در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مصرف مواد مخدر را از کی شروع کردی؟
تقریبا از هفده سالگی مصرف مواد مخدر را باحشیش شروع کردم و کمکم مواد دیگری اضافه شد.
چطور شد که مصرف کردی؟
به علت ناآگاهی از عواقب مصرف مواد به سمت جذابیتهای اولیهای که مواد مخدر دارد و نمیشود آن را تکذیب کرد، رفتم.
مواد مخدر چه جذابیتهایی برایت داشت؟
یکی از جذابیتها جمعهایی بود که مواد مخدر در آن مصرف میشد. بعد حالتهایی بود که دفعات اول مصرف به فرد دست میدهد که اصطلاحا به آن نشئگی میگویند. اگر بخواهیم دقیق شویم جذابیت زیادی دارد و شاید یکی از بالاترین جذابیتها ناشناخته بودن آن برای فرد است. یکی دیگر از عوامل بسیار موثر این است که آدم متاسفانه در شروع مصرف به علت ناآگاهی فکر میکند خیلی از مواد مخدر به اصطلاح اعتیاد ندارند و من هم با همین دلیل غیرقانعکننده که فکر میکردم اعتیاد ندارد مصرف حشیش را شروع کردم.
چطور شد که مصرفت تغییر کرد؟
وقتی که با مصرف مواد، در جمع دوستان پذیرفته شدم، دیدم مواد دیگری هم مصرف میکنند و شاید نبود اطلاعرسانی درست از طریق اجتماع و رسانهها باعث شد به سمت مواد دیگر هم کشیده شوم، اما بیشتر میل و علاقه شخصی خودم بود که ناشناختهها را تجربه کنم. من اعتقاد دارم هر کس که در وادی مواد مخدر وارد میشود، مقصر اصلی خودش است، اجتماع، دوستان و دور و بریها میتوانند موثر باشند، اما مقصر نیستند.
اولین باری را که مصرف کردی به خاطر داری؟
دو سه ماه بود کشیدن سیگار را شروع کرده بودم. در جمعی از دوستان که تازه با آنها آشنا شده بودم؛ دیدم سیگار را خالی و چیزی را با آن قاطی میکنند و میکشند. وقتی از آنها پرسیدم گفتند خیلی خوب است میکشیم و بعد مینشینم و میخندیم و خوش میگذرانیم، بعد هم که به من تعارف کردند بیپروا قبول کردم. در این بین چیزی که من را خیلی به مصرف حشیش تشویق کرد، این بود که هر چقدر مصرف میکردم، میدیدم زیاد روی من تاثیری نمیگذارد و اصطلاحا دوستان وقتی میخواستند مسابقه بگذارند همیشه من را به عنوان قهرمان معرفی میکردند و 7 تا 9 نخ سیگار حشیش درست میکردند و همه باهم میکشیدیم، همه کم میآوردند، ولی من میدیدم هنوز جا دارم، این باعث شد در ادامه خیلی تشویق شوم.
کجا با این دوستانت آشنا شده بودی؟
در مدرسه. آن موقع سال سوم دبیرستان بودم.
تحصیلاتت چقدر است؟
کارشناسی اقتصاد دارم.
بهعنوان فرد تحصیلکرده قطعا اطلاعاتی درباره مواد مخدر و اعتیاد داشتی.
نه، اول که شروع کردم زیاد تحقیق نکرده بودم، زمانی دنبال تحقیق در مورد مواد مخدر رفتم که خودم مصرفکننده قهار شده بودم و روزی سه چهار گرم شیشه مصرف میکردم.
چی شد که تصمیم گرفتی ترک کنی؟
برای هر فرد مصرفکننده یک آخر خط وجود دارد، هر فرد مصرفکننده باید به آخر خط برسد تا برای درمان اقدام کند. عامه مردم فکر میکنند آخر خط فقط جوی خیابان است، اما من فکر میکنم آخر خط برای هر کسی فرق میکند برای یک نفر ممکن است آینه،آخر خط باشد، برای یکی اطلاع خانواده از اعتیادش و برای دیگری هم ممکن است جوی خیابان باشد، اما من وقتی به آخر خط رسیدم که از مصرف مواد خسته شدم از چیزی که قبلا بودم و آن چیزی که مواد من را به آن تبدیل کرده بود و برخورد خوب خانوادهام که جلوی من جبهه نگرفتند هم خیلی موثر بود.
آخر خط تو در واقع همان خسته شدن بود یا اتفاقات بدتری هم همراه آن بود؟
اینکه خانوادهام فهمیدند و با من خوب برخورد کردند، یعنی جلوی من نایستادند هم خیلی مهم بود. این را هم باید اضافه کنم خانوادههایی که جلوی فرد مصرفکننده میایستند، ندانسته باعث میشوند فرد در دو جبهه بجنگد. کسی که مواد مصرف میکند در درجه اول با مواد مخدر میجنگد، وقتی خانواده هم برای فرد تشنج ایجاد کند باعث میشود فرد هم با مواد بجنگد و هم با خانواده یا اطرافیانش اما زمانی که فرد اطرافیان و خانوادهای داشته باشد که در کنارش قرار داشته باشند به نظر من همه با هم با مواد مخدر میجنگند.
چرا تصمیم گرفتی به ایران برگردی؟
این را باید بگویم که یک فرد مصرفکننده وقتی به طور دائم درگیر مواد میشود، بعد از مدتی گاهی به خودش میآید و میفهمد دارد اشتباه میکند و دوست دارد از چاهی که در آن افتاده بیرون بیاید، اما زور مواد بیشتر است و میچربد. زمانی این لحظه برای من پیش میآمد و فکر میکردم خسته شدهام. یکی از این دفعات که در خارج کشور بودم با خودم دو دو تا چهار تا کردم و به این نتیجه رسیدم که من به خارج آمدهام که مواد را کنار بگذارم، اما خانوادهام را از دست دادهام. به امید یک زندگی بهتر رفتم، اما زندگی بهتری که برایم به وجود نیامد، هیچ، بلکه از لحاظ مالی و از لحاظ عاطفی هزینه بیشتری را متحمل میشدم، البته آنجا هم دو سه بار برای ترک اقدام کردم اما موفق نبودم و در نهایت تصمیم گرفتم به ایران برگردم. آن موقع فکر میکردم زندگیام تا آخر عمر به همان شکل ادامه پیدا میکند، پس به این نتیجه رسیدم بهتر است کنار خانوادهام باشم. این را هم باید بگویم که من در طول ۱۴ سال ۱۷ بار ترک کردم و دفعه ۱۸ باز رفتم و مصرف کردم، در نهایت یک دفعه با روش درست درمان شدم و الان نزدیک به دو سال و دو ماه است که حتی یک قرص استامینوفن کدئین هم مصرف نکردهام، البته باید تاکید کنم مصرف نکردن مهم نیست، مهم این است که احساس مصرف نداشتهام. به هر حال هر کس میتواند با روشهای مختلفی مصرف کردن مواد را عقب بیندازد یا کنترلش کند، حتی برای چند سال ولی به نظر من اگر ذهنش دنبال مصرف مواد باشد دیگر ارزشی ندارد.
بدترین اتفاقی که برایت در طول مصرف مواد مخدر افتاد چه بود؟
اتفاقات بد در طول مصرف زیاد افتاده است، الان بهعنوان بدترین اتفاقها شاید دو مورد را بتوانم نام ببرم. یکی اینکه من را گرفتند و یک فرد مصرفکننده وقتی که با مساله نیروی انتظامی و قانون و موارد اینچنینی روبهرو میشود، خفت و خواری زیادی میکشد و این چیزی بود که تا آن موقع تجربه نکرده بودم. دومین مساله هم این بود که خانوادهام فهمیدند. آن لحظه هم خیلی تجربه تلخی بود.
توصیهات به افرادی که اعتیاد دارند و خانوادههای آنها چیست؟
توصیه من به افرادی که اعتیاد دارند این است: به این هم فکر بکنند که مصرف کردن مواد تا زمانی که خسته شوند ممکن است بهای زیادی داشته باشد و مواقعی است که این بها جبرانناپذیر است و شاید آدم توان پرداخت هزینه تمام اشتباهاتی را که کرده است نداشته باشد، ولی توصیهام به مصرفکنندگان این است که اگر یک زمانی خسته شدند برای روش مناسب درمان اقدام کنند، اینکه من از هر دستاویزی استفاده کنم و خودم و اطرافیانم را گول بزنم، برای اینکه مدت بیشتری مصرف کنم، این بزرگترین اشتباه است. توصیه بعدی من به فرد مصرفکننده این است که گهگاهی فکر کند به قول معروف با خودش چند چند است. سبک سنگین کند که کجای کار است و به کجا میرود. اگر واقعا راهی که میرود آینده روشنی دارد، اشکالی ندارد ادامه بدهد، حتی اگر اجتماع میگوید بد است. ولی اگر میبیند که آینده روشنی پیش رویش نیست، هرچه زودتر اقدام کند بهتر است. توصیهام به خانوادهها هم این است که به هیچ عنوان مقابل فرد مصرفکننده قرار نگیرند، چون وارد شدن از راههای نادرست مسلما تخریبهای بیشتری دارد. به خانوادههایی هم که مصرفکننده ندارند توصیه میکنم روشهای پیشگیری را یاد بگیرند و فکر نکنند هر خانوادهای که مصرفکنندهای ندارد، هیچ وقت هم مصرفکننده نخواهد داشت و فکر نکنند مرگ برای همسایه است، یک روزی ممکن است در خانه خودشان را هم بزند.
خودت هم روزی صاحب فرزند میشوی و او هم ممکن است در معرض مواد قرار بگیرد، تو خودت قبل از اینکه بچهات در این مورد از دیگران بشنود به او اطلاعات میدهی یا اجازه میدهی اول آشنا شود و بعد این کار را میکنی؟
مسلما من طبق آموزشهایی که اینجا دیدهام برنامهام این است که فرزندم به سن درک لازم رسید و موارد را درک کرد، قبل از اینکه بخواهد آشنا شود و قبل از اینکه اطلاعات غلط را از جامعه بگیرد، اطلاعات لازم را به او میدهم و میتوانم با روشن کردن ذهنش درصد زیادی تاثیرگذار باشم، اما مسلما خواست خود فرد هم موضوع بسیار مهمی است. هستند دوستانی که در حوزه درمان اعتیاد فعالیت میکنند، ولی خودشان دنبال اعتیاد میروند. درصد خیلی زیادی هم به نبود آگاهی مربوط میشود که با آگاهی و اطلاع دادن فرزند میتوان جلویش را گرفت، اما باز هم درصد خیلی زیادی به انتخاب خود فرد بستگی دارد.
معمولا اعتیاد و جرم در کنار هم قرار میگیرند تو خودت وارد وادی دوم شدی؟
من وارد این مقوله نشدم، اما شاید این جواب سطحی باشد اگر بخواهم در موضوع دقیق بشوم باید بگویم، شاید جرایم اجتماعی انجام ندادم، اما بزرگترین جرم من این بود که در حق خودم و خانوادهام بد میکردم و خیلی زمانها را از دستدادم و بزرگترین چیزی که در زندگی قابل برگشت نیست، زمان است. این را هم در توصیه به افرادی که مصرفکننده مواد هستند و فکر میکنند تا آخر عمرشان باید مصرفکننده مواد باشند، میگویم که گذشته را نمیتوان تغییر داد، اما آینده را میتوان ساخت.
وقتی حرف از عکاسی و چاپ عکست همراه این مصاحبه شد، گفتی نمیخواهی این اتفاق بیفتد، یعنی میخواهی گذشتهات را مخفی کنی؟
من مشکلی ندارم و حتی خانواده و اطرافیان نزدیکم که از این قضیه اطلاع دارند با موضوع کنارآمدهاند و مخالفتی ندارند. من بیشتر زمانم را در اختیار و خدمت دوستانی هستم که بهعنوان مصرفکننده به اینجا میآیند، حتی همکاری هم میکنند. ولی بزرگترین خواستهشان این است که گذشتهشان مخفی باشد. به خاطر اینکه همه افراد از روش درمانی و تمام سرفصلها اطلاع ندارند بنابراین دوروبریها و افراد درجه دو و سه خانواده ممکن است قضاوت درستی نداشته باشند، به همین دلیل خانوادهام دوست ندارند دیگران اطلاع پیدا کنند چه گذشتهای داشتهام. من هم به نظرشان احترام میگذارم و فقط از بابت احترام به نظر آنهاست که با چاپ شدن عکسم مخالفم.
شاهد حلاج
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: