در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایران هم از این قافله جانمانده است. بازخوانی چند پرونده که با آزمایش دی.ان.ای به سرانجام رسیده را با هم مرور میکنیم.
جسد سوخته
پروندهای مربوط به زنی شیرازی است که به جرم کشتن شوهرش به قصاص محکوم شد. کارآگاهان پلیس شیراز وقتی باخبر شدند جوانی 35ساله به نام مجید کشته شده و خانوادهاش زمین و زمان را زیرو رو کرده ولی اثری از او به دست نیاوردهاند، آستینها را بالا زدند و تحقیقاتشان را شروع کردند.
آنها اول از همه فهمیدند همسر سی ساله مجید به نام رویا چند روز قبل با خیال راحت و فراغ بال اسبابکشی کرده و حالا کسی نشانی خانهاش را نمیداند.
تازه معلوم شد مرد غریبهای هم در این اسبابکشی کمکدست رویا بود. خلاصه اینکه ماموران هر سرنخی را بدست آوردند، دنبال کردند تا اینکه فهمیدند اسم مرد غریبه احسان است و او حالا با رویا در سواحل دریای خزر در کمال آرامش زندگی میکند.
این دو نفر وقتی بازداشت شدند دوباره به شیراز بازگردانده شدند و رویا اعتراف کرد شوهرش را کشته است: ما با هم اختلاف داشتیم.
وقتی با احسان آشنا شدم، احساس کردم دوستش دارم؛ برای همین هم تصمیم گرفتم شوهرم را به قتل برسانم. روز حادثه، اول با چاقو زخمیاش کردم بعد یک تیر به سرش زدم و موضوع را به احسان خبر دادم. او هم کمکم کرد جنازه را از شهر بیرون ببریم و بسوزانیم.
تا اینجای کار همه چیز روی نظم و روال پیش رفت و ماموران هم جنازه سوخته را پیدا کردند، اما همینکه پای رویا به دادگاه رسید زیر همه چیز زد و گفت شوهرش زنده است: مجید به سفر رفته و دیر یا زود پیدایش میشود، ولی من نمیدانم کجا و چرا رفته است.
قضات هرچه به این زن گفتند ولی تو قبلا اعتراف کردهای و جسد هم پیدا شده، زیربار نرفت و جواب داد آن جنازه اصلا به مجید مربوط نمیشود. اینطور شد که هیات قضات به ناچار از پزشکی قانونی کمک خواستند.
متخصصان هم چاره کار را در همان دی.ان.ای دیدند و از روی استخوانهای مقتول آزمایش دی.ان.ای انجام دادند و گفتند جسد حتما متعلق به مجید است.
اینطور بود که رویا در نهایت به قصاص محکوم شد و البته برای همدستش هم 15 سال زندان بریدند.
جنازه بیسر
پرونده بعدی در تهران تشکیل شد و باز هم پای یک زن در میان بود. این زن به اسم مریم خیلی شیک و آسوده به دادسرای جنایی رفت و گفت شوهرش گم شده و هیچ رد و اثری از او نیست. ماموران وقتی تحقیق کردند، فهمیدند مریم با مردی افغان بارها مکالمات تلفنی داشته؛ برای همین به موضوع شک کردند و وقتی مرد افغان بازداشت شد، اعتراف کرد شوهر مریم را کشته است.
این بار هم رابطه پنهانی به قتل منجر شده بود و مریم و همدستش جنازه مرد را مثله کرده و در بیابانهای اطراف ورامین انداخته بودند.
کارآگاهان به ورامین رفتند و بعد از کمی جستجو جنازه را پیدا کردند البته جسد سر نداشت و برای همین مریم و مرد افغان خیلی راحت میتوانستند زیر همه چیز بزنند و اعترافاتشان را تکذیب کنند.
امیر اسماعیل رضوانفر ـ بازپرس پرونده ـ وقتی با چنین مشکلی مواجه شد، سراغ دی.ان.ای رفت و از پزشکی قانونی خواست با این آزمایش معمای جسد بدون سر را حل کند. اینطور بود که تمام مدارک پرونده تکمیل شد.
آی دزد
دی.ان.ای فقط به درد پروندههای کشت و کشتار نمیخورد مثلا در یک نمونه مردی که کابلدزدی میکرد از همین طریق رسوا شد.
این سارق که کابلهای برق را در گلپایگان میدزدید در یکی از سرقتها دچار برقگرفتگی شد و دستکشاش سوخت.
ماموران وقتی دستکش را پیدا کردند، دیدند تکهای از پوست دزد فراری هم به آن چسبیده است. این نمونه در اختیار پزشکی قانونی قرار گرفت و چند روز بعد مردی که بهعلت سوختگی دستش به بیمارستان رفته بود. به اتهام سرقت بازداشت شد، اما زیربار جرمش نرفت تا اینکه پزشکی قانونی ثابت کرد دی.ان.ای پوست و مرد بازداشت شده، یکی است؛ اینطور بود که سارق به جرمش اقرار کرد.
این، آن نیست
معمای جنازه متلاشی شدهای که در بزرگراه نیایش تهران پیدا شده بود هم با دی.ان.ای حل شد یا شاید درستتر آن باشد که بگوییم پیچیدهتر شد.
ماموران وقتی جسد را پیدا کردند،دیدند تمام اندامش متلاشی شده و اصلا قابل شناسایی نیست اما کنار جنازه گوشی موبایل پسری به نام کاوه کشف شد.
کاوه چند ماه قبل به طرز مرموزی مفقود شده بود. پلیس هم به این اطمینان رسید که جسد متعلق به کاوه است و موضوع را به خانوادهاش اطلاع داد. خلاصه اینکه در جریان تحقیقات یکی از دوستان کاوه به اسم علیرضا بازداشت شد و اعتراف کرد بهخاطر رقابت عشقی و رابطه با یک زن، دوستش را راهی آن دنیا کرده است.
ماموران در قدم بعدی، آن زن را دستگیر کردند اما گفت اصلا کاوه نامی را نمیشناسد. بعد علیرضا هم زیر حرفهایش زد و همهچیز را پیچیدهتر کرد.
این وسط مادر کاوه مدعی شد پسرش نجیب، محجوب، سر به زیر، با اخلاق و خلاصه کلی بچهمثبت بوده و اصلا امکان ندارد با یک زن رابطه برقرار کرده باشد.
در نهایت، آزمایش دی.ان.ای چارهساز شد و وقتی این آزمایش را انجام دادند فهمیدند حق با مادر کاوه است و جنازه هیچ ربطی به این جوان ندارد؛ برای همین همه تحقیقات از اول شروع شد، البته این بار به شکلی تازه.
فرزندکشی
یکی دیگر از پروندههای دی.ان.ای مربوط به قتل پسربچه دو سالهای به نام امیرحسین است. این کودک به دست مادرش به قتل رسیده و خود زن هم اتهامش را قبول دارد. مساله مهم، ولیدم بچه است.
پدر شناسنامهای امیرحسین وقتی در پلیس آگاهی استان البرز محاکمه شد، چنین گفت: من به زنم شک داشتم و سر این موضوع همیشه با هم دعوا میکردیم تا اینکه یک شب وقتی از سرکار به خانه برگشتم، فهمیدم امیرحسین به قتل رسیده است. زنم به من گفت اگر به پلیس خبر بدهم خودش را هم میکشد، من هم ناچار سکوت کردم و با هم جسد را از خانه بیرون بردیم و در خرابهای انداختیم.
مادر امیرحسین هم اینطور اعتراف کرد: شوهرم مرد شکاکی است. او همیشه میگفت امیرحسین شبیه او نیست. ما سر این موضوع خیلی با هم دعوا کردیم تا اینکه طاقتم تمام شد و پسرم را با روسری خفه کردم.
این زن چند روز بعد گفت حرفهای شوهرش درباره اینکه پدر امیرحسین نیست، صحت دارد و اینطور شد که پرونده به پزشکی قانونی رفت تا آزمایش دی.ان.ای انجام شود، بعد از آن تکلیف پرونده روشن خواهد شد.
ینگه دنیا
این روزها، دی.ان.ای در راز گشایی از جنایات در خیلی از کشورها حرف اصلی را میزند و پروندههای زیادی با این روش به نتیجه رسیده است.
یکی از جنجالیترین پروندهها مربوط به مردی آمریکایی به نام لری میز است. او صدمین متهمی است که در تاریخ قضایی آمریکا با آزمایش دی.ان.ای تبرئه شد و از زندان بیرون آمد.
بههمین دلیل هم به شهرت زیادی رسید. اواخر سال 1980 میلادی بود که سارقی مسلح به پمپبنزینی در هموندایندیانا رفت و علاوه بر اینکه دزدی کرد زنی را که متصدی آنجا بود، ربود و مورد آزار جنسی قرار داد.
پلیس، لری را که آن موقع مردی سیو یک ساله بود، به اتهام سرقت مسلحانه و تجاوز دستگیر کرد اما او خودش منکر چنین اتهامی شد.
شاکی یک بار او را در بین چند مجرم شناسایی کرد، اما دفعه دوم نتوانست این کار را انجام بدهد البته وقتی عکس لری را نشانش دادند تائید کرد او همان مرد متجاوز است.
یک سال بعد لری محاکمه شد و به 80 سال زندان محکوم شد، اما این پرونده 19 سال بعد دوباره به جریان افتاد و وکلای تازه لری خواستار انجام آزمایش دی.ان.ای شدند.
خود این کار آن موقع دو سال طول کشید و بالاخره معلوم شد حق با لری بوده و او این جرم را انجام نداده است. اینطور بود که مرد بیگناه آزاد شد. (جام جم - ضمیمه تپش)
مریم عفتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: