حتی در کشورهایی که زوجین براحتی از هم جدا میشوند باز هم طلاق امری مذموم است، ولی اکثر فرهنگها پذیرفتهاند گاه چارهای جز طلاق وجود ندارد و در واقع به آن به چشم بد نگاه میکنند در این بین برخی خردهباورهای فرهنگی نگاهی متفاوت نسبت به این موضوع دارند و آن را تابو میدانند و معتقد هستند، در هیچ شرایطی و به هیچ قیمتی نباید زن و شوهر متارکه کنند. آنها معمولا طلاق را برای زن ممنوع میدانند و اگر مردی از اطرافیان تصمیم بگیرد از همسرش جدا شود مقاومت چندانی به خرج نمیدهند. چنین خردهباورهایی سبب میشود وقتی بحرانی در خانواده شکل میگیرد شوهر یا خانواده زن برحفظ زندگی مشترک پافشاری کنند و معمولا نیز برای این کار از راههای غلط وارد میشوند و طبیعتا بحرانی که شکل گرفته، پشت درهای بسته خانه روز به روز شدیدتر میشود و در آن صورت است که شاهد جنایت خواهیم بود. از سوی دیگر گاه دیده میشود زنی بعد از طلاق نیز توسط شوهر سابق خود یا اعضای خانوادهاش کشته میشود.
حقیقت این است که بعضی مردان، خود را مالک همسرشان میدانند و حتی بعد از طلاق نیز حق مالکیت خود را پایان یافته تلقی نمیکنند، برای همین هم دست به چنین رفتارهایی میزنند. همچنین برخی خانوادهها زن مطلقه را به عنوان زنی بیآبرو میشناسند و با این تصور که حیثیت و شرافت خانوادگیشان لکهدار شده است دست به رفتاری خشن میزنند تا به تعبیری برای خود اعتبار بخرند.
این نوع خردهباورهای نادرست در تمام جوامع وجود دارد و فقط میزان شیوع آن متفاوت است، آموزش دادن به چنین افرادی کاری بسیار دشوار است، چراکه آنها در برابر هر نگاه تازه و هر حرف نو که با عقاید و باورهایشان مغایرت داشته باشد، مقاومت میکنند و برای همین هم هست که مثلا حاضر به کمک گرفتن از روانشناسان نمیشوند.
آموزش دادن این افراد باید تدریجی و به صورت نامحسوس باشد و پند دادن مستقیم به هیچ وجه تاثیری نخواهد داشت و هر برنامه کوتاه مدتی نیز محکوم به شکست است.
کاظم بیرجندی ـ آسیبشناس اجتماعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم