آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
جالب است که این جملهها معمولا بلافاصله بعد از اولین سطور خبر توسط گوینده یا مجری خوانده میشود و به قول اصطلاح دهه شصتی «به سمع و نظر بینندگان و شنوندگان عزیز» میرسد و بعد از آن نظر نویسنده تحلیل در ادامه و در واقع «در سایه» این جمله کلی و مبهم بیان میشود.نکته قابل تامل دیگر این است که معمولا نام نویسنده این گفتار ـ تحلیلها هم ذکر نمیشود.اما سوال ساده این است که چرا نویسنده برنامهها از این جملات مبهم و بیارزش ـ از نظر مستند بودن یا رسمیت یافتن تحلیل ـ استفاده میکند و این تحلیلگران، ناظران و آگاهان دقیقا چه کسانی هستند؟
از زاویه دیگر، میتوان این سوال را طرح کرد که با به کار بردن جمله «برخی تحلیلگران، برخی آگاهان، برخی ناظران و...» مخاطب ـ بخصوص مخاطب آشنا با رسانه و خبر ـ چه برداشتی از این تحلیل میکند؟
این سوال شاید چند جواب داشته باشد که متاسفانه همه جوابها تلخ و ناامیدکننده است: ناظران مورد نظر نویسنده گفتار آنقدر معروف نیستند که نویسنده گفتار از آنها اسم ببرد. نویسنده برای خالی نبودن عریضه از شخصیت مبهم «برخی تحلیلگران» استفاده کرده یا نویسنده گفتار دچار کمبود اعتماد به نفس بوده و ترجیح داده زیر سایه این شخصیتهای ناشناس تحلیلگر یا ناظر و آگاه حرفش را بزند؟
به نظر میرسد اگر نویسنده گفتارها و تحلیلگران رسانهای، امضای خود را پای نوشتههای خود بگذارند، رعایت این نکته باعث خواهد شد کیفیت تحلیلها افزایش یابد، گفتارهای کلیشهای و کلی نظیر مثال فوقالذکر نیز کمتر شود، ضمن آنکه نباید فراموش کرد در عصر انفجار ارتباطات و رقابت آنلاین رسانهها، مخاطب طالب جزئیات دقیق و تحلیل ناب است و در این عرصه رقابت آنلاین و شبانهروزی، نمیتوان با جملات کلی و مبهم، رضایت مخاطب امروزی را به دست آورد و حفظ کرد.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....