در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دغدغه نگارش کتاب مبانی زندگینامه داستانی از چه زمانی در شما شکل گرفت؟
دو عامل انگیزه این پژوهش بود؛ یکی تجربه نیمهکاره و ناموفق خودم در نوشتن زندگینامه داستانی یکی از شهدا که خود شرح پر سوز و گداز و مفصلی دارد و دیگری مطالعه و نقد و بررسی دهها زندگینامه داستانی در جلسات داوری کتاب سال دفاع مقدس. البته چند زندگینامه هم نوشتهام که چاپ شده است. در واقع دیدم در سالهای اخیر سیاستگذاران فرهنگی، نویسندگان و خوانندگان از مبانی زندگینامه داستانی استقبال خوبی دارند، اما کمبود منابع نظری و تفاوت در دیدگاههای کارشناسان و نویسندگان در مبانی و اصول نگارش زندگینامه داستانی زیاد است. پس از تصمیم و شروع کار هم، تشویق دوستان و حمایت بنیادشهید و امور ایثارگران مؤثر بود.
چه مدت برای نگارش این کتاب وقت صرف کردید؟
سه سال، از سال 1387 تا 1390.
از چه منابعی برای نگارش مبانی زندگینامه داستانی استفاده کردید؟
وقتی پژوهش درباره زندگینامه داستانی را سال 1387 شروع کردم در میان کتابها تنها چند بند درباره زندگینامه داستانی یافتم. مهمترین این کتابها عبارتند از «واقعیت اجتماعی و جهان داستان»، «زندگینامهها»ی محمد عبدالغنی حسن، «داستان: تعاریف، ابزار و عناصر»، «فرهنگ زندگینامهها»، «نظریه رمان»، «با یاد خاطره»، «زندگی در آینه»، «منابع جغرافیایی: زندگینامهای و دولتی»، «ماهنامه ادبیات داستانی» شمارههای 104 و 105 همچنین فصلنامه زندهرود، ویژه زندگی خود نوشت و مداخل زندگینامه و زندگینامه خودنوشت در فرهنگنامهها مانند فرهنگ اصطلاحات ادبی، واژهنامه هنر داستاننویسی، فرهنگنامه ادب فارسی، مداخل زندگینامه و زندگینامه خودنوشت در کتابهای مرجع و انواع ادبی.
در جستجوی پایگاههای اطلاع رسانی خانه کتاب، کتابخانه ملی ایران، کتابخانه حوزه هنری و کتابخانه تخصصی جنگ با کلید واژههای زندگینامه، سرنوشتنامه، شرححال، سرگذشتنامه، زندگینامه داستانی و داستان مستند به منابع نظری فراتر از آثار بالا نرسیدم. همچنین در میان پایان نامههای موجود در مرکز مدارک علمی ایران، مدرک و مقالههای مربوط را نیافتم. در جستجوی اینترنتی در فضای مجازی از 1387 تا1389 به سه مقاله و دو مصاحبه در پایگاهها و مطبوعات رسیدم. مقالات بیشتر به تاریخچه و سیر زندگینامهنویسی پرداخته یا تدوینی ترکیبی از مداخل زندگینامه و زندگینامه خودنوشت از چند فرهنگ یا کتابهای مرجع انواع ادبی بود، اما از مصاحبهها در دو پایگاه دکتر ناصر فکوهی و دکتر نعمتالله فاضلی در باره زندگینامهنویسی بهره بردم. در واقع منبع مستقل و کاملی در باره زندگینامه داستانی وجود نداشت و این کتاب اولین کار محسوب میشود.
شما سالها یکی از داوران بخش زندگینامه داستانی کنگره کتاب سال دفاع مقدس بودهاید.نویسندگانی که در آن کنگره اثر میفرستادند چقدر از این مبانی تبعیت میکردند و چقدر آثارشان نسبت به اصول تئوریک زندگینامهنویسی بیتوجه بوده است؟
تجربه داوری در بخش زندگینامه داستانی کتاب سال دفاع مقدس از سال 1385 تاکنون، نقش مهمی در این پژوهش دارد. بویژه داوری در بخشهای مقدماتی و نهایی ربع قرن کتاب دفاع مقدس که منجر به رصد تمام زندگینامههای داستانی دفاع مقدس از سال 1359 تا 1385 و مطالعه آثار راه یافته به بخشهای دوم و نهایی شد. به عبارت دیگر در همه موارد میانگین مولفههای رعایت عوامل ادبی از رعایت عوامل مستندنگاری و پژوهشی بیشتر است و این فاصله در اغلب موارد معنی دار است. از این رو باید در نظر داشت چنین تفاوتی به این معناست که زندگینامههای داستانی دفاع مقدس بیشتر بر محور عوامل داستانی و کمتر بر محور عوامل پژوهش و مستند نگاری پیش رفته است. چنین رهیافتی را میتوان در کمبود اطلاعات تاریخی، عدم تطابق وقایع تاریخی متن با اسناد متقن بیرونی، ضعیف بودن سند روایت، عدم فراوانی توزیعی اطلاعات درباره سراسر زندگی شخص، غلبه اطلاعات دوران کودکی و نوجوانی یا وقایع پشت جبهه بر وقایع اصلی جنگ، درونیشدن بیش از حدّ روایتها، تلخیصهای نابجا و لحظه پردازیهای طولانی که ناشی از کمبود پژوهش و فقر اطلاعات است در زندگینامههای دفاع مقدس مشاهده کرد. نویسندگان نیز شایسته است در نگارش زندگینامههای داستانی از همه ظرفیتهای عوامل ادبی، مستند نگاری و پژوهش تاریخی استفاده کنند. زیرا بدون بهره گیری کامل و توأم از این سه عامل نمیتوان اثری ادبی را به سندی فرهنگی در حوزه دفاع مقدس تبدیل کرد.
کاموس: استانداردسازی زندگینامههای داستانی از زندگی شخصیتها که با بهره گیری از انواع بیشمار روایت خود را متنوع جلوه میدهد هنر زندگینامه نویسی را به صنعت زندگینامهنویسی تبدیل میکند و اینگونه ادبی را به گونه کلیشهای بدل میکند که تنها کارکرد عامهپسند آن باقی میماند
شاید بتوان با استفاده از شیوههای داستاننویسی، خلأهای ناشی از کمبود اطلاعات را برطرف کرد و با تکنیک، انسجام داستانی ایجاد کرد، اما نمیتوان زندگینامه را چنان نزدیک به واقعیت نوشت که به سند تبدیل شود. منتقدان و کارشناسان نیز شایسته است توجه داشته باشند استانداردسازی زندگینامههای داستانی از زندگی شخصیتها (رزمندگان، ایثارگران و سرداران شهید) که با بهره گیری از انواع بیشمار روایت خود را متنوع جلوه میدهد، هنر زندگینامه (داستانی) نویسی را به صنعت زندگینامهنویسی تبدیل میکند و اینگونه ادبی را به گونه کلیشهای بدل میکند که تنها کارکرد عامهپسند آن باقی میماند.
یکی از نکاتی که برخی منتقدان در حوزه ادبیات دفاع مقدس مطرح میکنند، این است که ادبیات دفاع مقدس به دنبال مقدس نشان دادن اتفاقات جنگ است و پیرامونش یک فضای غیرقابل نقد وجود دارد. در حالی که وظیفه ادبیات نشان دادن واقعیتهاست و از تقدسنمایی پرهیز دارد. در بحث زندگینامههایی که درباره دفاع مقدس وجود دارد، شما چطور این اتفاق را تحلیل میکنید؟
اینطور نیست! ادبیات دفاع مقدس اگر نسبت به واقعیت متعهد باشد و حتی بخواهد رئالیستی صرف هم عمل کند، موضوع تقدس در ادبیات دفاع مقدس محوری و اساسی است. زیرا بنمایه دفاع مردم ایران در برابر تجاوز عراق با حمایت بیش از پنجاه کشور غربی و عربی، ماهیتی مقدس داشته است.
من این مسأله را در مقالهای بررسی کردهام. این مقاله در کتاب «مقالهها و مقولهها» به کوشش آقای محمدقاسم فروغی چاپ شده است. در این موضوع نظرات آقای علیرضا کمری در کتاب «یاد مانا» را ببینید. البته استانداردسازی زندگینامههای داستانی دفاع مقدس ریشه در نگاه و پیشداوریهای قالبی نویسندگان و سفارشدهندگان و گاه فضای جامعه نسبت به انگاره و تصویر شهید دارد. در این ساخت از پیش تعیین شده، اطلاعات هر چند نزدیک به واقعیت باشد، برگرفته از پژوهش، کشف و شناخت نویسنده نیست، بلکه برگرفته از نظریه الگوی یک شهید است.
در این استانداردسازی، شهید یا ایثارگر برخاسته از خانوادهای مذهبی و سنتی است که از دوران کودکی و نوجوانی با مفاهیم شهید و ایثارگری آشناست و عموما روحیه لطیف و دلسوزانه یا غیرت مردانه و پیروی از تکالیف دینی او را به جبهه و نبرد میکشاند و در پایان در فضایی برخاسته از کشف و شهود قبلی، شهید میشود. اینگونه ساختهای مثالی هر چند در موارد بسیاری به دلیل بافت مذهبی جامعه، تأثیر فراگیر اسلام انقلابی، رهبری واحد و نافذ در جامعه، روحیه عمومی ظلم ستیزی ایرانیان و... نزدیک به واقعیت است، اما نشانگر واقعیت زندگی و شخصیت یگانه یک شهید با کارکرد یک الگو نیست. آیندگان و مردم سایر ملل شاید انگیزه و امکان دسترسی به اسناد واقعی تاریخ دفاع مقدس ما را نداشته باشند، اما اسناد فرهنگی دفاع مقدس (شعر، داستان، زندگینامه، نمایش، نقاشی، فیلم و...) میتوانند حضوری فراگیر و پایدار داشته باشند.
شما میپذیرید که نویسندگان اقبال کمتری به زندگینامه داستانی در مقایسه با سایر حوزههای ادبیات دفاعمقدس از خود نشان میدهند؟ علتش چیست؟ آیا علتش ناشی از این است که نسلی که باید زندگینامه خود را در جنگ مینوشت، دیگر در حال پیر شدن است؟
آمار نشر و مشاهدات نشان میدهد اینطور نیست. تولید آثار زندگینامه داستانی از 1376 اوج میگیرد و نسبت به 15 سال گذشته 4 برابر میشود و از این سال گونه زندگینامه داستانی در آثار ادبی دفاع مقدس جایگاه معنیداری مییابد. از سالهای پر رونق تولید زندگینامه داستانی، سالهای 1379، 1382، 1383 و 1385 با 35، 22، 20، و 62 اثر است. همچنین طبق آمار سیزدهمین دوره داوری کتاب سال دفاع مقدس در بخش زندگینامه داستانی مجموع زندگینامههای داستانی سالهای 1387و 1388، هفتاد و چهار اثر است. این آمار نشان میدهد روند زندگینامه داستانی دفاع مقدس در دهه 80 با میانگین 23 اثر در هر سال از این دهه به ثبات معنیداری دست یافته است.
یک نویسنده ایرانی برای نگارش زندگینامه رزمندهای در طول 8 سال دفاع مقدس، باید به چه عناصری پایبند باشد که مثلا نویسندگان غربی وقتی میخواهند درباره یک جنگجوی دوران جنگ جهانی بنویسند، به آن پایبند نیستند؟
اگر هر دو به واقعیت متعهد باشند و در شناخت آن پیشداوری حداقلی داشته باشند، تفاوتی درکارشان نیست.
نفس انتشار چنین کتابهایی بسیار مثبت است، اما در فضای کنونی فکر میکنید آیا انتشار کتابهای پژوهشی میتواند بسترهای تئوریک را در جهت مطلوب اصلاح کند؟
فکر میکنم کتاب مبانی زندگینامه داستانی، با طرح نظریه رعایت نسبت میان عوامل ادبی، مستندنگاری و پژوهشی در شناخت، داوریها و سیاستگذاریها درباره تولید زندگینامه داستانی مؤثر باشد و آینده این موضوع را قضاوت خواهد کرد.
آیا شما به عنوان نویسنده این کتاب، به فروش آن امید دارید؟
نیاز نویسندگان، دانشجویان رشتههای ادبیات و همچنین علاقهمندان به مباحث نظری، خود، استقبال از این کتاب محسوب میشود.
سجاد روشنی / گروه فرهنگوهنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: