خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 88

یکشنبه 15 خرداد 1373 این روزها به مناسبت سالگرد رحلت امام برنامه های صداوسیما وضع ویژه ای دارد. امروز برای افتتاح سیمای مرکز کهگیلویه و بویراحمد به یاسوج سفری داشتم.
کد خبر: ۵۲۸۹۳

ساعت حرکت، صبح زود بود. در فرودگاه، استاندار و مدیرکل و برخی مسوولان حضور داشتند. برای افتتاح سیمای مرکز، در جلسه ای که طراحی کرده بودند، حاضر شدیم.
البته مقصود از سیمای مرکز، چیزی جز در کنترل بودن شبکه اول در مرکز کهگیلویه نبود; زیرا بحث تولید و شبکه مستقل چندان جایی ندارد و اذان به افق یاسوج پخش می شود و روزهای جمعه دو ساعتی برنامه خاص تولیدی مرکز روی فرکانس شبکه اول پخش می شود.
مرکز جدیدی هم ساخته شده بود به مساحت 5/6 هکتار و زیربنای 8000 مترمربع که برای این استان مناسب بود.
در جلسه ، امام جمعه و نمایندگان استان در مجلس و مدیران کل استان حضور داشتند. با هلی کوپتر به چند فرستنده این استان سر زدیم و وضع آنان را از نزدیک دیدیم.
باید به فرستنده های مهم سرکشی شود تا هم از نزدیک اوضاع کار همکاران را دید، و هم تقدیری از آنان بشود.
واقعا کارکنان صداوسیما در شرایط سختی باید کار کنند البته نه همه آنها مخصوصا کسانی که باید در محل فرستنده های صداوسیما حضور داشته باشند. گاه به دلیل ارتفاعات صعب العبور مجبورند دو هفته در سر کوه باشند و دو هفته در شهر زندگی کنند.
این دوری از خانواده و بویژه در زمستان که به دلیل برفهای سنگین ارتفاعات ، جاده های ارتباطی بسته می شود، شرایط سختی برای آنان ایجاد می کند.
شاید کسانی که در خانه های خود کارهای صداوسیما را ملاحظه می کنند، تصور کنند کار در صداوسیما آرام و زیباست.
البته چنین هست ; مخصوصا برای کسانی که اهل ذوق و کار و تلاش باشند; اما بخشهای فنی صداوسیما در بعضی امور، کار واقعا سختی دارند; مثل این نوع کارها و یا کار دکل بندها که باید به ارتفاع صد یا دویست متر بروند و آنتن ها را نصب کنند.
در این بازدید احساس کردم دوستان فنی در سایت های دور از شهر، اوقات فراغت زیادی دارند چرا که کار اصلی آنان نظارت و کنترل است بنابراین تصمیم گرفتم برای این مراکز، کتابخانه های کوچکی ایجاد شود تا دوستان همکار از وقت خود استفاده کنند.
با خود قرار گذاشتم انتشارات سروش متقبل این قضیه شود. از سوی دیگر به رئیس سازمان کتابهای زیادی اهدا می شود که بسیاری از آنها به درد این دوستان می خورد. بنابراین از این طریق می توانم کتابهای مورد نیاز آنان را فراهم کنم.
منطقه سرسبزی است. برخلاف تصور عموم مردم که فکر می کند فقط شمال ایران محل مناسبی برای تفریح است ، این استان امکانات بسیار خوبی برای آسایش و اوقات تفریحی مردم دارد که شناخته شده نیست ;بویژه وقتی با هلی کوپتر از بالا نگاه می کردیم ، این وضع کاملا روشن می شد.
هنگام بازگشت ، به مدیر مرکز گفتم از فضای سرسبز و امکانات توریستی این استان آثار تلویزیونی جذاب تولید کنید تا در شبکه ها منعکس شود و مردم شرایط استان را بشناسند.
در بین راه چادرهای دامداران و عشایر دیده می شد. در یکی از مناطق از هلی کوپتر پیاده شدیم و داخل یکی از چادرها رفتیم. زندگی ساده و زیبای عشایر و روحیه میهمان نوازی آنان ، همه چیز عالم را زیبا می کرد. آن عزیزان ، میهمانان ناخوانده را که از آسمان یک مرتبه مثل جن فرود آمده بودند، پذیرفتند و نان و پنیر و... آوردند و فورا می خواستند گوسفندی بکشند، که خواهش کردم به زحمت نیفتند; چون ما به قصد زیارت آنان و خواندن نماز خدمتشان رسیده بودیم و چند دقیقه دیگر هم مرخص می شدیم.
بعد از نماز، چای داغ زیر چادر واقعا دلچسب بود و سخنان آنان با لهجه زیبای عشایری، جلسه را طراوت بیشتری داده بود.
هنگام خداحافظی ، بره کوچکی را آوردند که همراه ببرید برای فرزندتان! از او تشکر کردم. به ذهنم خطور کرد اگر این بره را همراه ببرم ، منظره داخلی هواپیما یک صحنه قابل فیلمبرداری خواهد بود!
در راه بازگشت ، داستانی از آقای شیخ محمد هاشمیان امام جمعه رفسنجان به خاطرم آمد. او مرد مزاحی است. خودم از ایشان نشنیده ام ، ولی برایم نقل کرده اند که وی با یکی از دوستان میهمان خود به بیرون شهر رفته بود.
آنها گله گوسفندی را دیدند و میهمان وی از بزغاله کوچکی در رمه گوسفندان خیلی خوشش آمد و گفت چقدر خوب بود این را همراه می بردم ; ولی افسوس که نمی توانم آن را در هواپیما همراه خود ببرم.
ایشان گفته بود: چه اشکالی دارد; وقتی هواپیما حیوان بزرگی مثل شما را حمل می کند، چطور نمی تواند بزغاله کوچکی را حمل کند!؛ اسم میهمان را ذکر نکنم ، اولی است!
به منطقه دهدشت رسیدیم و فرستنده رادیویی آنجا افتتاح شد، که با این افتتاح ، پوشش رادیویی استان بهبود پیدا می کند.
با راه اندازی دو فرستنده رادیویی 10 کیلوواتی در این منطقه ، تقریبا 48 درصد استان زیر پوشش قرار می گیرد. وضع پوشش تلویزیونی استان مشکلات بیشتری دارد که دستور لازم را برای راه اندازی فرستنده های کم قدرت در سه منطقه کوه سفیددار، کوه خالی و کوه سیاه دادم.
هنگام بازگشت ، در مرکز یاسوج طی مصاحبه ای تلویزیونی اعلام کردم که ان شاءالله سال آینده تلویزیون بین المللی ایران راه اندازی می شود.
تلاش بر این است که با ایجاد روحیه در همکاران و سرعت عمل ، حرکت در سازمان شدت بگیرد و از حالت اداری خارج شود.

خاطرات دکتر علی لاریجانی - قسمت 87
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها