در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به هر حال در این وادی افرادی مانند محمدرضا ورزی سعی دارند به تاریخ معاصر کشور بپردازند و در کارهایشان تاریخ را با زبانی ساده به مردم منتقل کنند. ورزی طی این سالها آثار مختلفی را نظیر سالهای مشروطه، تبریز مهآلود، کیمیاگر، پدرخوانده، عمارت فرنگی و... کارگردانی کرده است که بیشتر آنها توانسته مخاطبان بسیاری به خود جلب کند. او این روزها در حال کارگردانی سریال «معمای شاه» است؛ اثری که به سه مقطع زندگی محمدرضا پهلوی میپردازد.
در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و ماه بهمن، گفتوگویی با این کارگردان درخصوص سریالسازی درباره تاریخ معاصر انجام دادهایم.
شما ساخت سریال معمای شاه را هفته گذشته شروع کردید؛ چه شد تصمیم گرفتید در این زمینه سریال بسازید؟
خب پس از گذشت سالها از انقلاب نسل جدید کنجکاو است نسبت به گذشته تاریخی اطلاعاتی کسب کند. به همین علت بر خود واجب دیدم اثری بسازم که بهطور ویژه به زندگی محمدرضا پهلوی بپردازد و خلق و خوی او را مورد تجزیه و تحلیل قرار بدهد. طی این سالها دغدغه زیادی درباره این سوژه داشتم.
البته شاه، بیکفایتیها و جنایاتش سوژه فیلمها و سریالها قرار گرفته است، حالا شما از چه زاویهای به حکومت او پرداختهاید؟
شاید به این موضوع پرداخته شده باشد، اما هیچگاه به زندگی شاه مخلوع پرداخته نشده و همواره شخصیت او به نوعی در حاشیه بوده در حالی که من فکر میکنم جوانها پرسشهای بسیاری درباره زندگی او دارند که نیاز است در یک اثر تاریخی به آن اشاره شود. در هر حال با وجود سختیهایی که در این زمینه وجود داشت، کار در این فضا را پذیرفتم.
در انتخاب بازیگر چقدر به شبیهسازی توجه داشتید؟
در کارهایی از این دست، شما به شخصیتهایی میپردازید که هنوز جامعه از آنها فاصله عمیق نگرفته و نقش آنها در ذهن مردم وجود دارد، پس نمیتوانید بحث شبیهسازی را نادیده بگیرید. ما هم این موضوع را اصل قرار دادیم، چرا که اگر به این موضوع اهمیت داده نشود، مخاطب نمیتواند آنطور که باید با کلیت کار ارتباط برقرار کند. به همین علت ما سعی کردیم به سراغ بازیگرانی برویم که بیشترین شباهت را به شخصیتهایی که مدنظرمان است، داشته باشند و با چهرهپردازی میتوان به آن چیزی که باید، نزدیک شد. البته در بقیه موارد براساس آنچه داستان سریال ایجاب میکند ، سراغ انتخاب بازیگر رفتیم.
در این سریال بیشتر به کدام قسمت از زندگی شاه میپردازید؟
در این سریال ما سه مقطع از زندگی او را به تصویر میکشیم؛ در مرحله اول از پایان سال 7131، بازگشت او از سوئیس آغاز میشود و از ازدواجها، طلاقها و تصمیمهای سیاسی او میگوییم. در مرحله دوم به دخالت و نفوذ اشرف بر تصمیمگیری شاه و آغاز وابستگیهای او به ابرقدرتها میپردازیم و در پایان هم به چالشهای او با مردم و فرارش از ایران خواهیم پرداخت.
در طول سالهایی که در تلویزیون و سینما فعالیت داشتهاید، تمرکزتان بر ساخت کارهای تاریخی بوده است. شما قصد ندارید تجربه متفاوتی داشته باشید؟
من معتقدم کار کردن در هر ژانری باید تخصصی باشد تا فرد بتواند تواناییاش را نشان بدهد. به همین علت معتقدم اگر هر کسی به ژانری علاقهمند است، در آن استعداد دارد و سالها در آن زمینه تلاش کرده و فکر میکند توانایی دارد، بهتر است در همان زمینه کار کند.
در ساخت سریالهای تاریخی هیچ چیز باارزشتر از آن نیست که شما بتوانید مخاطب را با خود همراه کنید، وگرنه اگر شما بخواهید به ریتم کشدار زندگی بسنده کنید مخاطب آن را پس میزند
طی این سالها دوستان به من هم لطف داشتهاند و بهعنوان مثال به من پیشنهاد ساخت سریالهایی با تم خانوادگی و... را دادهاند، اما من با وجود احترامی که برای این عزیزان قائل بودهام هیچگاه نمیتوانستم خودم را مجاب کنم در فضایی که در آن تخصصی ندارم، کار کنم. به همین خاطر از آن عزیزان عذرخواهی کردم. در هر حال من این موضوع را نه تنها یک نقطه ضعف نمیدانم، بلکه به عقیده من این یک امتیاز مثبت تلقی میشود. داوود میرباقری در عرصه سریالسازی تاریخی، یک استثناست و بیشتر کارهایی که خلق کرده، مانند «امام علی(ع)»، «مختارنامه» و... توانستهاند به مرز جاودانگی و ماندگاری در اذهان عمومی برسند. ایشان با آنکه فضاهای دیگر را هم تجربه کرده اما باز هم در آن آثار، نگاه اصیل و سنتی خودشان را حفظ کردند و از این جهت میتوان ایشان را یک استثنا قلمداد کرد.
یکی از ویژگیهای کارهای تاریخی معمولا ریتم کند آنهاست، چراکه برخی میگویند شیوه زندگی در آن دوران، برعکس حال بسیار کند بوده است. شما معمولا در کارهایتان این قاعده را میشکنید و بیشتر سعی دارید زمان را از کارهایتان حذف کنید. فکر نمیکنید این قضیه به نوعی با روح آن دوران در تضاد است؟
نه، چون معتقدم شما وقتی اثری را میسازید باید برای روایت و به تصویر کشیدن آن به لحن مخاطبتان نزدیک شوید. مخاطب امروز که در معرض انواع فیلمها و سریالها و اطلاعات روز دنیا قرار دارد، دیگر حوصله شنیدن دیالوگهای طولانی و کشدار را که یک بازیگر روی صندلی ادا میکند، ندارد. او دوست دارد قصه زودتر پیش برود و او را با خودش درگیر کند. به همین علت، من این قانون نانوشته را به قول شما آگاهانه شکستم. چون معتقدم در ساخت سریالهای تاریخی، هیچ چیز باارزشتر از آن نیست که شما بتوانید مخاطب را با خود همراه کنید و اثری بسازید که با ذائقه آنها همخوانی داشته باشد، وگرنه اگر شما بخواهید مطابق آن دوران به ریتم کشدار زندگی بسنده کنید، مخاطب آن را پس میزند.
پس به خاطر جذب مخاطب است که مثلا جاهایی دست به دیالوگها میبرید و شکل بیان آنها را محاورهای میکنید. در حالی که بیشک مردم آن دوران به این شیوه سخن نمیگفتند... شاید برخی تصورشان بر این باشد که شما به خاطر جذب مخاطب حاضر هستید چشمتان را روی برخی مسائل ببندید...
مثلا روی چه چیزی؟
بهعنوان مثال وفاداری صددرصد به واقعیتها و آنچه مابهازای واقعیتری داشته باشد.
اینگونه نیست. اگر من در حرفهایم به این موضوع اشاره کردم که به دنبال شکار مخاطب هستم، بیشک منظورم این نبود که این کار را به هر قیمتی انجام میدهم، چون پس از سالها فعالیت در رسانه ملی، به فرمولهای جذب مخاطب پی بردهام، اما اعتقاد دارم کار برای مردم آن هم در فضای تاریخی، یک فرصت است و باید از این فرصت نهایت استفاده را برد، چون برای یک کارگردان، این یک تکلیف است که از بودجهای که در اختیار دارد، نهایت استفاده را ببرد و پول بیتالمال را بیجهت دور نریزد و از بین نبرد، اما در مورد دیالوگها باید بگویم من سعی میکنم در این زمینه تلفیقی عمل کنم. فعل و کلمههای ثقیل را حذف کنم، اما به برخی از اصطلاحات که خاص آن دوران است، وفادار باشم. مثلا یک کلمه را ابتدای جمله به کار ببرم، اما برای بقیه جمله، سراغ کلامهای دشوار نروم. خب همین موضوع هم باعث میشود مخاطب ما بویژه قشر جوان، بیشتر با کار ارتباط برقرار کند و نسبت به آن اقبال نشان دهد. این دلیل نمیشود که بگوییم تاریخ را به روایت خودمان تصویر کردهایم، بلکه سعی کردهایم فضایی را ترسیم کنیم که مخاطب امروز بتواند با واقعیت دیروز ارتباط برقرار کند.
تخصص شما در زمینه تاریخ معاصر است. اگر آن کار به دوران معاصر مربوط باشد. با توجه به این قضیه معمولا در روایتهای خود از تاریخ معاصر چه روشی را پیش میگیرید؟
من یک کارگردان واقعگرا هستم و به هیچ عنوان دوست ندارم تاریخی را که تعریف میکنم تحریف کنم. به همین علت سعی میکنم همواره به تاریخ وفادار باشم، اما در این زمینه یک نکته کلیدی وجود دارد و آن این است که ما وقتی برههای از تاریخ را نشان میدهیم، قصدمان مستندسازی نیست. ما میخواهیم یک قصه تاریخی را روایت کنیم و طبیعی است در آن شرایط بار درام را هم به آن اضافه میکنیم.
در هر حال من مورخ نیستم، فیلمساز هستم و باید سادهترین فرمول را در این کار که خلق لحظات دراماتیک است، رعایت کنم و به برخی استانداردها در این زمینه پایبند باشم. به همین علتها ممکن است در بعضی جاها شخصیتهای فرعی را برای جذابترشدن قصه به آن اضافه یا از آن کم کنیم.
اما در مورد این که میگویید کار کردن در زمینه تاریخ معاصر سخت است باید بگویم بله و این یک موضوع غیرقابل کتمان است، چون معمولا مردم برعکس سایر اتفاقات تاریخی نسبت به تاریخ معاصر بینش و دانش دارند و به همین علت نسبت به روایت قصههای آن دوران بسیار حساس هستند و باید با دقت بیشتری در آن مورد کار کرد.
در کشورهای مختلف، ساخت آثار تاریخی همواره مورد توجه بوده است و میتوان گفت برخی از کشورها سعی دارند از این موضوع به عنوان فرصت برای معرفی فرهنگ و تاریخ کشورشان استفاده کنند بویژه اگر آن اثر مخاطب خارجی داشته باشد و خب بسیاری از این آثار از طرق مختلف بویژه شبکههای ماهوارهای به دست مخاطب ایرانی هم میرسد. به نظر شما بهترین راه مقابله با این نوع آثار چیست؟
به نکته خوبی اشاره کردید. طی سالها سرمایهگذاری زیادی در این زمینه شده است و آثار متفاوتی با دیدگاه درخشان نشان دادن تمدن غربی و سرکوب تاریخ سایر کشورها ساخته شده است، ولی آنها در روایت این آثار بسیار موذیانه رفتارکردهاند، به گونهای که شاید در وهله اول مخاطب به قدری جذب رنگ و لعاب ظاهری کار شود که اصلا متوجه نشود سازندگان این دست آثار قصد دارند تاریخ را به گونهای دیگر به آنها
نشان بدهند.
اگر شما بسیاری از کارهایی از این دست را به لحاظ بررسی چگونگی فعالیت اسپانسرها پیگیری کنید، متوجه خواهید شد پشت بسیاری از آنها، رژیم صهیونیستی قرار دارد که دوست دارد کشورهای مختلف (بویژه کشورهای آسیایی) را تحت تاثیر قرار دهد و آنها را به لحاظ فرهنگ تاریخی عقب نگه دارد. شاید بندرت برخی کارها وجود داشته باشد که از این قضیه مستثنا باشد، اما بیشتر آنها با چنین هدفی تولید میشود.
من یک کارگردان واقعگرا هستم و به هیچ عنوان دوست ندارم تاریخی را که تعریف میکنم تحریف کنم
ما باید خودمان را در زمینه سریالسازی تاریخی قوی کنیم. آمارها نشان میدهد مردم ما به این نوع آثار علاقهمند هستند، به همین خاطر باید افراد متخصص را انتخاب کرد و از آنها خواست با تحقیق، قصهای را از دل تاریخ کشور یا دینمان پیدا کنند و به آن بار درام بیفزایند. ما نباید عرصه را خالی بگذاریم تا کشورهای دیگر مخاطبان ما را با سریالهای مبتذل، دمدستی و پردروغشان شکار کنند. ما خودمان باید از این ظرفیت به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم. شما به تاریخ سریالسازی در سه دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نگاه کنید، پی میبرید بستر برای کار در فضای اینچنینی فراهم شده و آثار خوبی از قبیل هزاردستان، سربداران، امام علی(ع)، ابوعلی سینا، مختارنامه و... ساخته شده که همگی هم با اقبال خوب مخاطبان مواجهه شدهاند. البته من هم معتقدم که ما باید دراینخصوص بیشتر کار کنیم.
طی سالهای گذشته، کارگردانهای کمی بودند که در فضای تاریخ معاصر کار میکردند. به همین علت ناخودآگاه این افراد با علی حاتمی که به باور خیلیها پیشتاز کار کردن در این فضا بود، مقایسه میشدند. شما چقدر کارهایتان تحت تاثیر آثار ایشان است؟
علی حاتمی کارگردان بزرگی است و آثار تاریخی که او خلق کرده در نوع خودش کمنظیر است، اما من با همه عشق و علاقهای که به این کارگردان فقید دارم، سبک و نگاهم در کار کاملا با ایشان متفاوت است، پس فکر نمیکنم منتقدی بخواهد فضای کاری ما را به لحاظ شباهت با هم مقایسه کند، چون به نوعی به بنبست میخورد.
بحث تقلید مطرح نیست، بلکه موضوع این است که وقتی فردی میخواهد وارد سبک جدیدی شود معمولا سعی میکند از افراد موفقی که در آن فضا کار میکردند، الگو بگیرد.
من زمانی که میخواستم وارد کار در چنین فضایی شوم، اصلا نمیخواستم علی حاتمی دوم بشوم، چون میدانستم دومشدن در این فضاها، مصادف با تمامشدن خالق است، چون تقلید همیشه با بن بست مواجهه است. بنابراین از همان ابتدا سعی کردم سبک خودم را در این فضا پیدا کنم و محمدرضا ورزی باشم نه کسی دیگر...
جالب است. اتفاقا من جایی از قول شما درباره علی حاتمی خواندم در قیاس کارتان با ایشان گفتهاید علی حاتمی از آنجا که به فضاسازی عشق میورزید، آثارش در خدمت معماری بود، در حالی که در مورد من قضیه بر عکس است. کمی بیشتر در مورد این موضوع توضیح میدهید؟
خب من در مصاحبه گفته بودم اساسا من از نمایش فضاهای کارت پستالی دوری میکنم، چون معتقدم مخاطب امروزی، چندان این فضاها را نمیپسندد. خب سلیقه علی حاتمی به گونهای بود که دوست داشت معماری در کارهایش با شکوه تمام بدرخشد، اما من هیچگاه به خاطر نشاندادن زیبایی گوشهای از یک عمارت حاضر نیستم سکانسی را برداشت کنم، زیرا معتقدم این معماری است که باید در خدمت کارهای من باشد و به نوعی در آن
حل شود.
شما ابتدا بیشتر با فیلمسازی مذهبی مطرح شدید، اما بعدها بیشتر در سریالسازی مشغول به فعالیت شدید. علت فاصله گرفتنتان از ساخت فیلم چیست؟
خب همانطور که خودتان اشاره کردید در مدت اخیر من بشدت درگیر سریالسازی بودم و از آنجا که ساخت سریالهای تاریخی به تحقیق و پژوهش مفصلی در بحث نگارش احتیاج دارد و سپس وارد فرآیند پیشتولیدهای مفصل میشود و بعد هم که بحث تولید مطرح میشود، پس در این شرایط کمتر پیش میآید زمانی را برای ساخت فیلمهای سینمایی و تلویزیونی پیدا کنم. در حالی که خودم به کار دراین زمینه بسیار علاقهمند هستم.
طی سالهای اخیر همواره این بحث وجود دارد که باید در زمینه آثاری که تم مذهبی و دینی دارند کارهایی بهمراتب بیشتر و باکیفیتتر انجام شود. به نظر شما تلویزیون در این زمینه تاکنون موفق عمل کرده است؟
خوشبختانه تلویزیون این نیاز را بخوبی احساس کرده و در این زمینه کارهای خوبی انجام داده است. شما اگر کارهای تلویزیونی را زیر نظر بگیرید، به این نتیجه میرسید که بعد از سریال امام علی(ع)، کارهای خوب بسیاری در زمینه مذهبی ساخته شده است که از آن جمله میتوان به سریال ولایتعشق، مختارنامه، یوسف پیامبر و... اشاره کرد که همگی آنها در مقطعی که پخش میشدند با اقبال عمومی مواجه شدند و همین موضوع هم باعث شد توجه بیشتری نسبت به سریالسازی مذهبی صورت گیرد.
به نظر من کار کردن در این فضا توانایی بالایی میطلبد چون مردم معمولا نسبت به این کارها بسیار علاقهمند و البته حساس هستند. سازندگان این دست کارها باید بدانند مسئولیت بسیار سنگینی روی شانههای آنها قرار دارد، چرا که دیگران با ذرهبین کارهای آنها را دنبال میکنند و هر گونه خطایی در این زمینه دچار بزرگنمایی میشود.
کارهای شما با نظرات متفاوتی از سوی منتقدان مواجه شده است. برخی این کارها را قابل دفاع میدانستند و اعتقادشان بر این بود که در روایت داستانها سعی کردهاید به تاریخ وفادار باشید، اما برخی دیگر معتقد بودند شما در این زمینه نتوانستهاید چندان موفق عمل کنید و به نوعی جاهایی سفارشها باعث شده کار شما لطمه ببیند.
متاسفانه آنها که به عنوان منتقد در مورد سریالهای تاریخی اظهارنظر میکنند، اشراف کاملی نسبت به کارهای تاریخی ندارند و صرفا سعی میکنند چیزهای دیکته شده را به رشته تحریر در آورند، در حالی که اگر فردی واقعا نقدی نسبت به کارهایی از این دست دارد، باید وقت زیادی را صرف پژوهش تاریخ آن دوره کند نه این که آنچه را فکر میکند، به رشته تحریر درآورد.
در هر حال بارها به این موضوع اشاره کردم که من نسبت به انتقادها هیچ گاردی ندارم و همه تلاشم را میکنم تا نقدها را گوش بدهم، اما معتقدم اگر نقدی هم در این زمینه میشود، باید بر اساس دانش و شناخت باشد. در هر صورت من دوست دارم تمام تلاشم را به کار ببندم تا در ارائه کارهای تاریخی، ورای هر چیزی به اصل آن وفادار باشم.
این که برخیها میگویند فلانی تفکرات سیاسی خود را در کار لحاظ میکند یا به خاطر منافع، بخشی از تاریخ را نادیده میگیرد، یک نقد بیاساس است، چون من با این میزان علاقه و دلمشغولیام به تاریخ، هیچگاه حقیقت را وارونه جلوه نمیدهم و به این قضیه فکر هم نمیکنم.
نگار حسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: