی می کردند و چون دو قطب خارجی قدرتمند، یعنی روسیه و انگلیس خواستار سرکوبی نهضت جنگل بودند، با هم متحد شدند.
کلانتر اف نماینده دولت شوروی همراه با رضاخان به این نهضت حمله کردند. خالو قربان تسلیم رضا شاه شد. احسان الله خان به شوروی فرار کرد و تمامی اینها با کمک نیروهای بیگانه صورت گرفت.

پیرامون انشعابات صورت گرفته در نهضت جنگل که باترفندهای دو دولت بریتانیا و روسیه صورت گرفت ، توضیح دهید.
در دوره اول نهضت ، کمیته اتحاد اسلام به وجود آمد، که میرزا هم از اعضای این کمیته بود. این کمیته در سالهای 1914 تا 1928 ادامه داشت.
نهضت جنگل در این سالها روز به روز توسعه پیدا می کرد. وقتی جنگ بین المللی اول ، تمام شد، انگلیس دیگر رقیبی برای خود نمی دید و سعی داشت ایران را کاملا در اختیار بگیرد.
در این شرایط، تنها کسی که در مقابل دولت انگلستان ایستاد و مقاومت کرد، میرزا بود. انگلیس از جنگلی ها می خواست ، به قفقاز حمله کنند ولی میرزا قبول نکرد.
قشون انگلیس وقتی مقدمات ورود خود را به ایران از نظر سیاسی و نظامی فراهم کرد به نهضت جنگل اولتیماتوم داد، که یا راه را برای عبور ما باز کنید، یا ما به شما حمله خواهیم کرد. وثوق الدوله سعی می کرد با تطمیع و تهدید، نهضت جنگل را متلاشی کند.
رئیس اداره سیاسی سفارت انگلیس با کمک وثوق الدوله سعی در برقراری ارتباط با کمیته اتحاد اسلام داشت که به طور محرمانه یکی از یاران نزدیک میرزا یعنی حاج احمد کسمایی را راضی به تسلیم و گرفتن امان نامه جانی و مالی کرد.
وقتی میرزا متوجه شد که اعضای کمیته اتحاد اسلام هریک دارای امان نامه هستند، از این کمیته خارج شد و این کمیته از هم پاشید و اعضای آن برخی به دولت مرکزی و انگلیس پیوستند و برخی مثل میرزا و دیگران به جنگل های گیلان پناه بردند.

پیرامون ماهیت احمد کسمایی بیشتر توضیح دهید.
احمد کسمایی مدتی حکمران مناطقی از گیلان بود، ولی چند سال بعد در فقر و بدبختی ، زندگی اش را از دست داد.
او آگاهانه تصمیم به تسلیم شدن گرفت ، اما درباره دکتر حشمت این طور نبود. به او قسم قرآن دادند که اگر تسلیم شوی ، امان نامه ، جان تو را حفظ خواهد کرد، ولی بعد از تسلیم شدن او را اعدام کردند.

در این میان وثوق الدوله چه نقشی بازی می کرد؛
وثوق الدوله خیانت بسیاری به ایران کرد. او حاضر بود ایران را به طور کامل در اختیار بیگانگان قرار دهد و برای از بین رفتن و سرکوبی نهضت جنگل تلاشهای زیادی کرد؛ اما وقتی متوجه قدرت نهضت جنگل شد، ناچار به بستن قرارداد با آن شد و صلحی مسلح را فراهم کرد که میرزا در جنگل بماند و به رشت حمله نکند.
اواخر اسفند سال 1298 دولت مرکزی متوجه شد حریف خوبی برای نهضت جنگل نیست. آنها نهضت جنگل را به امید تصویب قرارداد صلح در مجلس ، امیدوار کرده بودند.

رابطه مدرس و میرزا کوچک خان چگونه بود؛
شهید مدرس در اعلامیه ای نهضت جنگل را تایید کرده بود. در سال 1298 از مدرس سوال می کنند، نظرتان درباره نهضت جنگل چیست و مدرس در جواب می گوید: نهضت جنگل مورد تایید ماست و نهضتی وطن دوست و مردمی است.

در اواخر عمر میرزا بر او چه گذشت؛
با خیانت خالوقربان ، فریب خوردن دکتر حشمت و تسلیم بسیاری از انقلابیون به رضاخان ، میرزا، از هر طرف تحت فشار قرار داشت و در کوههای گیلان مرتب در جنگ و گریز بود.
او برای تجدید قوا و سازماندهی نیروهای جدید به سمت خلخال حرکت کرد. در میان راه برخی دستگیر و بعضی کشته شدند. میرزا از دوستانش خواست او را موقتا ترک کنند، تا مبادا کشته شوند.
وقتی به کوهها فرار کرد، سرمای شدیدی وجود داشت. سرما و برفی که تابستان هم ، آن را آب نمی کند. در آن سرما میرزا در 11 آذرماه همراه 3 نفر دیگر به نام های هوشنگ آلمانی (مستر گائوک) و معین الرعایا، حرکت کردند.
معین الرعایا در میانه راه به وسیله یکی از بستگانش که در ارتش قزاق خدمت می کرد، امان نامه ای دریافت کرد و از میرزا و هوشنگ جدا شد. میرزا و هوشنگ ، که راه را بلد نبودند، دچار یخ زدگی شدند.
یکی از روستاییان که از آن محل عبور می کرد، در برف میرزا را پیدا کرد، که هنوز جان در بدن داشت. هرچه سعی می کند، به او چیزی گرم بخوراند، موفق نمی شود، فورا به اهالی روستا خبر می دهد، تا به کمک میرزا بیایند.
اهالی روستا، میرزا را به مسجدی می برند. خبر حضور میرزا به طالش می رسد. قزاقهای دولتی از راه می رسند و سر از بدن او جدا می کنند. برخی می گویند که میرزا در برف بر اثر یخ زدگی از دنیا رفته بود.
ولی مستندات نشان می دهد این طور نیست مثلا وقتی سر از بدن او جدا کردند خون زیادی جاری شد که موید زنده بودن اوست.

mirza4



چه کسی سر میرزا را از بدنش جدا کرد؛
ظاهرخان به یکی از نیروهایش دستور می دهد و او این کار را می کند. سر میرزا را خالو قربان ، به رشت می آورد و مردم روستا پیکر پاک او را دفن می کنند. سر را در ملا عام قرار می دهند، تا همگان بدانند، نهضت جنگل از میان رفت.
خالو قربان سر را از رشت به تهران می برد و به عنوان پیشکش به سردار سپه می دهد. بعد از مدتی سر میرزا را در میدان حسن آباد در محل آتش نشانی فعلی دفن می کنند، اما چند نفر از دوستان باوفای میرزا، شبانه ، با نبش قبر، سر را برداشته و به رشت می برند و دفن می کنند و بالاخره دوستان او در شهریور سال 21 پس از سقوط دیکتاتوری رضاخانی ، بدن و سر میرزا را در یک جا مدفون می سازند و مقبره ای برای او درست می کنند که هم اکنون مزار و وعده گاه عاشقان است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها