در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این بیمهریها به اکران فیلم هم تسری پیدا کرد و فیلمی که تحسین منتقدان را برانگیخته بود، به اکران عمومی درنیامد. «ملکه» در شرایطی با چنین برخوردهایی روبهروست که تریبونهای فرهنگی ما شعار حمایت از فیلمهای ارزشی و دفاع مقدس را سر میدهند. «ملکه» فیلم ارزشمندی است. همه تماشاگرانی که این فیلم را با هر عقیده و نگرشی دیدهاند، بر این باورند که فیلمی حرفهای و تمام عیار است. در زمانهای که هزینههای میلیاردی صرف تولید فیلمهای حاشیهای و بیبو و بیخاصیت میشود، به نظر میرسد ساخت فیلمی از جنس «ملکه» باید با سوز دل همراه باشد. «ملکه» فیلمی است که در دنیای توپ و تانک حرف همیشگی انسانیت را میزند. این فیلم داستان یک دیدهبان جنگ است که بهدنبال فرصتی میگردد تا تواناییهای خود را به بالادستیها نشان دهد. او یک برج دورافتاده دیدهبانی را پیدا میکند که میتواند از آنجا حیاتیترین مختصات و جایگاههای دشمن را ببیند. این یک فرصت طلایی برای جبهه خودی است، اما با ورود شخصیت خیالی داستان(مصطفی زمانی) تردیدها آغاز میشود. «ملکه» که حاصل شش ماه زندگی باشهآهنگر در ویرانههای بهجا مانده از هشت سال دفاع مقدس است، نه شرایط مناسبی برای اکران دارد و نه حامی فیلمهایی از جنس خود را. روز گذشته این فیلم با وجود بیمهریهایی که در جشنواره فیلم فجر دید، از سوی انجمن منتقدان سینمای ایران مورد تحسین واقع شد و سه تندیس اصلی این جشن را از آن خود کرد. شنیدن این حرف از کارگردان فیلمی که مجالی برای نمایش نیافته، جای همه بیتوجهی و بیمهریها به سینمای واقعی ارزشی را پر میکند. باشهآهنگر وقتی تندیس بهترین کارگردانی منتقدان سینمای ایران را بهدست میگرفت، گفت: مسیر من اعتقادی است و باید ادامه دهم چون باید واقعیتها را نشان دهم. حتی اگر نگذارند فیلم بسازم من باز هم میسازم برای کسانی که جان خود را برای این مرز و بوم دادند.
آزاده کریمی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: