در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اینک که چند روزی از ماجرا میگذرد و تب و تاب واکنشهای اولیه فروکش کرده است، شاید بتوان با واقعبینی بیشتری به ماجرا نگریست و از این منظر نکات ذیل (که احتمال اشتباه یا قابل نقد بودنشان هیچ کمتر از دیـــگر مطالب نیست) به نظر میرسد که قابل تامل باشد:
الف)
در اینکه در ماجرای ثبت سازها یا آثار موسیقایی ایرانی کوتاهی شده و میشود، تردیدی نیست. اصولا هنر موسیقی و تمام متعلقات آن (از هنرمند گرفته تا ساز و آثار و...) هیچ گاه آنچنان که شایسته و سزاوار بوده است مورد توجه قرار نگرفته و هشدار و گلایه هنرمندان این رشته (که عموما از شریفترین و صبورترین هنرمندان کشورمان بوده و هستند) کمتر شنیده شده است. لذا اصل این حرف که در بابت ثبت ساز تار (یا دیگر موارد مرتبط) کوتاهی و غفلت انجام شده حرف درست و منطقی است که امید است با این اتفاق حرکت و جریانی برای انجام امور مشابه شکل بگیرد.ب)
کوتاهیها مجوزی برای توهین به فعالیت و حرکتهای رو به جلوی دیگران نمیباشد. جمهوری آذربایجان هم برای خود، مردمان و فرهنگی غنی و قابل احترام دارد و البته طبیعی است که بر اساس منافع خود دست به اقداماتی میزند که گاه با انصاف و جامعنگری همراه نیست، لیکن انتظار اینکه چون ما در بخشی یا حوزهای حرکت ایجابی نداریم، دیگران هم نباید هیچ کاری بکنند که به سود فرهنگ و هنر خود بوده و با نادیده گرفتن بخشی از حقایق تاریخی همراه باشد، منطقی به نظر نمیرسد.ج)
تردیدی نیست ایران از جمله کشورهای دارای تاریخ کهن و صاحب فرهنگ و تمدن است و در میان دیگر کشورها به لحاظ غنا و ریشهمندی فرهنگی و تاریخی از سرآمدان است. با این حال این قله و جایگاه رفیع موجب برخوردارنبودن دیگر کشورها و مردمان از فرهنگ و هنر اصیل و قابل احترام نمیشود. به دیگر سخن، عبارت «هنر نزد ایرانیان است و بس» عبارتی زیبا و خاطرهبرانگیز اما نادرست است. همسایه ما هم تار خود را دارد و برای حفاظت و استفاده از آنها از منظر منافع ملی خود حرکت میکند.تار (و اصولا ساز ایرانی) مشکلاتی جدیتر هم دارد. اغلب کودکان ما با تصویر و چهره این ساز ناآشنایند و چه بسا سازهای غیر ایرانی را زودتر تشخیص میدهند! هنوز که هنوز است فرآیند «کارگاهی، تحقیقاتی» جدی در خصوص این ساز انجام نگرفته که دسـت کم به ساخت سازهایی حرفهایتر و خوشصدا تر منجر شود تا بتوان چند تار کاملا مشابه به لحاظ صدادهی را در یک ارکستر کنار هم نشاند.هنوز در هنرستانهای موسیقی ما و در تداوم یک اشتباه تاریخی اولویت و توجه و رویکرد غالب با آموزش سازهای غیر ایرانی است تا جایی که هنرجویان سازهای ایرانی موظف به یادگیری پیانو به عنوان درسی پایه و مشترک همه سازها هستند و هنرجویان سازهای غیرایرانی هیچگونه اجباری برای یادگیری ساز ایرانی ندارند! و البته هنوز که هنوز است هیـــچ تلاشی برای ثبت تار ایران انجام نشده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: