در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در ایران نیز جرایم خشن از جمله زورگیری به آن اندازه نیست که بخواهیم بگوییم امنیت اجتماعی به خطر افتاده، اما متاسفانه احساس ناامنی به شکل کاذبی بالا رفته است. چرایی این موضوع به تبلیغات رسانهای، جوسازیها، موضعگیریهای رسمی و غیررسمی و نشانههای ظاهری که شهروندان در سطح جامعه مشاهده میکنند برمیگردد. احساس ناامنی همانقدر آسیبزاست که خود ناامنی بنابراین مسئولان به همان میزان که برای برقراری و حفظ امنیت میکوشند باید برای بالا بردن احساس امنیت نیز بکوشند البته این مهم با برنامههای سطحی و کارهای شعاری محقق نمیشود. ورود فناوریهای نو به جامعه در تعیین سطح احساس ناامنی نقش مهمی را بازی میکند. در گذشته اگر جرمی به وقوع میپیوست عده کمی از آن مطلع میشدند و احساس خطر میکردند، حال آنکه امروزه شاهد هستیم مردم از جرایم مختلف با گوشی تلفنهای همراه خود فیلمبرداری میکنند و این فیلمها در فضای مجازی در سطح گستردهای منتشر میشود. طبیعتا شرایط تازه به برنامههای تازه نیازمند است و قطعا نه میتوان پدیدههای نو را نادیده گرفت و نه اینکه تلاش برای جلوگیری از گسترش آنها ثمری به دنبال دارد. بنا بر آنچه گفته شد و آن طور که از آمارهای رسمی برمیآید آمار زورگیری در کشور افزایش نداشته بلکه حساسیت عمومی نسبت به این جرم بالا رفته است. حال پرسش این است که در چنین شرایطی چه باید کرد؛ قطعا بخشی از کار به عهده دستگاه قضایی و پلیس است که وظیفه شناسایی، دستگیری و مجازات متهمان را برعهده دارد، اما کار در این مرحله به پایان نمیرسد و همزمان با آن باید رسانهها و مسئولان برای بالا بردن احساس امنیت بکوشند و دستگاههای مربوطه نیز ضمن شناسایی ریشههای چنین جرمی تاحد امکان برای از بین بردن علل و عوامل کوشش کنند. متاسفانه ما شاهد هستیم هر از گاهی وقتی جرمی به موضوع بحث مردم تبدیل میشود، مسئولان نیز به صورت مقطعی واکنش نشان میدهند، اما بعد مساله به فراموشی سپرده میشود. واکنشهای مقطعی در واقع فقط مسکن است و باید بهدنبال درمان قطعی بود.
داریوش محمودی ـ جرمشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: