گربه درسایه اژدها

سفر لی ژائو زینگ ، وزیر امور خارجه چین به ایران به دعوت همتای ایرانی خود - کمال خرازی - و گفتگوهای دوجانبه فی مابین نمایندگان خارجی دو کشور بی تردید هر کارشناس اقتصادی و سیاسی ایرانی را که نیم نگاهی به فرهنگ ایرانی
کد خبر: ۵۲۹۸۳
داشته باشد به یاد حکایتی می اندازد که مولوی ، قرن ها پیش به آن اشاره کرده است.
حکایت مارگیر که اژدهای فسرده را مرده پنداشت و آن را از کوهستان به شهر آورد و بقیه ماجرا... اگرچه این حکایت مضمون خاص خود را دارد، اما نباید فراموش کرد این حکایت را می توان به شیوه های متفاوت تفسیر کرد و از مفاهیم غبار گرفته آن تفسیرهای نوینی داشت.
آمدن وزیر امورخارجه چین به ایران در شرایطی صورت می گیرد که از یک سو موضوع مقابله با قاچاق کالاهای چینی از سوی مقامات دولتی مطرح است و از سوی دیگر موضوع برنامه های هسته ای ایران که به کانون توجهات بین المللی تبدیل شده است.
سیاستمدار پیر چینی می داند چگونه در شرایط فعلی امتیاز بگیرد. این چینی خبره بخوبی فن بازی با رقیب را می داند.
وی سالها در ایالات متحده و اروپا مشق سیاست کرده و به رموز آن آگاهی دارد. حاکمان چینی بخوبی بر این موضوع واقفند که برای خروج از بحران اقتصادی و رشد و توسعه آن نیازمند دسترسی به بازارهای هدف هستند؛ بنابراین قدر فرصتهای پیش آمده را بخوبی می دانند و بسادگی از کنار آن نمی گذرند.
در این میان ، ایران به عنوان مهمترین شریک تجاری چین در منطقه و دروازه ورود کالاهای آن به کشورهای حوزه خلیج فارس است. از این رو طی سالهای گذشته این کشور با اتخاذ راهبرد اقتصادی چینی خود توانسته سلیقه ایرانیان را بخوبی بشناسد و کنترل بازار را در دست بگیرد.
استراتژیست های سرزمین اژدهای زرد در مرحله بسیار حساسی قرار گرفته اند. آنها در ایران دو هدف را دنبال می کنند.
اول به دنبال بازارهای ایران و جلوگیری از عدم ورود کالاهای خود به کشور ما هستند. دوم آن که با طرح حمایت از برنامه هسته ای ایران ، می خواهند به موادخام محصولات تولیدی خود با شرایط ویژه دست یابند.
مسوولان بازرگانی کشور علی رغم آگاهی کامل از وضع پیش آمده در بازار و موضوع کالاهای چینی به نظر می رسد دست به عصا هستند. در جهانی که بر سر ایجاد مزیت های رقابتی و بهره برداری از آنها سرمایه های نجومی هزینه می شود، نادیده گرفتن و از دست دادن این مزیت ها نابخشودنی است.
بر این باوریم که از نشانه های پیشرفت و توسعه اقتصادی جامعه ، قطع رابطه با تحلیل های ساده عامیانه ، به نفع تحلیل های دقیق ، منطقی و عقلانی است. اگر روزگاری قوم مغول با استفاده از نیروی نظامی و خوی جنگ طلبی خود بر این کشور حاکم شدند و آن را تحت سیطره خود درآوردند، در آن روز همگان می دانستند که نیروی نظامی تنها شرط چیرگی و تسلط بر کشورها محسوب می شود.
امروزه دیگر نمی توان با توسل به آن نیرو، به اهداف خود رسید. امروزه صحبت از قدرتی است که با تحلیل ها و واقع بینی صحیح می توان یک جامعه را مثل یک نوزاد به وابستگی کشاند.
قدرت اقتصادی تنها اصلی است که به زبانهای مختلف سخن می گوید و تمام راهها و درهای بسته به وسیله کلید آن باز می شود. از چند سال گذشته ، بازارهای داخلی کشور ما شاهد حضور اجناسی است مشابه کالاهای داخلی ، با قیمت و کیفیت پایین که هر مشتری را به سوی خود می کشاند.
اگرچه مسوولان تصمیم گیر کشور ما با شعار حمایت از صنایع و تولید داخل که نه تنها به لحاظ مواد اولیه و فناوری به خارج وابسته است ، بلکه به لحاظ مشکلات ساختاری همچنان چشم به جیب دولت دارد، در مسیر راهبرد جانشینی واردات گام می زنند، ولی هنوز نتوانسته اند یک راهبرد منسجم و دقیقی را پیاده کنند.
ورشکستگی های پایان سال 82، تراژدی غم انگیزی بود که گریبانگیر تولیدکنندگان داخل را گرفت و این قشر را به طعمه ای قابل هضم برای سرزمین اژدهای زرد تبدیل کرد که این روند رفته رفته بازار ایران را لذیذتر و قابل هضم تر می کند و چنانچه جلوی ورود کالاهای چینی به داخل کشور گرفته نشود، اثرات مخربی را در آینده نه چندان دور باید شاهد بود.
پرسش این است که این توسعه همه جانبه که تمام کشورهای جهان را به ستوه آورده است چگونه محقق شده است؛
چین سال 2003 به رغم مواجهه با بحران سه ماهه سارس که آسیبهای مخربی بر پیکره اقتصادی این کشور در کلیه زمینه ها از جمله بخش گردشگری ، خدمات ، تجارت خارجی و سرمایه گذاری خارجی وارد کرد موفق شد رشد اقتصادی این کشور را در حدود 5/8 درصد حفظ کند.
ضمن آن که پیش بینی های این کشور برای رشد اقتصادی در سال 2003 حدود 7 درصد در نظر گرفته شده بود و رشد اقتصادی بالای 8 درصد که همچنان در مقام اول در جهان است نشانگر توسعه همه جانبه اقتصاد چین در سال 2003است.
چین سال 2003 یعنی دومین سال ورود به سازمان تجارت جهانی در ساختار واردات و صادرات کالاها، کیفیت اقلام صادراتی و تنوع آنها بیش از پیش تجدیدنظر کرد و ضمن گشایش بیشتر درهای باز و اصلاحات گسترده تر اقتصادی ، قوانین و مقررات قدیمی مغایر با قواعد سازمان تجارت جهانی را اصلاح کرد و در مقررات جلب و جذب سرمایه خارجی ، تجارت خارجی در بازار چین تغییرات اساسی داد.
واقعیت آن است که چینی ها در مرحله استارت و حتی در مرحله توسعه ، امکان رقابت شانه به شانه را با حریفهای باتجربه غربی و شرقی خود نداشته اند، اما با بهره گیری از مزیتهای نسبی و پرداخت هزینه هایی لاجرم ، بالاخره موفقیت را در آغوش گرفته اند و ما هم اکنون نتایج آن را در بازارهای داخلی و جهانی بخوبی لمس می کنیم.
اکنون ما در وضعیتی قرار گرفته ایم که به حمایت این کشور نیاز داریم. مسوولان اقتصادی کشور بخوبی می دانند حضور چین در بازارهای داخلی و بازگشایی درهای کشور روی کالاهای چینی یعنی نابودی صنایع تولیدی داخلی ، یعنی مصرف کننده صرف ، یعنی بیکاری و هزاران مشکل دیگر.
از سوی دیگر مردان حوزه سیاست نیز می دانند با ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ، تنها برگ برنده می تواند چین باشد که با حق وتوی خود مانع رویارویی ایران با غرب شود.
اگرچه وزیر امور خارجه چین در صحبتهایش سعی می کرد به طرف ایرانی خود اطمینان بدهد که از آنها حمایت خواهد کرد، ولی به نظر می رسید این چین کهنه کار توپ را در وسط زمین نگه داشته است و سعی نمی کند آن را به طرف زمین دو حریف یعنی ایران و غرب بیندازد.
لی ژائو زینگ نیز می داند باید از رویارویی با ایالات متحده بپرهیزد و همچنین از قوانین سازمان تجارت جهانی تبعیت کند تا هم در حوزه سیاست و هم اقتصاد زیان نبیند، چرا که به اعتقاد وی ، چین ترجیح می دهد مساله ایران با یک راه حل عملی حل شود و راه حل پکن ادامه همکاری ایران و آژانس است.
اقتصاد ایران در سالهای اخیر نه تنها در بخش صادرات غیرنفتی رشد و توسعه نداشته است بلکه به اعتقاد مسوولان بازرگانی کشور، کاهش نیز داشته است.
هم پیوندی منطقه ای یکی از راهبردهای اقتصادی محسوب می شود که تمام کشورها را علاقه مند خود کرده است ، در این میان کشور ما هم با چند هم پیوندی اقتصادی در منطقه خلیج فارس سعی در توسعه صادرات غیرنفتی خود دارد که متاسفانه نتیجه قابل توجهی دربر نداشته است.
در حال حاضر سیاست اقتصادی ایران با نگاه به دور و کشورهایی چون چین ، کره ، سنگاپور و اکراین سعی دارد این نقیصه را جبران کند ؛ اما به نظر می رسد در این ارتباط، اقتصاد ما با 3 مشکل عمده روبه روست.
مشکل اول ناشی از قوانینی است که نه تنها هزینه های صادرات را بسیار افزایش داده بلکه در برخی موارد حتی الامکان انجام برخی فعالیت های بظاهر مجاز را نیز تا حد صفر کاهش می دهد.
مشکل دیگر ناشی از افزایش مستمر قیمت تولیدات داخلی نسبت به مشابه خارجی است که به لحاظ افزایش هزینه های داخل کشور، ثبات نرخ ارز و ضریب بالای بازگشت تسهیلات واگذاری بانکها و حضور رقبا در سازمان تجارت جهانی WTOقدرت رقابت را از تولیدات داخلی سلب می کند.
مشکل سوم موضعگیری افکار عمومی کشور است که هنوز به منظور الزام صادرات و سازماندهی تولید برای صادرات بدرستی جهت دهی و توجیه نشده است.
حاکمیت 3 اصل مذکور بر اقتصاد ایران نتیجه ای جز از دست رفتن بازارهای داخلی و خارجی در پی نداشته است. حال با توجه به 3 اصل گفته شده ، کشور ما توانایی برخورد با رقیبان خارجی خود را ندارد.
به همین منظور به نظر می رسد همکاری های تجاری میان ایران و چین به سود کشور مقابل و به زیان ما خواهد بود که البته ناگفته نماند طبق آمارهای تجاری ، طی چند سال گذشته تراز بازرگانی میان ایران و چین منفی بوده است.
به باور بسیاری از تحلیلگران اقتصادی و سیاسی ، هم پیوندی اقتصادی با کشورهایی که در عرصه جهانی تاثیرگذار هستند می تواند حاشیه امنیتی در بر داشته باشد.
حال این پرسش مطرح است که همکاری ایران با چین که سومین کشور واردکننده و چهارمین صادرکننده در جهان است و در اعتلای روند توسعه اقتصاد جهانی نقش بسزایی دارد چه مزایایی می تواند داشته باشد؛
به اعتقاد بسیاری ، در صورت حمایت دولت از بخش خصوصی و تولید داخلی می توان به یک بازار بزرگ دست یافت ، دوم آن که با فراگیری مدل چینی در توسعه صادرات می توان به تجارت خارجی شتاب داد.

داریوش نوروزی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها